خرمشهر نماد یکپارچگی ملی ایرانیان
  • امروز : سه شنبه - ۲۵ خرداد - ۱۴۰۰
  • برابر با : 6 - ذو القعدة - 1442
  • برابر با : Tuesday - 15 June - 2021
0

خرمشهر نماد یکپارچگی ملی ایرانیان

  • کد خبر : 99894
  • 22 می 2021 - 11:36
خرمشهر نماد یکپارچگی ملی ایرانیان

علی درویشی – ملت ایران از محدود ملت هایی می باشد که پس از هزاره ها و سده ها توانسته است تا به امروز بر سر پا بماند و تاریخ خود را آرام آرام به جلو بکشاند و همچنین باد و باران حوادث دژخیمان و ناملایمتی های روزگار نیز نتوانسته است تاریخ اورا منقطع کند، […]

علی درویشی – ملت ایران از محدود ملت هایی می باشد که پس از هزاره ها و سده ها توانسته است تا به امروز بر سر پا بماند و تاریخ خود را آرام آرام به جلو بکشاند و همچنین باد و باران حوادث دژخیمان و ناملایمتی های روزگار نیز نتوانسته است تاریخ اورا منقطع کند، هرچند ایرانیان در طول تاریخش از نظر سیاسی بارها به فروپاشی رسید اما ققنوس وار از خاکستر خود برخاست و دوباره حیات خود را به گونه ی دیگر سر داد اما از نظر فرهنگی هیچگاه به فروپاشی نرسید بلکه مهاجمین بیابانی را به فرهنگ و تمدن خود خو داد، چنانکه مغول وحشی را رام کرد.

ریشه های تاریخی و فرهنگی ملت ایران همچون ریشه های بوته های صحرایی گز و یا ریشه های درختان بلوط زاگرس می باشد که زندگی در شرایط سخت و دشوار را می آموزند و ریشه خود را محکم و محکم می کند، با کم آبی و سموم و گرمی و سردی خو میگیرند، ودر برابر بادهای سهمگین و بهمن های انبوه سر خم می کنند و از نو پس از رفع بلا دوباره شاخ و برگ سبز جوانه می زند.

با این همه فراز و نشیب تاریخ و فرهنگ ایران زمین محال است بتوان ایران معاصر را بدون به رسمیت شناختن عظمت جنگ هشت ساله ایران و عراق درک کرد. جنگ تحمیلی ایران و ارتش بعث صدام حسین تکریتی روایت شهادت و شهامت های هزاران هزار تن از ملت ایران را در برداشت و سبب یکی شدن مذهب تشیع و هویت ملی ایرانیان گردید.

آنچه که موجب قوت بخشیدن مذهب تشیع و هویت ملی بود؛ حس کهن تاریخی ایرانی ها به عنوان ملتی که ازسرکشی و غارتگری های انیرانی ها و استعمارگران هزاران زخم خورده بود به آنها آموخت که تنها می بایست به روی کمک و همدلی خود حساب باز کند.

با درهم ریختن اوضاع عمومی ایران در اثر انقلاب اسلامی ایران، حکومت عراق در پی آن برآمد تا از وضع نابسامان موجود، در راستای مقاصد تجاوزکارانه و تجزیه طلبانه ی خود نسبت به ایران و به ویژه استان خوزستان بهره گیرد. در این راستا حکومت عراق بر تعداد ماموران اطلاعاتی در میان کارکنان کنسولگری خود در خرمشهر افزود.

همچنین گروهی از ماموران اطلاعاتی را نیز جانشین آموزگاران و کارکنان مدرسه ی عراقی ها در اهواز کرد نیروهای خلق عرب فعالیت خود را به این دو شهر محدود نکردند بلکه در شهرهای دشت میشان، هویزه، شوش و سوسنگرد گسترش دادند.

ماموران اطلاعاتی عراق، با بکارگیری عناصر خائنی نظیر مکی فیصلی و نیز عناصر چپ حرفه ای که در آنزمان در سرتاسر کشور دست اندرکار ایجاد سازمان های به اصطلاح خلقی بودند، دو سازمان همزاد، به نام های ۱٫ کانون فرهنگی خلق عرب ۲٫ سازمان سیاسی خلق عرب ایجاد کردند.

مرکز تشکیلات هر دو سازمان با توجه به مقاصد تجزیه طلبانه ی حکومت عراق، در خرمشهر فعالیت داشتند. مقامات بغداد با دو تن از اعضای جنبش خلق عرب یک کنفرانس مطبوعاتی ترتیب دادند. اعضای جنبش خلق عرب، عراقیان را به نام «آزاد کننده عرب» ستایش کردند و تعهد دادند که برای ایجاد خودمختاری در این ناحیه استراتژیک به نبرد خود ادامه دهند. عراق سعی داشت موقعیتی فراهم آورد تا پس از جنگ از نظارت مستقیم ایران بر خوزستان اشغال شده جلوگیری به عمل آورد.

دو سازمان با هدف ایجاد حکومت محمره و عربستان و با بهره گیری از اغتشاش های داخلی و با پول و اسلحه ی حکومت عراق، گروهی را مسلح کردند. غائله احزاب سیاسی و خود فروخته های خلق عرب در خوزستان و بخصوص در خرمشهر توسط تفنگداران نیروی دریایی ارتش و نیروهای ملی برطرف و مزدوران چه کشته، چه دستگیر و چه فرار را برقرار نمودند.

صدام با چفیه قرمز رنگ به سر و نوار فشنگ به دور کمر و بدون نصب درجات نظامی وارد اتاق عملیات شد تا با سردار قادسیه خواندن خود به گزافه گویی بپردازد و با داشتن جنون قدرت و جاه طلبی مثال زدنی اش برای تبدیل شدن به رهبر بلامنازع اعراب در۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ به مرزهای باختری ایران یورش آورد و در این اقدام بریتانیا و آمریکا به امید شکست ایران و رسیدن به خواسته های استعماری خود، از وی حمایت نمودند.

یورش اولیه عراق با هدف رسیدن به شهرهای کلیدی ایران نظیر کرمانشاه یا اهواز موفق نبود، اما عراقی ها توانستند مناطقی از خاک ایران را اشغال نمایند و با وحشیگری هرچه تمامتر مردمان بی دفاع را به خاک و خون بکشند، از جمله این مناطق، خرمشهر می باشد که حجم جنایت در این شهر چنان زیاد بود که به خونین شهر معروف گردید.

«جئنا لنبقی» آمده ایم که بمانیم، رویایی ترین جمله ای که ارتش بعث به زعم خود خرمشهر را از آن خود کرده است، اما شهامت و غیرت دلاورمردان ایرانی چرت صدام حسین تکریتی را پراندند و شهید بهروز مرادی روی دیوار خرمشهر در جواب نوشت «آمدیم نبودید». چنان در توهم زمینه کردن خاک خوزستان به عراق بود که در سوسنگرد از میان نفوذیان خلق عرب خود شهردار تعیین نمود تا از این طریق از نظر روانی نیز تاثیر گذار باشد، اما خیلی طول نکشید که سراسر ایران با رشادت مردم غیور عرب خوزستان آنها را از سرزمین مادری بیرون راندند.

امروزه اگر چه صدام حسین از اریکه قدرت فرعونی به زیر کشیده و به زباله دان تاریخ سپرده شد، اما باز رقابتی نفس گیر میان دشمنان ایران زمین در جریان است. دلارها و سیاست های اهریمنی همسایگان ایران موجب گردیده است تا عده ای خود فروخته کج راهه های خلق عرب اول انقلاب را دنبال کرده و اینبار در قالب پیاده نظام دشمن نمایان شوند. زمانیکه نیروی نظامی دشمن توانایی برابری با یکپارچگی ملت ایران را نداشته باشد دست به جنگ نرم می زند تا از این طریق با مظلوم نمایی برای خود در دنیا حامیانی پیدا کند.

دیدگاه های دولتمردان عربستان که بدنبال خوزستانی (عربستان) مستقل می باشند، و بازمانده های ارتش بعث در راه تحقق آرزوهای خام صدام حسین تکریتی که همان یک حکومت تک حزبی از طریق ایدئولوژی خلق عربی بود، با بهره گیری از عده ای بی وطن و خود فروخته که در تلاش هستند تا با تحریف ادوار تاریخی ایران، تاریخ جدیدی برای خود دست و پا کنند تا از این طریق برای ایدئولوژی خود تاریخی گدایی نمایند و از طرفی با شستشوی مغزی عده ای پیاده نظام، آنها را وادار به پرچم گردانی (الاحوازی) در خیابان ها، و مزدوری را به آنجا می رسانند که برای فوت پادشاه شیون می کنند و یا با بدست گرفتن تصاویر متوفی و ولیعهد عربستان در تجمعات سعی در تحریک دیگر همتباران خود داشته تا از این کوره راه برای صاحبان ضحاک منش خود ژنده قبایی بدوزند.

صدام برای رسیدن به آرزوی خود(جداسازی خوزستان از پیکره ایران) جنگی خانمان سوز هشت ساله را به راه انداخت، در این جنگ تمام دنیا به او یاری رساندند اما چیزی که به او رسید سوراخ موش بود. صدامیان زمانه ای که به دنبال جدایی بخشی از خاک میهن ما ایران هستید؛ گویا از توان بالای وحدت ملی ایرانیان بی خبر می باشید، آن زمان که وقت امتحان آید خواهید فهمید که ایرانی از هر قوم و نژاد میهن خود را تا حد جان دوست می دارد و تا آخرین قطره خون برای حفظ و پاسداریاز سرزمین خود جانفشانی ها می کند.

منابع:

۱٫درون انقلاب ایران نوشته جان . دی . استمپل
۲٫تاریخ تجزیه ایران «مرزهای باختری ایران» نوشته دکتر هوشنگ طالع
۳٫ ایران و تنهائیش نوشته محمد علی اسلامی ندوشن
۴٫ کار، کار انگلیسی هاست نوشته جک استراو
۵٫مسایل مرزی ایران و عراق نوشته آزر میدخت مشایخ فریدنی

لینک کوتاه : https://tabakhabar.ir/?p=99894

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.