صدای اعتراض کارگران پتروشیمی مارون را بشنوید/ رضا مطوری

صدای اعتراض کارگران پتروشیمی مارون را بشنوید/ رضا مطوری

صداهای خاموش بار دیگر در هیات یک ایستادگی جمعی به زمزمه های طغیان بدل شده اند.

کارگران پتروشیمی مارون در اعتراض به درجه دوم بودن خود دست به اعتراض زده اند. تا همین لحظه شش روز است که این اعتراض ادامه دارد. مطالبات آنها واضح، منصفانه و از جهتی مطلقا اساسی است.

 

انصاف در پرداخت حقوق و مزایای چرخاندن چرخ های اقتصاد در بهترین حالت هم آنها نصف یک کارمند عادی پتروشیمی حقوق دریافت می کنند. این احساس درجه دوم بودن، حالا دیگر یک باور است. یک واقعیت ملموس، خشن و دردناک.

 

گویا این روزها درجه دوم بودن بخشی از زیست شهروندان ایرانی و به خصوص خوزستانی شده است. شهروندان درجه دوم از قضا همان شهروندانی هستند که بیشترین فعالیت تولیدی و بیشترین کار واقعی را انجام می دهند، اما سهمشان از سفره ی انصاف و اعتدال چیزی جز کمترین حق و حقوق و کمترین حقوق و مزایا و پاداش بابت زحمات است و چه لقمه تلخی.

 

مطالبه ی دیگر این کارکنان، شکایت از یک وضعیت زیستی هولناک است. شکایت از تعلیق. این تعلیق برای برخی از این کارگران به مدت بیست سال طول ادامه داشته است. هیچ کدام از آنها ذیل طبقه بندی مشاغل قرار نگرفته اند و وجودشان به عنوان کارگران پتروشیمی مارون توسط اداره ی اموز اداری شرکت پتروشیمی مارون انکار شده است که اتفاقا نقض صریح قانون طبقه بندی مشاغل کار در ایران است.

 

ماجرا وقتی دردناکتر می شود که پنج نفر از اعتصاب کنندگان در جلسه با حراست پتروشیمی مارون ابتدا تهدید و سپس تحدید شدند. در این وضعیت تعلیق در تعلیق این آشوب و شش روز اعتراض و گرسنگی مدیریت پتروشیمی مارون با بی اعتنایی محض نسبت به پرسنل خود موضعش را مشخص کرده است.

 

ناکارآمدی مدیریتی گویا جزئی از بلایایِ طبیعی خاک حاصلخیر خوزستان است. مدیریت پتروشیمی مارون نه درباره ی حق و حقوق و مزایایِ پرسنل محروم خود اقدامی کرده است و نه قانون کار را اجرا کرده و نه آنها را به استخدام پتروشیمی در می آورند و نه خبری از قرارداد مستقیم با کارگران وجود دارد و نه هیچ تلاشی برای گفت و گو و شنیدن صداهای خاموش هزار وچند صد کارگرِ بی دفاع و در حال اعتصاب در بی توجهیِ مطلق حق و حقوق خود را طلب دارند، آنها به سادگی دیگر نمی خواهند خاموش باشند.

آنها از درجه دوم بودن خسته اند. آنها معلق ماندن را دیگر نمی خواهند.