نمادها در جهان امروز معرف تاریخ و فرهنگ یک کشور هستند

نمادها در جهان امروز معرف تاریخ و فرهنگ یک کشور هستند

کارگروه صنایع دستی انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان٬ نشستی را با عنوان «سیر تحول نقش نماد‌ها در هنرهای سنتی ایران » در خانه‌ی سمن‌ها برگزار نمود.

 

به گزارش تابا؛در این نشست مریم ایزدی دانش‌آموخته‌ی هنرهای اسلامی به معنای نماد وجایگاه آن در حال حاضر و اعصارهای گذشته پرداخت.

 

وی در آغاز سخن نماد را نشانه‌ای است که نمایانگر یک اندیشه یا شی مادی می‌باشد که شکلش به طور طبیعی یا قراردادی صورت می‌گیرد.

 

به باور ایزدی نماد یک روند آگاهانه نیست بلکه از ناخودآگاه و شهود و مکاشفه شکل می گیرد.

 

نماد در سراسر تاریخ زبانی برای وصف هردوره بوده است درتمام دوران ها نماد هابا ذوق سلیقه و زیبا پرستی همراه بوده است و می‌شود و ردپای آنها را در وسایل زندگی چه کوچک چه بزرگ ویا جزیی و کلی با تزیینات زیبا به وضوح دید.

 

به گفته‌ی این بانو هنر در ایران در زمان‌های گذشته جزیی جدایی ناپذیر از زندگیشان بوده است که جامعه را با باورهای اسطوره‌ای شکل داده است.

 

هنر و باورها تبدیل به دست سازه‌هایی شد که بر روی محصولاتی که ساخته می شد قابل رویت بوده است که به نظر می‌رسد صنایع دستی از دیر باز با مردمان همراه بوده است.

 

از نظر ایزدی٬ بن مایه اسطوره در ایران به پیش از زرتشت بر می گردد. معنای اسطوره در دیدگاه اسطوره باوران، رمزی است یعنی معنایی که پایان نمی گیرد و محتمل تعبیری و تفسیرهای مختلف و تمامی ناپذیر است.

 

مهمترین کاربرد اسطوره کشف و آفتابی کردن نمونه‌وار همه‌ی آیین ها و فعالیت های معنی دار آدمی از تغذیه ، زناشویی گرفته تا کار و تربیت هنر ، فرزانگی است.

 

مریم ایزدی درباره‌ی نقش نمادها در روابط بیم‌المللی می‌گوید: همان‌طور که اسطوره و نماد در فرهنگ هریک از ملت‌ها و قوم‌ها حضور دارند به موازات گسترش روابط بین ملت‌هادر مناسبت‌ها و داد وستدهای فرهنگی آنها نیز نمود می یابد.

 

نمادها در روابط بین‌الملل پرچم‌ ملت‌ها می‌باشند سرودهای ملی نشانه‌های ملی مفهوم نماد بین المللی مانند شمال و جنوب ،شرق و غرب ، تروریسم، دهکده جهانی پایان تاریخ که نماد چیره‌گی اندیشه غرب برجهان است بعضی ساختمان ها مانند دیوار برلین که نماد شکاف میان جهان کمونیسم وجهان سرمایه داری بود.

 

این دانش آموخته‌ی هنر نمادها را به چند دسته‌ی کلی به شرح زیر دسته بندی نمود.

 

نمادهای برگرفته از طبیعت:

 

آتش:

 

نمادنور، روشنایی، مظهروجود، جشن آتش به منزله دعای دفع اهریمن وتطهیر و پالایش ، داوری خوب از بد روشن کردن آتش در جشن سده، چله ، چهارشنبه سوری و جشن مهرگان مرسوم بوده است که دردوره ی اسلامی تبدیل به رسم‌هایی مانند روشن کردن شمع برگور شب جمعه، سفره عقد، بقاع متبرکه سه شب چراغ روشن کردن بلای قبر مردگان شده است.

 

نماد آب:

 

آب نخستین عنصراست که همه چیز از آن آفریده شده است یک نماد باستانی برای باروری ، آب سنبل تطهیر است و در بیشتر ادیان طهارت با آب انجام می شود . رنگ آبی ژرف ترین رنگ‌هاست. آبی محل پیوند رویا و واقعیت است و جایی است که احساس آرامش می شود پرنده آبی نماد پرنده خوشبختی است .

 

نماد آینه:

 

آینه بازتاب روشنی آب و در نتیجه بیان واقعیت است راستگویی و صمیمیت است آینه در کنار آب گواه صداقت برکت و باروری است و وجود سبزه تکمیل زنجیره حیات است.

 

نماد کوه:

 

در تمام ادیان واساطیرکهن کوه مقدس است کوه ستون آسمان است و صعود به آن به معنای مراحل صعود به آسمان است.

 

نماد زمین:

 

زمین مادر کبیر ، عامل پیدایش عالم است باروری و آفرینندگی بی‌پایان است وصلت آسمان و زمین نخستین ازدواج مقدس است زایمان برخاک رسمی جاری نزد بسیاری از اقوام است.

 

نماد ماه :

 

مظهر نیروی مونث است و به عنوان ایزد بانوی مادر شناخته می شود ماه با حاصل‌خیزی و رویش گیاهان و درختان در ارتباط است مراحل ماه در آسمان نماد تولد و مرگ است .

 

نماد گیاهی:

 

درخت سرو:

 

درختی معروف و مشهور و سه نوع می باشد.

 

۱-سرو آزاد ۲-سرو سهی ۳- سروناز.

 

سروناز شاخه هایش متمایل است ‌سرو ‌‌‌آزاد شاخه هایش راست رسته است و سرو سهی که دو شاخش راست رسته است در گذشته به جای قربانی کردن درخت سرو می کاشتند.تا درخت و فرزند با هم رشد کنند و زندگی سرسبز و روشن داشته باشد.

 

یک نمونه کهنسال سرو در کاشمر است که مشهور است به دست زرتشت کاشته شده است…

 

نمادهای حیوانی

 

گاو‍:

 

مظهر مذکر و نیروی زایش است.مظهر حاصل خیزی و نماد زمین هم هست.کشتن گاو در سال نو مظهر مرگ زمستان و تولید نیروی حیاتی و آفریننده است.

 

گاو ماده:به عنوان مادر کبیر است.نیروی مولد زمین و تولید مثل است. هم مظهر ایزدبانوان ماه و هم زمین است.

 

شیر:

 

نماد شیر از آن نمادهایی است که هم به معنی خوب و هم به معنی بد به کار رفته است.شیر نماد عظمت، قدرت، دلیری، عدالت و قانون است و از طرفی دیگر نماد بی‌رحمی و جنگ است.

 

خروس:

 

در فرهنگ ایران پرنده‌ای ارجمند و گرامی بوده است و از چنان جایگاهی برخوردار بوده است که یونانیان آن را با نام پرنده ایران می شناختند‌. خروس یک مرغ خانگی خوش یمن بوده است.

 

پازن(بز کوهی):

 

از جانوران بومی ایران است و از مهمترین حیوانات شکاری در ایران است‌بر مهرها و ظروف ساسانی تقریباً همیشه بزکوهی مراقب درخت ماه است.بزکوهی نماد باران در سفال ایرانی است.

 

اسب:

 

زرتشت به عنوان معجزه اسب سیاه کی گشتاسب را درمان کرده است.در اوستا گردونه مهر بلند چرخ است.چهار اسب سفید برگردونه مهر بسته شد و با چرخ زرین کشیده می شود.در چشم ایرانیان رزم آور، داشتن اسب و گردونه نشانهی اشرافیت و امتیاز به حساب می آمد.

 

مار:

 

نمادی پیچیده و جهانی است.غالباً مار با اژدها جانشین هم می شوند و در خاور دور هیچ فرقی بیت آتها وجود ندارد.نمادهای مار چند کاره است.چون کشنده است مظهر مرگ و ویرانی است و چون پوست اندازی می کند به مفهوم رستاخیز و زندگی است.

 

از آنجایی که مار بدون پا و بال حرکت می کند نماد روحی است که در هر چیز نفوذ می‌کند.

 

مریم ایزدی سخن خود را این‌گونه به پایان برد که نماد‌ها و اسطوره‌ها در روابط فرهنگی و بین‌المللی در آغاز هزاره‌ی سوم٬ بیش از هر زمان دیگری دارای اهمیت است‌.‌