انقلاب نقطه آغاز ندارد/ رامین هادی پور

انقلاب نقطه آغاز ندارد/ رامین هادی پور

با وقوع ناآرامی های اخیر و جنبش های اعتراضی کور نسبت به اوضاع اقتصادی و فساد سیاسی در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ می توان این برداشت را کرد که برخلاف گفته های پیشین، اکنون کشور در پیچ سرنوشت سازی حرکت می کند.

 

خیلی ها این جنبش های کور اعتراضی را به مثابه استارت انقلاب دوم در سده اخیر برای ایران می دانند، اما دکتر حسین بشریه در کتاب از بحران تا فروپاشی نظری متفاوت با فضای امروز جامعه دارد.

 

از نظر وی وقوع انقلاب و تغییر نظام سیاسی بر هشت محور استوار است، که چهار محور آن مربوط به مبانی قدرت دولت ها (حکومت ها) و چهار محور دیگر مربوط به اجزای جنبش اعتراضی و انقلابی و یا فرآیند بسیج سیاسی است. ایشان معتقد است انقلاب های سیاسی نتیجه گردهمایی این هشت عامل است.

 

دکتر بشریه این هشت عامل را اینگونه دسته بندی کرده است: چهار محور مربوط به دولت ها (حکومت ها) عبارتند از : بحران مشروعیت، بحران کار آمدی، بحران وحدت درونی گروه حاکم و بحران در دستگاه سلطه و سرکوب.

 

از سوی دیگر چهار محور مربوط به بسیج انقلابی عبارتند از : حجم نارضایتی عمومی، سازماندهی ، ایدئولوژی انقلابی و رهبری. {همیشه نزاع بین حکومت و گروه های مخالف که در شرایط بحران پیش می آید به انقلاب و تغییر نظام سیاسی بدل نمی شود، بلکه ممکن است به سرکوب گسترده و یا گذار منجر شود}.

 

هر چند بر اساس موارد ذکر شده برای دولت هایی که مستعد فروپاشی هستند کم و بیش موارد مشابهی در نظام تصمیم گیری مشاهده می شود، اما بر خلاف آن در جبهه مخالف، تنها می توان حجم نارضایتی عمومی بالا را ذکر کرد و تاکنون از سه مورد نام برده یعنی سازماندهی اعتراضات، ایدئولوژی انقلابی و موثر ترین مورد آن یعنی رهبری اعتراضات، مشاهده نشده است.

 

اما قطعا اگر برخی بخواهند برخلاف آنچه که دلسوزان و سران نظام تاکید دارند مسیر بر چسب زنی بر معترضین خیابانی و سرکوب گسترده آنان را پیش بگیرد احتمالا بزودی باید شاهد به وجود آمدن اضلاع دیگر در جبهه مخالف باشیم.

 

در سه دهه اخیر انقلاب، شاهد این دست جنبش های کور بوده ایم، به طوری که در دهه هفتاد و در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و پس از پایان جنگ در جریان برنامه پنج ساله اول توسعه طرح تعدیل ساختاری را اجرا کرد، که باعث بوجود آمدن اعتراضات عمومی و کشته شدن تعدادی از معترضان در آن درگیری ها شد.

 

در دهه ۸۰ نیز جنبش اعتراضی سال ۸۸ که بیشتر خواستگاه سیاسی داشت و بعدها نیز با آشوب هایی هم توسط فرصت طلبان منجر گردید با عنوان فتنه و فتنه گر سرکوب شد.

 

در دهه ۹۰ نیز با افزایش فشارهای اقتصادی بر دولت و افزایش تورم، شاهد جنبش های اعتراضی به وضعیت معیشت در دی ماه ۹۶ و با افزایش نرخ بنزین در آبان ۹۸ با حجم بزرگتری از اعتراض و پس از آن اغتشاشات گسترده و تخریب اموال عمومی مواجه بودیم که این اعتراضات با خلط با اغتشاشگران نیز با عناوینی مثل شورشی و اغتشاشگر بصورت موقت نادیده گرفته شده است.

 

با توجه به سیر این جنبش ها و حرکت های اعتراضی در سه دهه اخیر و این حجم از نارضایتی و عدم اعتماد عمومی نسبت به دولت، اگر حاکمیت صدای این اعتراضات عمومی را نشنود و برای پیشگیری از وقوع دوباره چنین اتفاقاتی دست به اصلاحات گسترده سیاسی و اقتصادی نزند، شاید شاهد بوجود آمدن اضلاع دیگر در جبهه مخالف برای تغییرات گسترده تر باشیم.