درباره ی برنامه هفت ونقدسینما از شبکه ۳ و ۵ تلویزیون/ عبدالحسین حاج سردار

درباره ی برنامه هفت ونقدسینما از شبکه ۳ و ۵ تلویزیون/ عبدالحسین حاج سردار

جمعه شب گذشته دوبرنامه ی سینمایی ،تقریباهمزمان، به نام هفت و نقدسینما ازشبکه های وطنی تلویزیون(ببخشید رسانه ی ملی) پخش شدکه درخردکردن وکشیدن عصب گوی سبقت راازیکدیگرمی ربودند.برنامه یی که آقای افخمی درشبکه۵راه انداخته،ادامه ی همان روش وی درزمان سکانداری اش دربرنامه ی هفت است،باهمان شلختگی ودرهم وبرهم گویی حاضران برمیزنقد!

 

این برنامه که به بررسی مینی سریال چرنوبیل اختصاص داشت(راستی چرافقط این سریال موردتوجه حضرات قرارگرفته؟)،بانظرات مخالف وموافق(دوبه یک-که درآن،تنهاامیرقادری ازسریال دفاع نمود)و طبق معمول،نظرنهایی مجری،به نحوی حساب شده در زمینه ی نقدتصویری- گفتاری(ضبط شده ی پس ازآن بود).

 

جالب است که اینگونه برنامه هاچگونه درچینش ونحوه ی ارائه ی دیدگاه های خود، از مهمانان برنامه استفاده ی مطلوب رامی برندوهرچندآن مهمانان صاحب نظر و با فکر و سلیقه هم باشند،اما در نهایت این گرد اننده ی برنامه است که نظرخودراتحمیل می کند.ازهمان دکورومیزانسن ونحوه ی نشستن مجری ومهمانان گرفته،تاچگونگی طراحی برنامه ومیان برنامه هایی که مویدنظرمجری است وغیره وغیره!

 

در مورد برنامه  نقدسینما آقایان: افخمی و مستغاثی امیر قادری درنقدسریال چرنوبیل همین بس که اینگونه گفتگوی درهم وبرهم وقطع کردن کلام یکدیگر(قبل ازاینکه مهمان نگون بخت،کلامش دردهان منعقدشود) بیشتربه مسابقه ی بوکس ولفاظی بی ادبانه شبیه است تاتجزیه وتحلیل هنری یک اثروازسوی دیگرآدم را یاد جروبحث های خیابانی طرفداران تیمهای فوتبال می اندازد که باتعصب،تمسخر و قطع کردن نسنجیده ی حرفهای دیگری،بحث های داغ(وغیرسوزنده البته) راه می اندازند!به هرحال حاصل تماشای این دعواهای نقادانه برای تماشاگر،سردردوکلافگی وبرای مهمان برنامه ، ندامت وغبنی باشدکه( شاید) درتماشای مجددبرنامه احساس کند.

 

امابرنامه ی هفت:

 

سری جدیداین برنامه (که هرچه تلاش می کند،همچنان درخط تولیدیک برنامه ی پرگوی کم دردسر رادیویی گام برمی دارد)و تمام هم وغمش دعوت ازچندنفروگفتگویی طولانی وملال آورباآنهاست،ساعاتی طولانی راپشت سرمی گذاردتابه برگ برنده ی اصلی خود(میزنقد) باحضورآقایان: فراستی(نقاددائم الحضوربرنامه)،فهیم وطوسی برسد و گویااین قسمت برنامه-آن طورکه ازواکنشهادرفضای مجازی میتوان دریافت- موردتوجه سینمادوستان قراردارد!

 

درباره ی چندوچون این میزنقد حرف وحدیث بسیاراست وموضوع مطلبی دیگراست.اماضمن تکراراشاره به آنچه درباره ی میزنقد آقای افخمی گفته شد؛- که گویاالگووفرزندخلف همین میزنقد هفت می باشد- لازم به یادآوری است که اگردرچشم اندازبرنامه های سینمایی یک رسانه فقط وفقط یک برنامه وجودداشته باشد؛خودبه خودتبدیل به خوراک اصلی مخاطبان خواهدشدوموردتوجه قرارگرفتن آن دلیلی برمحبوبیت آن نیست.یعنی درغیاب برنامه های دیگرسینمایی(که میتوانندبسیارباشند) واشخاص صاحب نظرسینمایی(که بسیارند)؛ خودبه خود آنچه درافق دید..،پدیدمی آید؛ موردتوجه قرارمی گیرد.واین رازساده ی بقاوتوجه این برنامه ومنتقد محترم آن است؛که اتفاقاباقضاوتهای به جاونابه جایش، سبب خشنودی وآزردگی بسیاری ازفیلمسازان،منتقدان، مهمانان برنامه وتماشاگران شده است.

بحث های چالشی جایگاهی ویژه درعالم مطبوعات ورسانه دارندامااین ویژگی بایددرشرایطی نر مال اعمال واجراگرددوحق تریبون وتریبون داری بایدبه نحوعادلانه ای توزیع گردد، نه به شکل طراحی شده وازپیش تعیین شده!
میزنقدآقای فراستی ،علیرغم ادعای شرایط برابرمنتقدان حاضردرجلسه.، باآن چیدمانش(حضورایشان درمرکزتوجه) ازهمان اول این نکته را (به مهمانان وتماشاگران)القامی کند که ایشان حرف آخررامی زنند!این ازسروشکل برنامه!که گفتیم البته موضوع بحث دیگری است!

 

امابرنامه ی جمعه شب:

به راستی چه دلیلی داردکه فیلمی ازیک فیلمسازمطرح وتاثیرگذاردرتاریخ سینمای ایران (ناخداخورشید)که درزمان خودموفقیت های چشمگیری درعرصه ی داخلی وخارجی داشته ، وهمه چیزدرباره ی آن(چه درقالب نقدهای ریزودرشت وپرونده های کامل درماهنامه های مهم سینمایی مانند فیلم)، گفته شده است، بعدازبیش ازسه دهه دوباره توسط ابن برنامه موردنقدوبررسی قرارگیرد؟

 

قراراست کدام نکته ی کشف شده توسط منتقدان باستان شناسی شود؟اصولاجناب ایشان چراهمان زمان نظرهای انتقادی خودراصادرننمودندکه حالابعدازسی وچندسال که این فیلمسازارجمند(ناصرتقوایی)گوشه ی انزواگرفته، بدون آنکه کاری به تریبون وتریبون داران امثال ایشان داشته باشد، به لطف ومحبت دوستداران سینماوتاریخ سینما(درسالگردتولدهشتادسالگی!) اندکی موردستایش واحترام قرارگرفته(آن هم نه دررسانه ی ملی و…)

 

آیااین جفانیست که فیلم خوبی راکه ساخته است وچه شما دوست داشته باشیدویانداشته باشید،ازافتخارات سینماوموردوثوق وعلاقه ی سینمادوستان ومنتقدان(غیرمغرض) قرارگرفته ، ازگوشه ی موزه ی سینمابیرون بیاوریدوباکمک دستیارتان وچیدمان برنامه تان گوشه ی رینگ قراردهید؟آن هم باهمان منطق وکلمات تکراری ای که همه ی مخاطبان این برنامه سالهاست باآن آشناهستند!

 

راستش رابخواهیدشیوه ی نقدوسخن شمادرردیادفاع ازیک فیلم آدم رابه یاد دادستانهای پردافعه ی فیلمهایی می اندازدکه درگوشه ای ازدادگاه قهرمان محبوب(والبته بی گناه) فیلم ایستاده ودرگوشه ی دیگردادستان منفور(ببخشیدمنظورازمنفور،درهمان فیلم است) ایستاده وباحرکات دست وصورت وکلمات تندوتیزخود،تقاضای اشدمجازات رابرای قهرمان فیلم خواستارمی گردد.

 

واضح است که درچنین وانفسایی حرفهای وکلای مدافع محجوبی (مانند منتقدمهمان ومحترم برنامه) مجال عرض اندام نمی یابند!هرچندشیوه ی بیان آنها(منظورمنتقدانی مانندطوسی است)وپاکیزگی کلامی شان،نشان از شیفتگی وادب آنان نسبت به هنر سینمادارد (تااینجا) والبته توصیه ی معقول آن است که برای حرمت این شیفتگی ازحضوردرچنین برنامه هایی (که از مجال ابرازنظربرابردرآنها خبری نیست)، احترازکنندوازسودمالی آن هم هرچه باشدچشم پوشی نمایند!