حق خوزستان از نفت و گاز/عبدالکریم امیریان

حق خوزستان از نفت و گاز/عبدالکریم امیریان

خوزستان را باید استانی نامید که خداوند تمامی نعمت‌های خود را بر آن ارزانی داشته است، منابع معدنی غنی، منابع هیدروکربنی بی‌مانند، اراضی حاصلخیز، نزدیکی به دریاهای آزاد، عجیب‌تر اینکه در این استان، برخی اقلام کشاورزی استراتژیک را می‌توان بدون هیچ گلخانه‌ای دو بار کشت کرد مانند ذرت، در حال حاضر به‌جرئت می‌توان گفت تنها نجات‌دهنده ارزی کشور خوزستان است.

 

بر کسی پوشیده نیست که نفت و گاز خوزستان نه‌تنها در ایران بلکه در جهان کم‌نظیر است. این استان به دلیل غنی بودن همیشه مورد طمع بیگانگان بوده است اما کاملاً واضح است که خوزستان همگام با شأن و منزلت منابعش پیشرفت نکرده است، خوزستان مانند کارخانه‌ای است که سودش برای استان‌های دیگر است. امام خمینی (ره) چه جالب فرمودند که: «خوزستان دین خود را به اسلام ادا کرده است»

 

اما بیشتر سود خوزستان به استان‌های دیگر ازجمله استان اصفهان سرازیر بوده و هست، این مردان سیاسی استان اصفهان بوده‌اند که در دولت‌های قبل و بعد از انقلاب دارای نفوذ بوده و هستند.

 

مثلاً در شرایطی که در تمام جهان صنایع پتروشیمی را کنار چاه‌های نفت و دریاها می‌سازند چراکه هم هزینه‌ها پایین می‌آید و از طرفی مهم‌ترین خوراک پتروشیمی‌ها بعد از نفت آب است و از طرفی دیگر حمل محصول پتروشیمی به دیگر نقاط جهان می‌طلبد که کنار دریاها باشد، اما مردان سیاسی اصفهان، نفت را از خوزستان به کنار زاینده‌رود برده و آب شیرین را که بهایی بیشتر از نفت دارد را هزینه نفت کرده و به پالایش نفت می‌پردازند.

 

از سال ۱۳۵۶ روزانه ۵۵۰ هزار بشکه نفت از دره عباس امیدیه و از میدان‌های رامشیر ـ امیدیه، آغاجاری، جایزان و رامهرمز جمع‌آوری و با یک خط ۳۰ تا ۳۲ اینچ به طول ۴۳۰ کیلومتر به پالایشگاه اصفهان ارسال می‌شود.

 

با یک حساب سرانگشتی از سال ۱۳۵۶ تاکنون حداقل هشت میلیارد بشکه نفت از میدان‌های فوق به اصفهان صادرشده است. جالب‌تر اینکه باوجوداینکه ۸ مرکز انتقال (تلمبه‌خانه) شامل شهید آل خمیس امیدیه (شماره ۱) شهید بدیع صنایع رامهرمز «شماره۲ »، شهید ملک باغ‌ملک «شماره ۳»، شهید مرزبان ایذه «شماره ۴»، یادگار حضرت امام (ره) دهدز «شماره ۵»، شهید جبار زارع گندم‌کار «شماره ۶ »، شهید بهشتی اصفهان «شماره ۷» و شهیدان رهنما «شماره ۸»، در استان‌های خوزستان و چهارمحال و بختیاری قرارگرفته است *اما مکان شرکت اداره‌کننده این مراکز انتقال که شرکت خطوط لوله و مخابرات نام دارد در استان اصفهان قرار دارد.

 

سؤال این است: چرا تمام منافع این دریای نفت فقط برای اصفهان است، چرا تمامی ارزش‌افزوده و مالیات و عوارض این اقیانوس نفت فقط برای اصفهان است. تاکنون این شرکت نفت چه کمک‌هایی به شهرهای دارای چاه‌های نفتی کرده است؟ چه کمکی به شهرداری‌های این شهرها کرده که تقریباً همگی ورشکسته می‌باشند؟ *آیا تاکنون نمایندگان خوزستان به این موضوع ورود کرده‌اند؟

 

آیا سهمی که مجلس برای کمک نفتی به شهرها و مناطق نفت‌خیز تعیین کرد. از این شرکت اخذ می‌شود؟ آیا نباید این مکان این شرکت در خوزستان قرار داشته باشد؟ تا کی باید همچنان روزانه ۵۵۰ هزار بشکه نفت به اصفهان برود و فقط آلودگی نفتی برای خوزستان باشد و منافع نفت خوزستان فقط برای اصفهان باشد؟ مسئولین پتروشیمی اصفهان و خطوط لوله و نفت باید شفاف اعلام کنند از سال ۱۳۵۶ تاکنون چه کمکی به شهرهای تأمین‌کننده نفت نموده‌اند؟

 

آیا وظیفه نمایندگان خوزستان دفاع از منافع استان نیست؟

 

عبدالکریم امیریان فوق‌لیسانس حقوق جزا و جرم‌شناسی