لباس فُرم، مشوق ترک تحصیل دانش آموزان تابا گزارش می دهد؛

لباس فُرم، مشوق ترک تحصیل دانش آموزان

استعلام قیمت پوشاک نشان می دهد پارچه بدون کیفیت با جنس کاملا پلاستیکی که قطعا برای کودک در حال فعالیت جسمی در هوای گرم خوزستان بسیار نامناسب است؛ با قیمت های چشمگیر (مثلا کوچکترین اندازه ۱۳۰ هزارتومان!) به فروش می رسد. حال این رقم را در قریب به یک میلیون نفر دانش آموز خوزستانی ضرب کنید تا علت پیداش رانت را دریابید.

 

احسان سپهوند– نیاز به توضیح و زمینه چینی ندارد که عامل اساسی ترک تحصیل کودکان در نتیجه ظهور و بروز معضل اجتماعی کودکان بازمانده از تحصیل، فقر و نیاز مالی است. عامل فقر در خانواده های فقیر بانی پیدایش تفوق نیروی کار کودک دانش آموز بر تحصیل او خواهد بود به این معنی که والدین به دلیل فقدان توانایی کافی در تامین هزینه های تحصیل کودکان اعم از نوشت افزار، هزینه های ثبت نام، خرید پوشاک و … کمک خرج بودن، بر تحصیل آنان رحجان دارد. فلذا پدیده کودکان بازمانده از تحصیل در عصری که تکنولوژی جهان با شتاب چشمگیری به سمت شناخت فضاهای خارج از منظومه شمسی سوق داده می شود، در کشور ما با بی سوادی کودکان به عنوان یک فاجعه تربیتی خود را نشان می دهد.

 

 با مقدمه ای که بر صدر نشست دولت ها به عنوان متولیان آموزش کودکان می بایست تسهیلاتی را برای جلوگیری از پدیده ترک تحصیل کودکان فراهم آورند که می تواند از کمک های مالی و تامین هزینه های دانش آموزان تا معنوی به صورت آگاهی بخشی به والدین باشد.

 

خوزستان پهناور و غنی به دلایل مختلف که اشاره به آنها در این مجال جایی ندارد؛ در زمره استانی هایی است که بر اساس آمار مستند، دارای نرخ بالای کودکان بازمانده از تحصیل است و مرور اخبار استان نشان می دهد که طرح و برنامه های نه چندان گسترده از سوی نهادهای متولی در زمینه کاهش آسیب های اجتماعی تدارک و پیگیری شده است.

 

در زمینه سیاستگذاری برای برچیدن آسیب های اجتماعی به دلیل شدت اثرات ناهنجار عوامل دخیل، مسئولیت ها به نهادهای مختلفی واگذار شده است که برخی نهادها مستقیم و برخی به صورت پشتیبان و هدایتگر- تسهیلگر عمل می کنند.

 

بدیهی است مسئولیت پیشگری و پیگیری بازماندگی کودکان از تحصیل بیش از همه متوجه وزارت آموزش و پرورش و در ادامه، شعبه اداره کل آن در خوزستان است و مدیران ذیربط می بایست آنگونه به چاره اندیشی در مقابله با این معضل بپردازند که شدت اثری بیش از سایر استان های همجوار داشته باشد زیرا که مشخصا وضعیت در استان خوزستان وخیم است.

 

علیرغم رتبه بحرانی خوزستان در بروز آسیب های اجتماعی متوجه کودکان بازمانده از تحصیل، به نظر می رسد اداره کل آموزش و پروش استان خوزستان آنگونه که شایسته باشد طرحی موثری در این زمینه نداشته است.

 

 اخیرا برنامه ای توسط اداره کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری خوزستان در زمینه حمایت از کودکان دانش آموز مناطق محروم صورت گرفت که  تایید اثرات مثبت، آنگونه که بتواند به ریشه کن کردن معضلات این کودکان بپردازد هنوز کارایی لازم را نداشته است و برای تامین اعتبارات لازم، لزوم پیگیری های مجدانه اداره کل آموزش و پرورش خوزستان را می طلبد.

 

در این میان، آنچه که باعث سرشکستگی و تاسف است، عدم مدیریت صحیح و یا به بیان بهتر ایجاد رانت در زمینه آمادگی کودکان برای آغاز سال تحصیلی است. به این شکل که با الزام آموزش پرورش، نقاطی در سطح شهر اقدام به تولید پوشاک همسان و هم رنگ برای دانش آموزان مقاطع مختلف می نمایند.

 

استعلام قیمت پوشاک نشان می دهد پارچه بدون کیفیت با جنس کاملا پلاستیکی که قطعا برای کودک در حال فعالیت جسمی در هوای خوزستان بسیار نامناسب است؛ با قیمت های چشمگیر (مثلا کوچکترین اندازه ۱۳۰ هزارتومان!) به فروش می رسد. حال این رقم را در قریب به یک میلیون دانش آموز خوزستانی ضرب کنید تا علت پیداش رانت را دریابید.

 

با وجود شرایط مالی خانواده های فقیری که در معرض مخاطرات آسیب های اجتماعی هستند با وجود چند فرزندی و درآمدهایی زیر خط فقر مطلق! اجبار هزینه های مازاد و غیرضروری برخلاف سیاست هایی است که در زمینه برچیدن معضل کودکان بازمانده از تحصیل تهیه و تدارک دیده شده است. فرض کنید سه دانش آموز در یک خانواده حاشیه نشین (که معمولا بسیار پرجمعیت تر هستند) قصد تهیه لباس فرم اجباری را داشته باشند.

 

آنچه که می بایست سرلوحه کار قرار بگیرد تسهیلگری در امر مهم آموزش است. از بین بردن موانع. آسان کردن درس خواندن. در این راه، نه تنها کاهش هزینه بلکه پرداخت کمک هزینه می تواند راهکار باشد.

 

با تبدیل مدارس دولتی به مدارس هیات امنایی که الزام در پرداخت هزینه های تحصیلی دارند از سویی عدم توسعه مدارس دولتی در سطح شهرستان ها و از دیگر سو، هزینه های چشمگیر تهیه ملزومات ادامه تحصیل که تهیه لباس فُرم غیرضروری ترین شان است؛ نقض غرض آشکاری بوده که نمی توان با هیچ توجیهی از آن چشم پوشید.

 

ذکر چند سوال و نکته جهت تنویر اذهان خوانندگان ضروری است. خیاطان معرفی شده بر اساس چه معیاری انتخاب می شوند؟ چرا تهیه پوشاک به کارخانجات سپرده نمی شود؟ چه نظارتی بر قیمت این البسه صورت می گیرد؟ و مهم تر از همه چرا باید هر ساله رنگ البسه دچار دگرگونی شود به شکلی که والدین را مجبور به تهیه پوشاک جدید نماید و خانواده ها نتوانند البسه کودکان بزرگتر را به کوچکترها بپوشند؟ مورد آخر، یادآور مافیای تولید کتاب های کمک درسی است که با فشار به وزارت آموزش و پرورش موجبات تغییر کتب درسی را فراهم می آورد که قبلا گزارشات مستندی در صدا و سیما شاهد بودیم. در ادامه پایگاه خبری تابا؛ با تهیه اسناد و گزارشاتی به بررسی دقیقتر ابعاد رانت در این زمینه خواهد پرداخت.