پژوهش و آموزش های دانشگاهی در هجوم منتقدان/ دکتر حسن دادخواه

پژوهش و آموزش های دانشگاهی در هجوم منتقدان/ دکتر حسن دادخواه

در چند سال اخیر و بویژه با گسترش رسانه های مجازی و شبکه های اجتماعی، دستاوردهای پژوهشی و آموزشی دانشگاه ها و آموزش عالی کشور بطور گسترده مورد هجوم منتقدان قرار گرفته است.

 

این انتقادها در برهه هایی که جامعه دچار یک بحران یا پدیده نامیمون مانند سیل و آب گرفتگی بنیان کن، گردیده، بالا گرفته و شدیدتر شده است. منتقدان، امر پژوهش و آموزش در نظام آموزش عالی و دانشگاه های کشور را ناکارآمد و ناهماهنگ با نیازهای جامعه و عقب افتاده می دانند و می کوشند تا با جلب توجه مقامات مسئول و دانشگاهیان، امر پژوهش و آموزش دانشگاهی را چابک و سودمند و کارآمد بگردانند.

 

جالب آن است که دسته ای از منتقدان، کسانی هستند که سال ها عضو عالی ترین مراکز تصمیم گیری آموزش عالی کشور بوده اند و از مزایای مادی و معنوی و علمی وضع موجود بهره جسته اند.

 

واقعیت این است که دانشگاه ها و نظام آموزش عالی مانند دیگر مشکلات و پدیده های اجتماعی، بخشی کوچک از مجموعه گسترده کشوری است و ارزیابی و انتقاد و علاج و درمان کاستی های آن بدون مطالعه همه جانبه آن در بستری از عوامل داخلی و بیرونی تاثیرگذار بر آن، امکان پذیر نیست.

 

در همین راستا، شناخت و بررسی فراز و فرودهای پژوهش و نظام آموزش عالی در چهاردهه اخیر می تواند منتقدان آموزش عالی را به آغازیدن گفتمانی نو و سودمند رهنمون کند زیرا وضعیت کنونی دانشگاه ها بازتاب و ثمره تصمیمات و رویکردها و موضع گیری هایی است که در طی سالیان دراز اتخاذ گردیده و گریز از وضع کنونی در گرو تغییر و اصلاح وضع کلی کشور است.

 

در ادامه یادداشت لازم است به عوامل و متغیرهای تاثیرگذار بر روند پژوهش و آموزش در دانشگاه ها در طی چهار دهه گذشته نظری بیفکنیم:

 

۱_ نگاه کلی مقامات عالی کشور به ماهیت دانشگاه ها.
۲_ انتظارات مقامات عالی کشور از دانشگاه ها بخصوص از جنبه دانش آموختگان و ابعاد انسانی و سیاسی آن.
۳_ جدا سازی رشته های پزشکی از غیر پزشکی.
۴_ نگاه کلی و تلقی مقامات عالی کشور از رشته های علوم انسانی.
۵_ تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی و گسترش آن.
۶_ راه اندازی دانشگاه های تخصصی از سوی وزارتخانه های مختلف.
۷_جدا شدن برخی سازمان های فرهنگی از بدنه وزارت فرهنگ و آموزش عالی کشور.
۸_ خارج شدن بخش هایی از آموزش عالی از اختیار وزارت فرهنگ و آموزش عالی.
۹_ راه اندازی معاونت علمی در نهاد ریاست جمهوری.
۱۰_ جدا شدن امر فناوری از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
۱۱_ تبدیل ستاد انقلاب فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی و سپردن بخشی از اختیارات وزیر علوم به آن شورا.
۱۲_ سنگین شدن کفه سیاسی دانشگاه ها در فقدان احزاب و مطبوعات مستقل.
۱۴_ سرزبان افتادن مفاهیمی چون نهضت نرم افزایی، تولید علم ، تولید مقاله، بومی کردن علم، اسلامی کردن علم، نظام متمرکز جذب استاد و دانشجوی ارشد و دکتری، تغییرات سریع در آیین نامه ارتقای اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و‌…..

 

 

هر یک از بندهای ۱۴ گانه و دیگر مسایلی که از ذکر آن خودداری می شود، از عوامل تاثیرگذار در نظام پژوهش و آموزش دانشگاه ها در طی چهار دهه گذشته بوده است.

 

 

بر این پایه:
۱_ دسته ای از عوامل تاثیرگذار بر نظام پژوهش و آموزش عالی کشور به امور شکلی و سازمانی و ساختاری مربوط می شود.

 

 

۲_ نباید از نظر دور داشت که دانشگاه ها، دستگاه اجرایی و متولی امور اجرا نیستند. برای نمونه دانشکده هایی مانند دامپزشکی،کشاورزی، علوم ورزشی و تربیت بدنی، مهندسی، علوم تربیتی اقتصاد و علوم اجتماعی دخالت مستقیم در رسیدگی به نیازها و مشکلات فوری و روزانه جامعه ندارند بلکه دانش آموختگان آنها که جذب دستگاه های اجرایی شده اند متصدی رفع مشکلات متعارف و روزانه آنهم در ساختار وزارتخانه های تخصصی می باشند.

 

 

۳_ دستاوردهای علمی و پژوهشی و آموزشی دانشگاه ها در بسترها و تصمیماتی فراتر از اختیار دانشگاهها شکل می گیرد. مانند مقدار بودجه تخصیصی به دانشگاه ها، تعداد دانشجوی راه یافته به دانشگاه ها، انگیزه ها و علاقمندی دانشجویان به علم و دانش، امکان اشتغال برای دانش آموختگان دانشگاه، وضعیت عمومی اقتصاد جامعه و معیشت افراد.