اصلاحات علیه اصلاحات/ شیما فاضل کیا

اصلاحات علیه اصلاحات/ شیما فاضل کیا

تاریخِ (مردم سالاری خواهی) ملت ایران از هزاران سال پیش فراز و فرود های بیشماری ثبت كرده است. تجلی این کنش و واکنش ها را می توان در برش تاریخی یکصد و پنجاه سال اخیر بهتر از هر زمان دیگری به تماشا نشست، بررسی این یکصد و پنجاه سال اخیر به دلایل:

 

– معاصر بودن، هم جهت بودن و تشابه شرایط جامعه شناسی سیاسی کنونی ما بسیار مهم تر از باقی آن هزاران سال می باشد.

 

هرچند بی گمان بررسی آن در یک آسیب شناسی جدی برای دوران ما در یک مقاله کوتاه نمي گنجد، اما پرداختن به یک نکته از آن خالی از لطف نیست.

از قدیم الایام اطباء معتقد بوده اند که هر پادزهری را باید از زهر خود آن جست و بالعکس مشروطه خواهی بی شک خواست رهبران سیاسی مشروطه نبود اما برای تغییری وسیع از نظامِ شاهنشاهی هزاران ساله به دموکراسی به سبک غربی هرگز نمی توانستند یک باره به نتیجه دست یابند نه شاهان چنین چیزی را می پذیرفتند و نه مردم زمانه ظرفیت این تغییر بزرگ را داشتند بنابراین راه های گام به گام دستاویز رهبران اولیه مردم سالاری خواه شد.

 

تاریخ نشان داد که رهبران هرچه جلوتر رفتند راهشان از هم دورتر شد و همین دوری و گسل موجود بین رهبران مشروطه سبب بازگشت حاکمان پادشاهي طلب و مردم تازه دموکراسی دیده به چاه و چالش پذیرش دوباره تفکر شاه خواهی شد.

 

بروز چندباره این چاه و چالش باعث شد که رهبران بعدی مردم سالاری خواهی خواهان مرحله های آرامتری برای عبور از شاه خواهی به مردم خواهی باشند (اصلاحات) اما چالش بعدی پیش رو، چالش افکار نبود، بلکه چالش افراد بود.

 

افرادی که روزی به نیت نثار جانشان گام در راه تغییر گذاشته بودند به مرور خواهان سهم بودند و سهمشان در شیوه اصلاحات به دست نمی آمد و اکنون نوبت چالش بازگشت رهبران اصلاح خواه به شاه خواهی بود. به مرور اصلاح طلبان با قدرت کم و بیششان نیت شان را پیش بردند اما با گذشت زمان اصلاح خواهان در مقابل اصلاح خواهی پیوسته ایستادند.

 

از آنجا که؛ اصلاح پیوسته پیراستگی مدام ایجاد می كند، به ناچار افراد قدیمی تر باید هر چه زودتر جای خود را به تازه اصلاح خواهان می دادند که این نو شدن مدام چالش بعدی را بوجود آورد (اصلاحات علیه اصلاحات) اصلاح طلبانی که منادی مبارزه با ایجاد طبقات بودند، رای اکثریت را می طلبیدند، عدالت اجتماعی، سیاسی را می خواستند، فردگرایی را می طلبید، قهرمان پروری پوپولیستی را نفی می كردند، گفتگوی مداوم را فریاد می زدند، زنده باد مخالف را می سرودند و به مردمی آقازاده پرور تک گو، سازندگان طبقات اجتماعی جدید و شعار محور شدند و حاصل جمع به صفر رسید.

 

شاید به دلیل ذیق فرصت و هجوم پوپولیستی فضای مجازی و بخاطر جلوگیری از تنش بیشتر نتوان مثال و شاهد و مدعا های عینی تری ذکر کرد اما مسلما هروقت حرفی زده شود صاحب حرف بهتر از هرکسی آن را خواهد شنید.

 

اگر امروز اصلاحات به زعم بسیاری در تنگنا قرار گرفته است بهتراست بجای فرافکنی و دشمن سازی و تئوری هاي متوهمانه کمی اصلاحات به درون خویش نگاه بیندازد تا با اصلاح خود (علیه خود بودنش) را برطرف کند تا تولدی دیگر زنده و سازنده پیدا کند.

 

هرچند مسلما راهبرانی که امروز اعتقادی به عدالت اجتماعی با نیروهای تازه، دوری از شعار زدگی ندارند، برعلیه این نوشته کوتاه نیز شدید تر از هر دشمن اصلاحاتی موضع خواهند گرفت اما چه بخواهند چه نخواهند راه اصلاحات از اصلاح شدن مداوم می گذرد و دیر یا زود همگان نتیجه اعمال و افکارخود را خواهند دید همانطور که در صدوپنجاه سال گذشته بارها و بارها دیده اند

 

دبیر حزب مجدایران در اندیمشک