دمی با اسدالله اسدی شاعر و غزلسرای خوزستانی
  • امروز : یکشنبه - ۱۰ اسفند - ۱۳۹۹
  • برابر با : 17 - رجب - 1442
  • برابر با : Sunday - 28 February - 2021
2

دمی با اسدالله اسدی شاعر و غزلسرای خوزستانی

  • کد خبر : 95695
  • 03 فوریه 2021 - 15:16
دمی با اسدالله اسدی شاعر و غزلسرای خوزستانی

محمد شریفی– شعر های ناب استاد اسدالله اسدی در این عصر کرونایی که کووید ۱۹ حبس و خانه نشینی را بی رحمانه به ما تحمیل و ذوق و شوق و تبسم و خنده را از لبان خشک مان گرفت، مرهمی است بر دلهایمان اسدالله اسدی زاده ی شهر ایذه یا همان کهنه دیار مالمیر است […]

محمد شریفی– شعر های ناب استاد اسدالله اسدی در این عصر کرونایی که کووید ۱۹ حبس و خانه نشینی را بی رحمانه به ما تحمیل و ذوق و شوق و تبسم و خنده را از لبان خشک مان گرفت، مرهمی است بر دلهایمان

اسدالله اسدی زاده ی شهر ایذه یا همان کهنه دیار مالمیر است سال ۱۳۳۴ مطابق شناسنامه ی صادره چشم به جهان گشود، ولی خود اسدی. اصرار دارد سال ۱۳۳۳ بدنیا آمده است.

دوره ی ابتدایی و دوسال اول دبیرستان را در شهر ایذه به اتمام رسانید و سال های پایانی را در اهواز در دبیرستان های دکتر حسابی و دکتر کریم فاطمی در رشته ی ریاضی به آخر رسانید.

وی فارغ التحصیل رشته ی ریاضیات محض از دانشگاه اراک است.

از اسدی می پرسم ، شما که غرق در ریاضیات محض بودی، چه شده است که به شعر و شاعری کشیده شدی؟

علاقه به شعر و ادبیات بر می گردد به سالهای کودکی و خواندن اشعار خمسه نظامی به جای لالایی که از زبان مادرم برای خواباندن خواهران و برادر کوچکتر می شنیدم و این ذوق شعری را هم از او به ارث بردم ولی سرودن شعر در سالهای پایانی دبیرستان و آغاز دوران دانشجویی بود.

در قالب های مختلف تجربه هایی دارم. غزل، مثنوی، رباعی، دوبیتی که هم به زبان فارسی و هم به گویش بختیاری سروده شده اند. همچنین، در شعر سپید نیز فعالیت داشته ام.

اولین کتابم “با تکه های ماه” نام دارد و در قالب شعر سپید است در سال ۷۷ نشر سپهر تهران، البته سروده هایم بیشتر مربوط به دهه ۶۰ هستند که به دلیل سالهای جنگ چاپ مجموعه عقب افتاد.

دومین کتاب “با بوسه گاه آفتاب ” یا منظومه ی منگشت است که در سال ۸۴ نشر آنزان تهران چاپ شد.

سومین کتاب “با زمزمه های مادری ام” نام دارد که در سال ۸۶ توسط نشر دستان تهران منتشر شد.

شعرهای گویشی و ترانه ها و تصنیف ها هنوز بصورت کتاب منتشر نشده اند ولی به صورت پراکنده بعضی از آنها چاپ روزنامه ای داشته اند.

همچنین شامل غزل های فارسی هستند که از سال ۵۳ تاکنون به صورت کتاب چاپ نشده اند.

مجموعه چهارم که شامل سرودهای سپید است به نام “با جنوبم” مجوز چاپ گرفته ولی هنوز به مرحله ی چاپ نرسیده است.

مجموعه های دیگری نیز دارم که همه آماده ی چاپ هستند ولی هنوز تصمیم به انتشارشان نگرفته ام.

از جمله سروده های کلاسیک فارسی که شامل دو مجموعه می شوند، سروده های گویشی و ترانه ها، که از این ترانه چندتایی شان توسط خوانندگان محلی خوانده و پخش شده است و به زودی نیز آلبومی از آنها با صدای نیما حافظی و همکاری استاد علی حافظی روانه ی بازار موسیقی می شوند.

کتابی به نام “با اساتیر شاهنامه” نیز وجود دارد که به شکل خلاصه نویسی و همراه با توضیحات و برداشت شخصی خودم از دوران اساتیری شاهنامه نوشته شده که در متون آن سعی کرده ام فراخور حوصله ی نسل جوان باشد و به خاطر علاقمندی و کشش آنان به سمت خود شاهنامه انجام گرفته است.

در پرده ی دوم همین کتاب استخراج شده، بیش از ۱۲۰۰ نام ایرانی از متن ۵۲ هزار بیت شاهنامه با دقت و وسواس بیت به بیت صورت گرفته است.

سروده های طنز و بداهه نیز یک مجموعه ی جداگانه را شامل می شود.

خلاصه و ساده نویسی وزن و عروض با استفاده از “المعجم فی معابیر اشعار العجم” شمس قیس رازی با بهره گیری از کتاب های دکتر سیروس شمیسا، لغت نامه ی دهخدا، ناتل خانلری و دبیرسیاقی و دیگران گردآوری کردم که امیدوارم مفید فایده باشد.

علاوه بر این مقالات، خاطرات، نامه ها و نوشته های پراکنده وجود دارند که هنوز تصمیم به چاپ رساندن آنها را نگرفته ام.

بجز چهار جلدی که ذکر شد، در مجموع باقی مانده  ۷ یا ۸ جلد می باشند که باید به چاپ برسند.

از اسدالله اسدی در رابطه با همکاری اش با مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی می پرسم، که می گوید:

با روزنامه روزان با صاحب امتیازی خانم شمسی پورمحمدی در سالهای اولیه ی آغاز به کار در دهه ۷۰، هفته نامه همدلی در سالهای  ۸۵ به بعد به سردبیری ماشالله براتی، ماهنامه ی سخن از اولین شماره در سال ۹۶ تاکنون به صاحب امتیازی دوست شاعر و پژوهشگرم جناب آریا پور فریاد و به تازگی همکاری با روزنامه ی چشم انداز روشن به عنوان دبیر صفحه ی ادبی همکاری داشته ام.

برخی از اشعارم در مجلات و روزنامه های سراسری و استانی مانند: دنیای سخن، امرداد، جمهوری اسلامی، مجله اطلاعات هفتگی، ماهنامه هستی، روزان، فجر خوزستان، هفته نامه آنزان، بهار، وحدت، توسعه جنوب، ندای بهبهان، هفته نامه همدلی ، کهرنگ، شباب، فرهنگ جنوب، قلم امروز، هفته نامه آستانه پارس، کارون، پیمان، ندای جنوب، ماهنامه سخن، چشم انداز روشن و بسیاری دیگر که فراموش کرده ام چاپ شده اند.

در همایش های مختلف کشور از جمله تهران، کرج، آیاپیر ایذه در سال ۸۰، کنگره ی شعر شقایق خرم آباد در سال ۷۴، بزرگداشت زنده یاد علی مقیمی و شعرخوانی در اهواز، دابیت در ایذه و سخنرانی در بزرگداشت فردوسی بزرگ در اهواز به همراه استاد جنیدی شرکت داشته ام.

در دهه ۷۰ با روزان به امتیاز خانم شمسی پور محمدی و سردبیری هرمز علی پور در جمع صمیمی هیات تحریریه دوستان عزیزم بهزاد خواجات، هوشنگ شاهین زاده، ماریا نقیب زاده، هادی مدرس، مجیدرمضانی، البرز کاظمی، مجتبی گهستونی بودم و در همین سالها بود که جلساتی نیز با حضور هرمز علی پور، محمد شریفی و حیاتقلی فرخ داشتیم.

به جز شعر و پژوهش، مقالاتی نیز دارم که در روزنامه ها چاپ شده ولی پژوهش ها هنوز خاک می خورند و من همچنان به افق های دور می نگرم…

 

*کلان روستای اهواز*

 

 

کلان روستا ، مرکز نفت و گاز

پر از چاله چوله نشیب و فراز

 

به هر کوی وُ برزن لجن زارها

ورق پاره ، پوستر ،به دیوار ها

 

به ترکیب وچهره نمانَد به شهر

فضاهای سبزش ز سبزینه قهر

 

همه پارک ها ، لاله ی آهنین

شترهایِ سبز وُ کجاوه ، همین

 

چمن برسرِ دست اگر بادکرد

دلِ اشتران را ولی شاد کرد

 

همه سبز پوشان ، کنار آمدند

کجاوه به کوهان ، قطار آمدند

 

چنان بی دروپیکراین شهر شد

که کارونش اندازه یک نهر شد

 

نه یک صاحبی دارد این روستا

نه یک کدخدایی ، برآرد صدا

 

چنان شهرداری زمردم جداست

که یک کشتی بحربی ناخداست

 

به هر منطقه چون سر گردنه

نشسته نماینده ای ، یک تنه

 

عوارض ، جریمه وَ پایان کار

تلاش وُ توانمندیِ شهردار

 

چنین است اهواز ِ بی بند وُ بار

که هرساله گویدخوشا سالِ پار

 

ز شورا ، دلِ شهروندان غمین

که باقوم خوداسب راکرده زین

 

نیابد چنین ، زخم را التیام

که با رایِ قومی شود شادکام

 

بدهکارِ اقوام وُ خویشان شود

بدنبال پاسخ ، به ایشان شود

 

نیایدچواز دستش این خواسته

شود چون حراجی به هر راسته

 

به دوری ز یار وُ طرفدارِ خود

بیاندیشد و ُ ، بستنِ بارِ خود

 

به عهدی زند دست بر انتخاب

دهد رای و گویندش عالیجناب

 

میندیش ، هرگز شوی بر کنار

چو پابندِ تصویبم وُ اعتبار

 

 

بیارند ، ناپخته ای ، در میان

که با شهر باشد ، چو بیگانگان

 

نه ذوق وسلیقه نه دانش نه کار

از این شهر و شورا بر آرد دمار

 

چنین بوده در سال هایِ دراز

چنین می شود گر بخواهند باز

 

توای شهرِسوزان وُپرخاک وگرد

که ازشهروندان دلت گشته سرد

 

گنه از منِ شهروندِ تو است

که یازم چنین انتخابی به دست .

 

اسدالله اسدی . .

لینک کوتاه : https://tabakhabar.ir/?p=95695

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.