کمال طلبی یا جاه طلبی/ دکتر علی کرد

کمال طلبی یا جاه طلبی/ دکتر علی کرد

رفتار مدیران و کارگزاران دولتی در هر حکومتی باید نماد آن حکومت و پاسدار و الگوی ارزشهای آن جامعه و حکومت باشد. نظام ما جمهوری اسلامی است و مدیران دولتی باید نماد اسلام باشند.

مدیر اسلامی از ریاست طلبی و جاه طلبی بیزار اما کمال طلب و تعالی گراست. آیا کمال مطلوب مدیران دولتی، تعالی گرایی و اجتناب از مقام طلبی و ریاست طلبی است. این مبحث گرچه یکی از مباحث مهم و مبتلابه مدیریت دولتی است اما متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده و در این نوشتار مورد برر سی و تحلیل اجمالی قرار می گیرد.

 

جاه طلبی به معنای مقام خواهی ، منصب جویی و منزلت طلبی است و ریاست طلبی معنی دوست داری ریاست وریاست جویی.بعنی اینکه انسان برای رسیدن به پست و مقام دست و پا بزند و به آن متوسل شود. این دو واژه مترداف هم هستند. جاه طلبی یکی از رذیله های اخلاقی است که بر اساس نصوص دینی ضرر آن بر دین شدیدتر و سخت تر از هجوم گرگان بر گله گوسفندان ذکر شده است.

 

این صفت سرچشمه بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی می شود. این رذیله اخلاقی با افزایش سن در انسان شدیدتر می شود و دیگر صفات ناپسند نظیر ریاکاری، تکبر و خودپسندی با ریاست طلبی وجاه طلبی پیوند دارد. کسانی که حب مقام و ریاست دارند برای به دست آوردن آن وحفظ و نگهداری و توسعه آن هیچ ابایی ندارند که از دیگر صفات رذیله استفاده کنند و باچشیدن طعم آن گرفتار دیگر صفات رذیله می شوند .

 

ازطرف دیگر ، انسان کمال جو وکمال طلب است. اگر انسان این ویژگی پسندیده را در خود تقویت کند و در صدد طی کردن پله های ترقی و تعالی باشد می تواند برای اثرگزاری مثبت و افزایش دامنه و حیطه ی خدمت به خلق و کسب رضایت خالق قدرت و توان علمی ، تخصصی ، مالی و مدیریتی خود را در راستای ترقی و تعالی ، افزایش دهد و یکی از بهترین و مناسب ترین راه، اداره کردن و ریاست است. که نمونه بارز ریاست و مدیریت ممدوح و کمال طلبانه ریاست حضرت یوسف پیامبر است.

 

آن حضرت خود به شاه پیشنهاد می دهد که ریاست خزانه مملکت را به او بدهد چراکه در حفظ دارایی و مصارف آن دانا و بصیر است. این ریاست که موجب بهبود زندگی و رعایت عدالت و مقابله با رانت خواران و نابودی بت پرستان و جاه طلبان شد نمونه بارز و ارزنده و آموزنده ریاست ممدوح و مدیریت دولتی کمال طلبانه است. توصیه های مدیریتی امام (ع) به فرماندارانش نماد مدیریت تعالی گرا و کمال طلب است و توصیه های نیکولو ماکیاولی به پادشاه نمونه ی بارز مدیریت جاه طلبانه و ریاست طلبی است.

 

اگر به نحوه برخورد و شیوه تعامل و رفتار مدیران با زیرمجموعه و ادارات و سازمانهای دیگر و ارباب رجوع را مشاهده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم چه نتایجی بدست می آید؟ آیا مشخصه ها و ویژگیهای مدیر اسلامی را دارند؟ اگر دارند به چه میزان؟. هرچه که مدیران ، با تعالی گرایی و رویکرد انسان گرایانه فاصله بگیرند به همان نسبت با مدیریت اسلامی فاصله گرفته و خوی و خصلت جاه طلبی و مقام پرستی در آنها قوت میگیرد و باالعکس.

 

برای تبیین و تشریح موضوع مورد بحث و در راستای سوق دادن مدیران نظام در هربخش و سطحی به سمت تعالی گرایی و اجتناب از دیکتاتوری و حب جاه و مقام ، بطور اجمال رفتار مدیران جاه طلب و فرصت طلب و همچنین مدیران معنویت گرا و کمال طلب را بیان می کنم. مدیران جاه طلب نسبت به بالادست خود متملق هستند و برای موفق نشان دادن خود آسمان و ریسمان به هم می بافند و از هر ترفندی برای کارآمد نشان دادن خود استفاده میکنند و از طرف دیگر نسبت به پایین دستان خود زورگو،بد زبان، کم ظرفیت و انتقاد ناپذیرند و علاقمندند که مرتب و مکرر مورد تکریم و ستایش قرار گیرند.

 

گرچه مدیر باید قاطعیت هم داشته باشد اما مدیری که میخواهد قدرتش را به رخ دیگران به ویژه زیردستانش بکشد و ترس در آنان ایجاد کند تا فقط بله قربان گو باشند واز این شیوه ی مدیریتی لذت ببرد قاطع نیست بلکه قدرت طلب است. وقتی مدیر از قدرت قانونی، عرفی و فرهمندی و اختیارات خود به نحو شایسته استفاده کند مقتدر است و اقتدار از ویژگیهای مثبت یک مدیر است اما پا را فراتر نهادن و تحکم کردن و سعه صدر نداشتن قدرت طلبی و تکبر است.

 

مدیران فرصت طلب از هر فرصتی برای ابقاء و ارتقاء خود بهره می برند ولو به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاقیات و وجدان و عدالت اما مدیران فرصتی از هر فرصت و موقعیتی برای تعالی سازمانی و رسیدن به اهداف استفاده می کند. لذا مدیران فرصت طلب دارای صفت رذیله جاه طلبی هستند و مدیران فرصتی دارای صفت حسنه کمال طلبی. مدیران فرصت طلب برای توسعه مقام خود ، نان را به نرخ روز میخورند و نگاه می کنند که باد کدام سمت می وزد و چه رفتار و گفتار و برخوردی داشته باشند تا خوشایند مقام مافوق و گروههای ذی نفوذ قرار گیرد و اصول خاصی ندارند که فقط بر آن اصول زوم کنند و ممکن است همه چیز و همه کس را قربانی حفظ پست و جایگاه خود کنند چرا که اصل حفظ پست است،

 

اما مدیران فرصتی تاکیدشان بر استفاده از ظرفیتها و هم و غمشان اهداف سازمانی است و گاهی خود را قربانی اداره و شرکت می کنند و اصول و چارچوب و رویکرد و اعتقاداتی دارند که آنها را قربانی پست و مقام نمی کنند. مدیران تشنه ی پست و مقام نسبت به اصحاب قدرت فوق العاده نرم و منعطف و گوش به فرمان هستند و باج هم می دهند تا بر سریر قدرت بمانند اما با زیر دستان خود سعه صدرو گوش شنوایی ندارند.

 

مدیر انسان گرا زیر دست بودن را واژه ای کهنه وغیر اخلاقی می داند و همه را همکار خود می داند و می نامد و نیروی انسانی را ارج می نهد و قدر میداند و بر صدر می نشاند و مدیر مقام طلب از پرسنل پله ای برای خود می سازد و برای او تارخ مصرف تعیین می کند.و…. اینقدر غرق در این رفتارهای متناقض هستیم که فرصت نکردیم با خودمان خلوت کنیم که بگوییم کیستیم و چکار می کنیم که کجا هستیم و به کجا می رویم.

 

این نوشتار از سر دلسوزی تلنگری بود به خودمان که در این هیاهوی مسولیت و مقام و جایگاه و جلسات و تشریفات و برو و بیا و افتتاح ها و کلنگ زنی ها و چانه زنی ها و پشت میز نشستن و دستور دادن و گزارش دادن و مصاحبه کردن و خلاصه ریاست کردن، گاهی با خودمان و خدای خودمان خلوت کنیم رفتارهایمان را مرور کنیم و سرنوشت و سرگذشت پادشاهان و حاکمان و مدیران خوب و بد و ریاست طلب و کمال طلب را مطالعه کنیم و به خودمان بیاییم و غرور خود را بشکنیم و از این فرصتهای دنیوی توشه ای برای آخرتمان برداریم. اگر چنین کردیم کمال طلب و عاقبت بخیر هستیم وگرنه، نه.

 

علی کرد- دانش آموخته رشته مدیریت