حادثه ورزشگاه فولاد، نماد مدیریت ناکارآمد/ محمدسعید بهوندی

حادثه ورزشگاه فولاد، نماد مدیریت ناکارآمد/ محمدسعید بهوندی

جدای از موضوع، کری ها و جدال های کهنه و نیم قرنی سرخ و آبی ها که متاسفانه بسیاری از متن فوتبال و حتی بقیه حوزه های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی ما را تحت الشعاع تاثیرات منفی خود قرار داده است و شوربختانه هر اقدام اصلاحی و دلسوزانه ای را نیز معمولاً با جنجال و مشکل مواجه می سازد، حادثه ی ورزشگاه فولاد اهواز در شب بازی فینال جام حذفی فوتبال کشور، گرچه با تلاش دلسوزانه و مدبرانه ی نیروهای نظامی و امنیتی الحمدالله با کمترین خسارت پایان پذیرفت و خدای ناکرده می توانست تبدیل به یک حادثه با خسارت و هزینه ها در ابعاد بیشتر و جبران ناپذیرتری شود.

 

امّا بدون هر گونه تعصب و جانبداری نسبت به این و آن، خوب و پسندیده است تا اینکه بپذیریم، بار دیگر پرده از بخشی از مدیریت خوش پوش، خوش نشین، ناکارآمد و طلبکار و حرّافی برداشت که در چنین مواقعی، یک اتفاق ورزشی ساده را که در تمامی شهرها و کشورهای جهان به راحتی و سهولت مکرراً انجام می شود، به یک حادثه ی نگران کننده همراه با هزینه های بسیار تبدیل می نماید.

 

مدیریتی نالایق، غیرمتعهد، غیرپاسخگو و متاسفانه طلبکار و فاقد روحیه ی پذیرش اشتباه و عذرخواهی از مردم که نشان داده است، نه تنها قادر به اصلاح خود نیست، بلکه به هیچ وجه حاضر به‌ پذیرفتن اشتباه خود نیز نبوده و از آن بدتر و نگران کننده تر، حاضر به دل بریدن از این غنیمتِ دلچسب و ظاهراً پرسود (صندلی نرم و گرم مدیریت) نیز نخواهد بود.

 

یک مسابقه ی فوتبال که از هفته ها و بلکه ماهها قبل مکان و زمانش مشخص و برای انجام کوچکترین کارها و فعالیت هایی که باید در خصوص آن انجام گرفته شود، دارای قانون و مقررات کافی و دقیق و بعضاً بین المللی است، اینچنین ناشیانه می رود تا به یک بحران بزرگ در یک کلان شهر تبدیل شده و کل فضای روانی کشور را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

 

سوالهای اساسی این است که چنین مدیران و مسئولان نااهل و ناشایستی که همه ی تلاش های دیگر بخش ها را در سطح یک استان و بلکه کشور مرتباً در حوادث پیش آمده زیر سوال می برند، از چه پشتوانه و تکیه گاهی برخوردارند که نمی توان با آنان برخورد محکم و بدون اغماض قانونی نمود؟!

 

تا کی باید شاهد ادامه ی کار فضاحت بار و فاجعه آفرین آنان باشیم؟! آیا واقعا اختصاص جایگاهی ۳۰۰ نفره حتی ده برابر و بلکه بیشتر از آن، برای تماشاگران مهمانی که هزار کیلومتر با مشقت فراوان مسیر پیموده و ای بسا که انواع فشار و کمبود و استرس را نیز با خود به ورزشگاه بهمراه آورده اند، تا این اندازه دشوار است؟!

 

پس اینهمه جلساتِ هماهنگی و توجیه پیش از انجام بازیها توسط مسئولان و دستگاههای مرتبط با موضوع مسابقه با چه هدفی و با کدام کیفیت و ضمانت اجرایی برگزار می گردد؟!

 

به نظر می رسد؛ پافشاری مسئولان تیم فوتبال داماش گیلان بر گرفتن حق قانونی خود، به نحوی کاملاً مطلوب و برجسته نواقص و کم کاری آنانی که در این ماجرا دارای مسئولیت بوده اند را برملا نموده است.

 

بنابراین جا دارد تا خدای ناکرده در حوادث مشابه و حتی در حوزه های دیگر دچار هزینه های سنگین تری نشده ایم، برای همیشه به سپردن موقعیت ها و پست ها مخصوصاً آنهایی که مستقیماً با انبوه مردم سر و کار دارند، به افراد ناشایست و ناکارآمد پایان بخشیم و بیشتر از این چهره کشور را مخدوش ننموده و در دنیا از خود تصویر کشوری فقیر به لحاظ منابع انسانی، برنامه ریزی، نظم و مدیریت توانمند و با دانش به اذهان متبادر نسازیم!.