اصلاح طلبی، اصولگرایی، انتخابات تابا گزارش می دهد؛

اصلاح طلبی، اصولگرایی، انتخابات

درست بلافاصله از ورود نمایندگان لیست امید به مجلس شورای اسلامی همه چیز برای احزاب رسمی و نیروهای شاخص غیرحزبی اصلاح طلب در حالی به پایان رسید که برای مردم آغازی بر تحقق وعده ها و خواسته های وعده داده شده بود. نقطه ضعفی که چشم پوشیدنی نیست.

احسان سپهوند– مرور وقایع تاریخی می تواند درسی برای بهبود سیاست ورزی باشد. نگاهی به آینده با سنجش وضعیت حال و اتکاء به تجربه گذشته. شرط اساسی نیز مداقه در تاریخچه و کاربرد ابزار کارآزموده است و چه ابزاری کاراتر از واکاوی نتایج گذشته.

 

سرشتی منتقد و روحی ناسازگار با ایستایی در سنت و غالبا در تقابل با مصلحتِ خویش اندیشی، شاکله اصلاح و اصلاح طلبی است. این قیاس در تقابل با اندیشه های محافظه کارانه، نشستن بر قله مصلحت و حفظ قدرت است. اما، ایراد کار اصلاح طلبان خوزستان هم به سان همتایان خود در سرتاسر کشور اضمحلال چارچوب های هویت ساز است.

 

 اصلاح طلبِ قدرت طلب. اصلاح طلب رئیس. اصلاح طلبِ محافظه کار. اصلاح طلبِ اصولگرا. سرانجام نتیجه کار نیز اسارت اصلاح طلبی در قید دستیابی به مَناسب دولتی خواهد بود. اسارت آمال بزرگ در قید سِمت های خُرد. هدفی به غایت بزرگ رضایتی به نهایت کوچک.

 

سیاستمدار بطن پویای یک جامعه است. به این معنی که برای کسب قدرت در جوامع دموکراتیک و شبه دموکراتیک که ابراز کسب قدرت صندوق های رای است؛ ناگزیر همراهی با جامعه می باشد. این همراهی نیاز به درک صحیح از واقعیات جامعه، تحلیل داده ها و سپس تدوین استراتژیک فراخور با واقعیات آن دارد.

 

 از این روست که سیاستورز یک روز پرچم آزادی به دست می گیرد و بافت عوام را که از یوغ تامین معاش رها شده اند را تهیج به شورش علیه ساختارهای منعقد کرده و به جنگ با سنت می پردازد و می گوید درود بر مخالف من؛ دگر روز جامعه زیر خط فقر را بر بورژوازی می شوراند و پرچم برابری سوسیالیستی را بر درفش عوام گرایی نصب می کند. نمونه بارز این ادعا، ادوار دولت اصلاحات و پس از آن دولت مهروز هستند که بایستی مورد توجه تحلیلگران قرار بگیرند.

 

لیست اصولگرایی در انتخابات پیش رو خوزستان چه وعده مطلوبی می تواند برای مردم داشته باشد؟! کدام تاکتیک را می تواند برای جذب حداکثری در مقابل رقیب سنتی اش رو کند؟ اصولگرایان در خوزستان طی هشت سال سیطره بر قوای سه گانه و پیش از آن نیز در ادوار گذشته دری برای ورود غیرخودی ها باز نگذاشتند و برعکس دولت های نزدیک به جریان اصلاح طلبی، صرفا هم طیف بودن را سنگ بنای چینش مدیران خویش قرار دادند.

 

  ایضا لیست اصلاح طلبان خوزستان کدام وعده شان به بار نشست؟! اصلاح طلبان خوزستان اگر در مقابل خواص اصولگرایی مدعی وکالت جمعیت غالب مردم هستند، درعمل نشان دادند که نمی توانند/ نمی شود وعده های بر زمین مانده را محقق کرد. اصلاح طلبان در دوره جاری دست کم در قوه مجریه تمامی لوازم سیادت و قدرتنمایی را داشتند اما با تمامی تلاش هایی که صورت گرفت؛ در عمل حتی قادر به راضی کردن نیروهای خودی نیز نشدند.

بی توجهی در پاسخگویی به آراء مردم

 

درست بلافاصله از ورود نمایندگان لیست امید به مجلس شورای اسلامی همه چیز برای احزاب رسمی و نیروهای شاخص غیرحزبی اصلاح طلب در حالی به پایان رسید که برای مردم آغازی بر تحقق وعده ها و خواسته های وعده داده شده بود. نقطه ضعفی که چشم پوشیدنی نیست.

 

رویه احزاب منتسب به اصلاح طلبان و نیروهای سرشناس واردهِ خارج از سیستم حزبی به شورای سیاستگذاری، عدم لزوم پاسخگویی به افکار عمومی بود. گرچه چند ماه پس از ورود نمایندگان به اصطلاح اصلاح طلب جلسه ای به نام بررسی عملکرد لیست امید در دفتر حزب اعتماد ملی تشکیل شد، اما اگر از مصاحبه عجولانه رییس دوره ای آن نشست که فردای آنروز نتیجه ارزیابی را مثبت خواند چشم بربندیم، این ارزیابی هیچ ماحصلی در پی نداشت. در ادامه هم هیچ حزب یا گروهی خود را مسئول پاسخگویی به نحوه رفتار یا عملکرد لیست امید در خوزستان ندید و هر از گاهی به بهانه ارزیابی نمایندگان، منتقدی با دیدگاه قومیتی دیگری را مورد نوازش قرار داد.

 

استفاده ابزاری از جوانان و عدم موفقیت در کادرسازی

 

قریب به چهار سال پیش، یکی از اهم شاخص ها در انتخاب لیست امید، جوانگرایی عنوان شد و دکتر عارف به عنوان سرلیست اصلاح طلبان کادرسازی را یکی از بزرگترین اهداف و دستآوردهای هم طیفان خود عنوان کرد. تبعیت شوراهای سیاستگذاری اصلاح طلبان در استان ها از مرکز، باعث شد که این شاخص در دستور کار قرار بگیرد.

 

 اما آنچه که در عمل شاهد آن بودیم استفاده ابزاری سیاسیون مجرب از جوانان در بحبوحه انتخابات بود. چه کسی بهتر از ایشان می توانست تنور انتخابات را داغ کند؟ جوانان هنوز روی دیگر فعالیت های سیاسی و برخوردهای احتمالی را ندیده بودند و بی ترمز می تاختند. جوانان پای کار خستگی ناپذیر بودند. جوانان عشق داشتند و با دل کار می کردند و مهمتر از همه جوانان در هنگام صف کشیدن برای کسب مناصب، به راحتی به حاشیه رانده می شدند.

 

هرگز اصلاح طلبان خوزستانی نمی توانند داعیه دار بهره بردن مشروع از جوانان باشند در حالی که اصولگرایان همواره سرمایه های خود را در عین جوانی به برخی مناصب بسیار حساس گماردند.

 

شکست در به کارگیری نیروهای خودی

 

یکی از بزرگترین انتقادات به نیروهای سیاسی اصلاح طلب عدم توجه به جذب نیروهای هم طیف شان است. بررسی تاریخچه فعالیت منتخبان و منتصبان اصلاح طلب نشان می دهد برخلاف رقبای سنتی شان هرگز در هژمونی خود قادر به حفظ توازن و تعادل نبوده به عبارتی همواره بخش عظیمی از نیروهای وابسته شان پشت ردیف نیروهای اصولگرا بدون بهره از کیک قدرت دلزده شوند.

 

با وجود این نیروهای سیاسی اصلاح طلب غایت مقصد کنشگری سیاسی را در کسب عناوین و سمت ها ترسیم کردند و هرگز فضایی برای کنشگری در شرایط بدون مسئولیت های شغلی در سیاست ورزی خود موجه ندیده و حیات سیاسی خویش را به مناسب دولتی پیوند زدند.

 

انتخابات نزدیک است و آنچه که از اردوگاه اصلاحات مخابره می شود، تشتت و سهم خواهی های محفلی است. سوای از حضور برخی از نیروهای متعهد، جوان و علاقمند احزاب در شورای سیاستگذاری، همواره عده ای بوده اند که با اباحه گری های سیاسی بازی را برهم بزنند و مساله اینجاست در این میدان زور و تزویر بسیار قدرتمندتر از صداقت و راستی منویات خویش را به پیش برده اند.

 

حال باید منتظر ماند و دید در این شرایط، آینده ای که چندان نمی توان بدان امیدوار بود چه سهمی را برای اصلاح طلبان خوزستان قسمت کرده است.