در ضرورت تغییر، برکناری افراد و بازسازی دولت/ شهرام گراوندی

در ضرورت تغییر، برکناری افراد و بازسازی دولت/ شهرام گراوندی

مردانی عجول با اظهارات شتابزده در دولت حسن روحانی!

دیگر حرف از پاسکاری مسوولیتها و به دوش این و آن گذاشتن تعهدها و پوشاندن ضعفها و قصور و کمکاری را به جناح رقیب حواله دادن، گذشته است. دولت عملن دچار سرگیجه است. ناکارامدی مردان دولت در بسیاری امور که ربطی ماهوی به برجام و تحریمها ندارد و از قضا در شرایط تحریمی و با تمرکز بر توانمندیهای داخلی؛ بهتر و دقیقتر و ضروریتر میتوان به آنها پرداخت.

 

از جمله مقولهی امنیت داخلی یا تشویق بخش خصوصی به یاری رساندن به دولت و یا نظارت بهتر و مکفی بر توزیع عادلانهی درآمدها و منابع و برخورد قهری و بدون مماشات با اختلاسگران و غارتگران بیت المال و نیز نظارت و دقت بر نرخ کالاها و خدمات توسط دولت؛ از جملهی این موارد است.

 

اما شواهد و قرائن گواه این است که متاسفانه دولت هیچ برنامه ای برای نظارت و پرداختن به این امور به صورت جدی در چنته اش وجود ندارد.

 

همزمان با افزایش تنشها و اعمال فشار توسط دولت آمریکا علیه منافع کشور ما و در حالی که با حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و اقدامات تحریک آمیزی مانند حمله به کشتی های نفتی کشورهای عربی در بندر فجیره ؛ دسیسه ها دارد به تعمد کشور ما را وارد یک بازی تهاجمی میکند؛ دو سخنرانی توسط دو مقام مختلف، یکی در دستگاه امور خارجه یعنی عراقچی، در رابطه با اخراج پناهندگان افغانی در صورت لزوم! و دیگری توسط بطحایی وزیر آموزش و پرورش در خصوص استفاده از ۱۴میلیون دانش آموز در صورت لزوم! در جنگ احتمالی با آمریکا؛ فضای جامعه را متشنج کرد و بازتابهای گسترده ای را میان مردم و کنشگران سیاسی اجتماعی رقم زد.

 

توجیه و دو گفتگوی خبری عراقچی هرگز نتوانست میزان آزردگی و تشنج به وقوع پیوسته در مابعد سخنان اولیهاش را کاهش دهد. از سویی با به بن بست رسیدن برجام، نقش وی در دستگاه دیپلماسی به پایان رسیده است و اگر به خواست حسن روحانی و یا ظریف، ایشان برکنار شود، اقدامی مثبت و چندوجهی اتفاق میافتد! چرا که اعتماد و حفظ کرامت انسانی و اسلامی در جامعه و میان پیکرهی واحدی که بخشی از آن به دلیل حضور نیروهای خودی لشکر فاطمیون و نیروهای حشدالشعبی و دیگر گروههای مدافع مواضع ایران در کارزارهای منطقه ای یک ضرورت است.

 

چرا که هیچ آدم عاقلی یاران وفادارش را که جزو سرمایه های انسانی و اساسی و سیاسی اش محسوب می شود، با اظهارات شتابزده آزرده نمی کند و از دست نمی دهد! چه بخواهیم و چه نخواهیم، بخشی از سرمایههای انسانی و اساسی و سیاسی ما همین مهاجران و پناهندگانی هستند که در سال های گذشته به ما پناه آورده اند و چه در سال های جنگ تحمیلی و چه در جنگ های نیابتی در دفاع از سیاست ها و منافع ما حتا جان خود را نثار کرده اند.

 

اگر امروز یک دیپلمات وزارت امور خارجه یا وزیر برکنار شود، بهتر از این است که فردا توسط این افراد و یا دیپلمات و یا مقام دیگری چنین سخنانی بر زبان رانده شود و با توسل و تمرکز بر قلمداد کردن پناهندگان به عنوان سپر انسانی! به هنگام فشارهای سیاسی، به دنبال امتیاز گرفتن باشیم!

 

از سوی دیگر و پس این اظهارات مشعشعانه، وزیر آموزش و پرورش هم درفشانی میکند و از آمادگی ۱۴ میلیون دانش آموز که با یک برآورد ساده، دانش آموزان مقطع دبستان، فارغ از دختر و پسر بودن! که توان حمل حتا یک نارنجک را هم ندارند، شامل آماده باشانی قرار میگیرند که قرار است در جنگ احتمالی رودرروی تهاجم و حملهی نظامی فیالمثل آمریکا صف آرایی کنند!

 

این اظهارات نسنجیده بیش از هر چیز ناقض کنوانسیون حقوق کودک است و حتا از نظر بینالمللی برای ما دردسر تازه ای میتراشد! این اظهارات باعث شده فضای عمومی ملتهب شود. روی دیگر این سخن نسنجیده به این معناست که وضعیت به گونه‌ای است که حتا کودکان و نوجوانان باید خود را برای جنگ آماده کنند.

 

این در حالی است که مقام‌های کشوری و حتا لشکری همواره در حال اطمینان دادن به جامعه هستند که اولن جنگی رخ نخواهد داد و دوم اینکه توان نظامی کشور آن قدر بالا هست که بتواند با اقتدار در مقابل هر دشمن خارجی ایستادگی کند.

 

اگر وزیر آموزش و پرورش به یاد شهید بهنام محمدی و حسین فهمیده و دیگر شهدای نوجوان دوران دفاع مقدس این حرف را زده باشد، باید به صراحت به ایشان گفت، در دوره ی دفاع مقدس و اوایل انقلاب اگر روی حضور نیرو‌های مردمی تاکید می‌شد، به این دلیل بود که نیرو‌های مسلح منظم و منسجمی وجود نداشت.

 

ارتش در شرایط خوبی نبود و سپاه نیز تازه شکل گرفته بود. اما اکنون نیروهای ارتش و سپاه و حتا انتظامی و امنیتی بسیار زیاد و مجرب با سلاح‌های مناسب در اختیار داریم و اگر خدای نکرده جنگی رخ دهد، نیرو‌های مسلح آن قدر توان دفاعی دارند که از پس این کار بربیایند. بنابراین نیازی به حضور دانش‌آموزان نیست. ضمن اینکه اگر قرار بر حضور نیرو‌های مردمی باشد، افراد بزرگتر از دانش‌آموزان هستند که بخواهند به جنگ بروند.

 

البته این همه ی ماجرا نیست، زیرا ذهن دانش آموزان که باید در فضای آرام متمرکز بر تعلیم و تربیت باشد، و متاثر از اوضاع تحریمی و کوچک شدن سفره های غذایی خانواده ها، به خودی خود به قدر کافی مشوه و آزرده شده و همزمان با آغاز فصل آزمون های پایان سال تحصیلی، اکنون درگیر سوالات متعدد دیگری نیز شده است، که آیا قرار است آنها به جنگ فرستاده شوند؟

 

آیا آنها دیگر نمی توانند ادامه تحصیل کنند؟ آیا بدون رضایت والدین می توانند به جنگ بروند؟ و ده ها سوال کودکانه دیگری که با این اظهارات نسنجیده روان آنها دستخوش سخنان بدون درایت وزیر شده است.

 

در همین رابطه باید به شخص وزیر این نکته را انتقال داد که ما حتا در دوران هشت ساله ی دفاع مقدس هم اعزام اجباری نداشتیم! نکتهای که شاید از بیخبری کامل وی از این فضا حکایت میکند.

 

این گونه سخنان ناپخته و شتابزده چه در دستگاه دیپلماسی وزارت امور خارجه و چه در گسترده ترین وزارتخانه با بیشترین شمارگان مخاطب، یعنی آموزش و پرورش، تنها یک امر را به ذهن متبادر میکند، که انتخابهای حسن روحانی به شدت انتخابهایی ناصواب است. آدمهایی نامناسب در موقعیتهای نامناسب که حتا در حوزه ی فعالیت و مسوولیت خود سخن نمی رانند و طرح و ایده و برنامه های مدون و علمی ندارند.

 

از طرفی، گویا در مملکت قحط الرجال است. مدام افرادی مشخص در دایره ای تعریف شده و تکراری از این وزارتخانه به آن وزارتخانه و از این پست به آن پست به خدمت گمارده می شوند که نمونهی بارزش شریعتمداری است. اطرافیان فاسد وزرا در اختلاسها و سواستفاده های مالی بانکها و موسسات مالی و دریافت ارزهای کلان دولتی، به اعتماد عمومی به عنوان مهم ترین سرمایه و داشته ی هر کشور که هر زمان در صورت هجوم بیگانگان باید به آن تمسک و توسل جست، در این پروسه آسیب جدی وارد کردهاند و نگاه کلان دولت و دولتمردان و شخص رییس جمهور متوجه این حقیقت محض نیست.

 

پالایش و تعمیر و ترمیم دولت نه کار رسانه است و نه کار دستگاه قضایی و نه حتا امری است که بنا به فرمایش و دستور مقام معظم رهبری صورت بگیرد. حتا وقتی مجلس شورای اسلامی برای استیضاح یک وزیر ضعیف و ناتوان و مخرب، دست به کار میشود، رییس جمهور و تمام عزم دولت برای بقای وزیر فعال میشود و نمیگذارند این اصلاح اتفاق بیفتد.

 

مقام معظم رهبری هم به این موضوع ورود نمیکند، چرا که حضور خود را نافی اصل دموکراسی و باز نهادن دست دولت برای اعمال برنامه هایش میداند و اگر گاه دستور و تذکری می دهند، یعنی زیاده از حد شاهد یک ضعف در بدنهی دولت هستند که متاسفانه رییس جمهور به عمد و یا به سهو نائل به این کاهلی و ضعف نشده است.

 

شرایط جامعه ی امروز ایرانی شرایط بسیار حساس و خاصی است. دشمن تا مرزهای ما صف آرایی کرده و اعتماد و اتحاد ملی راز بقای کشور و نظام است. ترمیم و بازسازی دولت یک واجب عقلی است.