دیپلماسی کوروش بزرگ / علی درویشی
  • امروز : پنج شنبه - ۲ بهمن - ۱۳۹۹
  • برابر با : 8 - جماد ثاني - 1442
  • برابر با : Thursday - 21 January - 2021
3

دیپلماسی کوروش بزرگ / علی درویشی

  • کد خبر : 90262
  • 27 اکتبر 2020 - 13:18
دیپلماسی کوروش بزرگ / علی درویشی

در اواسط سده ششم پیش از میلاد شاهنشاهی هخامنشیان توسط قومی در جنوب ایران بنام پارس یا پارسیان پایگذاری شد . این حکومت نوپا و تازه تاسیس ایده های سیاسی ، اقتصادی ، هنری ، نظامی ، حقوقی و نهادهایی ارائه نمودند که نسبت به حکومت های پیش از خود جدید بود که به مدت […]

در اواسط سده ششم پیش از میلاد شاهنشاهی هخامنشیان توسط قومی در جنوب ایران بنام پارس یا پارسیان پایگذاری شد . این حکومت نوپا و تازه تاسیس ایده های سیاسی ، اقتصادی ، هنری ، نظامی ، حقوقی و نهادهایی ارائه نمودند که نسبت به حکومت های پیش از خود جدید بود که به مدت ۲۲۰ سال به نحوی تحسین برانگیز عمل کرد و به رغم وقفه ای که در پی فتوحات مقدونیان ایجاد شد ، عمیقا بر فرهنگ های بعدی اثر گذاشت و به الگو یا اساس و پایه های هلنی ، اشکانی ، ساسانی و اسلامی تبدیل شد.

 

از ویژگی های دولت پارس می توان به وفاداری محض به حاکمیت قانون ، رواداری دینی و فرهنگی ، ارج نهادن به دستاوردها و توانمندی های اقوام تابع اشاره نمود.

 

هخامنشیان جایگزین امپراتوری های عظیمی چون سومر ، کلده ، ایلام ، اورارتور ، آشور و دولت آریایی نژاد ماد گردیدو در زمانی کوتاه توانست به عمر قدرت های شرقی باقیمانده در آسیای غربی و آفریقا ، ( لیدی ۵۴۶ ، بابل ۵۳۹ ، مصر ۵۲۵ پیش از میلاد ) پایان دهد و عظیم ترین حکومت جهان قدیم را پدید آورده و تا دیرزمانی بر پهنه ملتهب تاریخ دوام آورد . به این ترتیب ،پارسیان وارثان و حافظان تمدن های باستانی خاور نزدیک شدند .

 

 

نقش پارسیان در بوجود آوردن هویت ایرانی در تمام نقاط شاهنشاهی چنان تعیین کننده بود که در آن زمان بیگانگان همه اقوام ایرانی را پارسی و سرزمینشان را پارسی نامیدند ، هخامنشیان نخستین حکومت شناخته شده جهان بود ؛ چرا که پادشاهان هخامنشی در نوشته های خود مدام یادآوری می کنند قلمرو آنها شامل مردمان بسیار و زبان های بسیاری بوده اند .

 

کتیبه خشایارشا در تخت جمشید ؛ « من خشایارشا ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورهای شامل همه گونه مردم…»

 

تاریخ پادشاهان فراوانی به خود دیده است از میان انبوه نام های پادشاهان در صفحات تاریخ جهان نام کوروش هخامنشی می باشد که نسبت به دیگر اسامی نامدار تاریخ همچون خورشیدی تابان و به نیکی یاد می شود و در کتاب های آسمانی نام او در زمره پیامبران و صالحین آمده است .

 

در قرآن آیات ۹۹-۸۲ سوره کهف از ذوالقرنین پادشاهی عدالت پیشه و نیکوکار نام برده شده ؛ که نیکوکاران را پاداش و مفسدین را کیفر و ستمدیدگان را در برابر فسادگران حمایت می کرد ، از خصوصیات بارز این پادشاه بوده است .

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان جلد ۱۳ در این باره چنین می فرماید : « بعضی گفته اند ذوالقرنین همان کوروش – یکی از ملوک هخامنشی در فارس است که در سال ۵۲۹-۵۶۰ پیش از میلاد می زیسته ، همو بود ، که امپراتوری ایرانی را تاسیس و میانه دو مملکت فارس و ماد را جمع نمود . بابل را مسخر کرد ، و به یهود اجازه مراجعت از بابل به اورشلیم را صادر کرد ، و در بنای هیکل کمک ها کرده ، ….آنگاه روبه سوی مشرق نهاده تا اقصی نقاط مشرق پیش رفت . »

 

مولانا ابوالکلام آزاد ، وزیر فرهنگ وقت هندوستان ۱۳۲۹ در کتاب خود کوروش کبیر ( ذوالقرنین ) ثابت نموده است که کوروش بزرگ همان ذوالقرنین می باشد و شادروان علامه طباطبایی طی هشت صفحه ، کلیه نظرات ابوالکلام را خلاصه آورده و در پایان نوشته اند : « …… این بود خلاصه ای از کلام ابوالکلام ، هرچند بعضی اطرافش خالی از اعتراضاتی نیست ، لکن از هرگفتار دیگری ، انطباقش با آیات قرآنی روشن تر و قابل قبول تر است . »

 

اما در دیگر از کتاب های آسمانی ؛ تورات ، کوروش را با نام های مسیح ، کمر بسته خداوند ، شبان خدا ، شاهین شرق … معرفی نموده است .

در کتاب اشعیا ، باب ۴۵ ، آیه ۱ ؛ « خداوند به مسیح خویش یعنی به کوروش می فرماید : »

 

کتاب اشعیا ، باب ۴۵ ، آیه ۵ ؛ « من کمر تورا بستم هنگامی که مرا نشناختی »

کتاب اشعیا ، باب ۴۴ ، آیه ۲۸ ؛ « و درباره کوروش می گوید که او شبان من است »

 

کتاب اشعیا ، باب ۴۶ ، آیه ۱۱ ؛ « مرغ شکاری ( شاهین / عقاب ) را از مشرق و هم مشورت خویش را از جای دور می خوانم . »

 

به راستی کوروش کیست که نه تنها در کتاب های مذهبی بلکه در بین مورخین بزرگی چون هردوت ، گزنفون …که از دشمنان ایرانیان بوده اند کوروش را به نیکی یاد نموده اند ؟

 

هرودوت در جلد سوم کتاب خود ص ۱۸۶ بند ۸۹ ؛ « پارس ها کوروش را پدر می نامند ، زیرا اخلاق ملایم داشت و همه نوع به آنها خدمت کرد . »

و گزنفون کتابی در وصف کوروش با عنوان کوروش نامه می نویسد و آرزوی چنین پادشاهی را برای سرزمین مادری خود یونان دارد .

 

کوروش بزرگ در حدود ۵۵۰ پیش از میلاد با فخر و مباهات برخلاف حاکمان پیشین خود ، پا به میدان گذاشت . شاهان آشور همیشه شاهان آشور باقی ماندند حتا هنگامی که ادعای فرمانروایی بر تمام جهان را داشتند برای شکوه و جلال بیشتر آشور بود و از این بابت ندامتی هم نداشتند . اما کوروش نه تنها ادعای فرمانروایی بر تمام جهان را داشت ، بلکه این حاکمیت را مردمی می دانست .

 

از معروفترین نمونه تلاش های نوآورانه کوروش برای برخورداری از ستایش ملت تحت سلطه اش این بود که اجازه داد یهودیان اسیر و تبعیدی به بابل به سرزمین مادریشان بازگردند و معبدشان را بازسازی کنند . در تورات بشارت آزادی یهودیان چنین آمده است ؛

 

تورات ؛ کتاب اشعیا ؛ باب ۴۵ آیه ۱ :

خداوند کوروش را برای پادشاهی برگزیده است . خداوند اورا گماشته است تا ملت ها را به زیر سلطه خود درآورد ، و تا پادشاهان را از تخت هایشان به زیر آورد . خداوند دروازه های شهر را به روی او خواهد گشود .

 

باری دیپلماسی کوروش بزرگ در برابر حاکمان مغلوب و شکست خورده آنگونه بود که توماس جفرسون ( نویسنده پیش نویس اعلامیه استقلال ، از پدران بنیانگذار و سومین رئیس جمهور آمریکا ) منشور آزادی مذهبی که حدود ۲۴۰ سال پیش را بر اساس کتاب تاریخی کوروش نامه نوشت و در جای دیگر این چنین به نوه اش فرانسیس اپس در قریب به ۲۰۰ سال پیش « به تو توصیه میکنم به طور منظم به درس آموزی از تاریخ و ادبیات در هر دو زبان [ یونانی و لاتین ] بپردازی . در یونانی اول از همه با کوروش نامه شروع کن . » سفارش می کند .

 

طرز دست یافتن کوروش بزرگ بر بابل و همدان شبیه به هم و از هر دو مورد بدون خونریزی پیروزی را بدست آورده است . از خصایل کوروش این مسئله می باشد که هرجایی را که می توانسته است بدون خونریزی فتح و پیروزی را برای خود بدست بیاورد و پس از فتح هرگز به خونریزی متوسل نمی شده است . اعتقاد وی این بوده است که باید اول هر وسیله و راهی را باید امتحان کرد اگر موثر واقع نگردید آنگاه می توان به جنگ پرداخت .اما این اعتقاد کوروش در نظر حاکمان میان رودان ( بین النهرین ) و خاور نزدیک اینگونه نبود .

 

پادشاهان آشور و بابل بیش و کم بر این باور بودند که می باید با اقوام دیگر جنگ کرده و غنیمت بدست بیاورند و به همین سبب نسبت به همسایگان خویش غالبا بهانه جویی بسیار می کردند .

 

از این اقوام آشوری ها بسیار خشن و بی رحمتر بوده اند . این اقوام مدام در تدارک حمله به اقوام مجاور یورش برده و مردم آن سرزمین را اسیر کرده ، طلای معابد را غارت و خدایان خود را بر مردم مغلوب تحمیل و مردم را تابع قانون خود میکردند ، اما کوروش این چنین نکرد و نمی خواست . اصل سیاست او این بود که به هرجایی وارد شود به خدای مردمان آن سرزمین احترام گذاشته و خود را به عنوان یک پرستنده همان خدا به آن مردم نشان دهد و دین و مذهب هیچ قومی را تحقیر نکند .

 

در دوره پیش از کوروش بزرگ پادشاهان آشور ، بابل اینگونه بر سرزمین های فتح شده فرمان میراندند ؛

 

آشور نصیرپال ۸۸۴ پیش از میلاد

« شهر را تسخیر کردم ، ۶۰۰ تن از جنگجویان آن ها را از دم تیغ گذراندم ؛ ۳۰۰۰ اسیر را در آتش سوزاندم ؛ در میان آنها حتا یک نفر را زنده نگذاشتم که به گروگان در آید . فرمانروایشان ، هولای ، را زنده اسیر کردم . از اجسادشان پشته ها ساختم ؛ مردان جوان و دوستانشان را در آتش سوزاندم . هولای …. را پوست کندم و پوستش را بر فراز دیوار شهر پهن کردم …. [ و ] شهر را ویران ساختم . »

 

سناخریب ۶۸۹ پیش از میلاد پس از فتح بابل

« شهر و خانه هایش را سراسر ویران کردم ، از بین بردم ، به آتش کشیدم . دیوارهای داخلی و خارجی ، معابد و خدایان ….. همه را با خاک یکسان کردم و زباله هایش را به داخل آبراه آراهتو ریختم . از وسط شهر مسیل هایی حفر کردم و در آن ها آب انداختم ….. و برای آنکه در روزگاران آینده ….. اثری از آن شهرها در یادها نماند ، آنرا کاملا از صفحه روزگار محو کردم .»

 

نبوکدنصر دوم ۵۶۵ پیش از میلاد پادشاه بابل

« فرمان دادم که صدهزار چشم درآورند و صد هزار ساق پا را بشکنند . هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر بانگ زنده ای از آنجا برنخیزد…»

 

آشور بانی پال ۶۴۷ پیش از میلاد پس از حمله به شوش در دوره ایلامی ها

« تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم ، و در مدت یک ماه و یک روز کشور ایلام را با همه پهنای آن ، جاروب کردم . من این کشور را از چارپایان و گوسپندان ، و نیز از نغمه های موسیقی بی بهره ساختم و به درندگان ، ماران ، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند .»

 

با نگاهی گذرا به دوران پادشاهی کوروش بزرگ در می یابیم او پادشاهی نمونه است که هر اهل علمی در می یابد که مملکت تنها با قدرت نظامی و حتا با نظارت چشم و گوش حکومت ، برپا نمی ماند و احتیاج به تفاهم و تسامح نیز می باشد و این تسامح کوروشی است که بی شک اسباب سرافرازی تاریخ ایران است .

 

« من ، کوروش ، پادشاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند ، شاه بابل ، شاه سومر و اکد ، شاه چهار گوشه ی جهان ، پسر کمبوجیه ، شاه بزرگ ، شاه انشان ، نوه ی کوروش ، شاه بزرگ ، شاه انشان ، نبیره چیش پیش ، شاه بزرگ ، شاه انشان »

 

منابع

 

۱- باستان شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن ، عبدالکریم بیآزار شیرازی

۲- تاریخ سیاسی ایران از شاهنشاهی هخامنشی تا کنون ، جن رالف گارثویت ، ترجمه غلامرضا علی بابایی

۳- تاریخ ماد ، ا . م . دیاکانوف ، ترجمه کریم کشاورز

۴- تاریخ ایران – پژوهش آکسفورد – ، ویراستار تورج دریایی ، ترجمه شهربانو صارمی

۵- امپراتوری آشور ، دان ناردو ، ترجمه مهدی حقیقت خواه

۶- آشنایی با تاریخ ایران ، عبدالحسین ذرین کوب

۷- نه شرقی ، نه غربی ، انسانی ، عبدالحسین زرینکوب

۸- کوروش کبیر ( ذوالقرنین ) ، ابوالکلام آزاد ، ترجمه باستانی پاریزی

۹- دیپلوماسی هخامنشی از ماراتن تا گرانیک ، سیداصغر محمود آبادی

۱۰- تورات عهد عتیق

۱۱- فرمانهای شاهنشاهی هخامنشی ، رلف نارمن شارپ

۱۲- داریوش و ایرانیان ، والتر هینتس ، ترجمه پرویز رجبی

۱۳- امپراتوری ایران ، دان ناردو ، ترجمه مرتضی ثاقب فر

۱۴- تاریخ اجتماعی ایران باستان ، موسی جوان

۱۵- دانشنامه قرآن کریم ، اولیور لیمن ، ترجمه محمد حسین وقار

۱۶- فرایند اقتدار امپراتوری هخامنشی و تحول تاریخ نگاری در یونان باستان ، سید اصغر محمود آبادی

۱۷- انسان خردمند ، یووال نوح هراری ، ترجمه نیک گرگین

۱۸- حکومتی که برای جهان دستور می نوشت ، ن – بختورتاش

 

 

لینک کوتاه : https://tabakhabar.ir/?p=90262

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.