عبرت تاریخی میان ایران و کشورهای همسایه
  • امروز : شنبه - ۹ بهمن - ۱۴۰۰
  • برابر با : 26 - جماد ثاني - 1443
  • برابر با : Saturday - 29 January - 2022
1

عبرت تاریخی میان ایران و کشورهای همسایه

  • کد خبر : 107692
  • 28 اکتبر 2021 - 18:07
عبرت تاریخی میان ایران و کشورهای همسایه

علی درویشی – عبرت تاریخ با مانور سه گانه پاکستان، ترکیه، جمهوری آذربایجان و کمک های نظامی اسراییل در نزدیکی مرزهای شمال غربی ایران منجر به واکنش نیروهای نظامی (ارتش و سپاه) و مردم میهن دوست آذری و ترک زبان غرب ایران گردید و نتیجه آن شد که پیش بینی می شد؛ پاکستان با آن […]

علی درویشی – عبرت تاریخ با مانور سه گانه پاکستان، ترکیه، جمهوری آذربایجان و کمک های نظامی اسراییل در نزدیکی مرزهای شمال غربی ایران منجر به واکنش نیروهای نظامی (ارتش و سپاه) و مردم میهن دوست آذری و ترک زبان غرب ایران گردید و نتیجه آن شد که پیش بینی می شد؛ پاکستان با آن همه سروصدای تبلیغاتی از جمع دوستان و به تعبیر الهام علیف (اتحاد سه برادران) به لانه خود خزید و خیلی زود فهمید که ایران لقمه ای بزرگتر از دهانش می باشد و از طرف دیگر حزب عدالت و و توسعه ترکیه اعلام نمود که آذربایجان و ایران اختلافاتشان را خودشان حل کنند و در صورت درگیری نظامی ترکیه نقش میانجیگری را آغاز خواهد کرد.

جالبتر اینکه پان ترکیسم تو دهنی سختی از مردم ایران نوش جان نمودند و بر همه دشمنان داخلی و خارجی این خاک اهورایی اثبات شد که با وجود مشکلات داخلی ملت ایران در برابر یاوه گویان تجزیه طلب سکوت نخواهند کرد.

در لابلای کتاب های تاریخ پرفراز و نشیب ایران از اینگونه اتحادهای پوشالی بسیار نوشته شده است، اما هیچکدام به مانند واقعه فتح لیدیه توسط کوروش هخامنشی شبیه به حکایت اتحاد سه گانه پاکستان، جمهوری تازه تاسیس آذربایجان و ترکیه نبوده و نیست.

پیشروی ها و فتوحات هووخشتره تا رود هالیس(قزل ایرماق) منجر شد که رودر روی یک قدرت نیرومندی بنام لیدیه قرار گیرد. درگیری با لیدیه اجتناب ناپذیر بود؛ آلیات پادشاه لیدیه از متحدان خود یعنی اسکیت ها بر علیه ماد پشتیبانی می کرد و این بهانه شروع جنگ بین ماد و لیدیه بود. در این جنگ طولانی ۵ ساله گاهی پیروزی با ماد و گاهی با لیدیه بود هر چند سپاه ماد از حیث تعداد نیرو بر لشکریان لیدیه برتری داشت، اما سواره نظام آلیات، پیشرفت هووخشتره را متوقف می کرد.

پس از جنگ های طولانی و خسته کننده برای هر دو دولت در ۲۸ مه ۵۸۵ پیش از میلاد در هنگام پیکار کسوفی رخ داد و این حادثه طبیعی در نزد هر دو طرف نشانه خشم و ناراضایتی الهه تلقی شد و با وساطت بخت النصر پادشاه بابل که او نیز از فتوحات ماد نگرانی داشت، هر دو طرف را با قبول شرایط؛

۱.مرز دو کشور رود هالیس (قزل ایرماق) شناخته شود. ۲.و طرفین برای تحکیم و تثبیت پیمان صلح، دختر پادشاه لیدیه آریانا به عقد ازدواج آستیاگ ( که در روایات بابل قدیم ایشتوویگو معروف بود) ولیعهد دولت ماد درآمد، وادار به صلح کرد.

به دنبال این صلح و مرگ هووخشتره به سال ۵۸۴ پیش از میلاد و پادشاهی آستیاگ و به پادشاهی رسیدن کوروش بزرگ دیگر صلح و جنگی بین آسیا و یونان رخ نداد.  با سقوط حکومت قدرتمند ماد بدست شاه جوان پارسی(کوروش بزرگی)، وی میراثدار سرزمین پهناوری گردید که از پدربزرگ مادریش آستیاگ به او به ارث رسیده بود، جابجایی قدرت در سرزمین آریایی ها دولت لیدی را که در آن زمان کرزوس فرزند آلیات فرمانروایی می کرد را سخت نگران کرد.

وی برای پیش دستی به کوروش با نبونید شاه بابل و آمازیس شاه مصر متحد شد و از طرفی با اسپارت عهدنامه دوستی و اتحاد امضا کرده و اقدام به حمله به مرزهای ایران نمود و از مرز (رودخانه هالیس) گذشت. از جمله دلایل مهمی که کرزوس را وادار به حمله جسورانه به سرزمین ایران نمود به شرح زیر می باشند؛

۱.دولت ماد در طول ۱۵۰ سال فرمانروایی بر اثر روابط دوستانه و گاهی خصمانه با تمدن و فرهنگ مردم آسیای باختری آشنا شده بود و دولت های آسیای باختری نیز از نفوذ تمدن و فرهنگ آریایی هراس داشتند. ۲.پارسی ها برای ملل همسایه باختری مردمی گمنام و ناشناس بودند، از اینرو دولت های همسایه از استقرار دولت جدید (اتحاد ماد و پارس) بیم داشتند.

۳.حکومت های آسیای غربی چون با پارسی ها آشنایی نداشتند، آنها را مردمانی چون سکاها می پنداشتند و چون از سکاها و دستبردهای آنان خسته بودند، از تسلط پارسی ها بر ماد و قدرت آنان از همسایگی خود سخت وحشت داشتند. ۴.دولت ماد بر اثر فساد و تباهی اجتماعی رو به انحطاط می رفت، برای دولت لیدییه که در حال رشد و ترقی بود خطری به شمار نمی رفت؛ در حالیکه دولت نوبنیاد و خودساخته پارس پس از تصرف ماد؛ عامل سیاسی و نظامی مهمی جلوه می کرد.

۵.پس از شکست حکومت ماد قرارداد ماد و لیدی به خودی خوی لغو و دولت لیدی نیز متحد خود را در مرزهای شرقی سرزمین خود از دست داده بود.  دولت لیدیه با این دیدگاه ها و نگرش به نیروی نظامی سواره نظام ورزیده و نیروی اقتصادی می خواست از استقرار رقیب تازه نفس و جوان در شرق جلوگیری کند. توان اقتصادی دولت لیدیه که فرمانروای آنرا به گفته شادروان دکتر باستانی پاریزی باید اورا قارون روزگار شناخت، از گسترش کشاورزی، ثروت فراوان و سنگ های گرانبهای او بود که چشم مشاهیر یونانی را خیره کرده بود.

کار بدانجا کشیده بود که حتی کاهن معبد دلف، به نفع کرزوس از خدایان الهام می گرفت، زیرا کرزوس هزار حیوان قربانی معبد می کرد و تختی از طلا و جامه ها و گلدان های زرین و لباس های ارغوانی فاخر و جواهر قیمتی- که از جمله گردن بند و کمربند همسرش بود- با مجموعه ای از یک شیر که از طلا ساخته شده بود و ده تالان (۹۰ من) وزن داشت به معبد دلف هدیه داده بود.

با این همه ثروت و دارایی که لیدیه داشت به دولت امکان می داد تا آنها را در پشتیبانی نیروی نظامی خود بکار گیرد. ترکیب دو قدرت اقتصادی و نظامی، با تجزیه و تحلیلی که او از پیدایش دولت جدید پارس می کرد، به خصوص گرایش مردم ماد به کوروش که نشانگر حالت سرسپردگی و فرمانبرداری بود سبب شد تا کرزوس به افکار عمومی لیدیه که مخالف جنگ با ایران بودند بهایی ندهد.

حتی کرزوس پیشگویی هاتف معبد دلف را که اگر پادشاه وارد جنگ شود سرزمینی را نابود خواهد کرد را درک نکرد و همینطور ساندانیس که به عقل و درایت معروف بود نتوانست، کرزوس را با سخنان خود از جنگ با پارس منصرف کند، اهالی اسپارت به پاس اقدام سخاوتمندانه ی کرزوس که با در اختیار گذاشتن طلای مجانی و بلاعوض برای ساختن مجسمه ای از آپلون به آنها هدیه کرد، به لیدیه قول همکاری دادند.

خبرهایی از لیدیه و اقدامات و سیاست های کرزوس در قبال پارس ها از طریق مامور دولت لیدیه که با پول فراوان مامور شده بود به یونان برود جهت اجیر کردن سربازانی به ایران گریخت، کوروش پس از آگاهی از تحرکات لیدیه تصمیم گرفت که پیش از استواری و همبستگی میان دولت های متحد (بابل،مصر،لیدیه و اسپارت) و پیش از آنکه به دشمن فرصت کافی برای دفاع کردن بدهد، از زمان بهره مفید و کافی ببرد.

کرزوس با شنیدن خبر سقوط هم پیمان  مادی اش از تخت شاهی، با شتاب فراوان سپاهیان خود را گردآورد و از مرز توافقی رود هالیس گذشت تا از باقی مانده شاهنشاهی بهره ای گیرد. کوروش که تازه عنوان شاه پارس را زنده کرده بود این کار را یک مقابله با ادعای خود تلقی کرد و در آوریل ۵۴۷ پیش از میلاد از هگمتانه برای مقابله با کرزوس براه افتاد.

کرزوس هدفی جز سلطه بر شرق نداشت با سپاه خود از هالیس گذشت و وارد کاپادوکیه شد که پیش از به قدرت رسیدن کوروش بزرگ مطیع مادها بود و پس از حکومت مادها به فرمان کوروش درآمده بود.

کرزوس از سر غرور با آزار مردم و ویران کردن کشتزارها و غارت مردم، نفرت و دشمنی آنها را برانگیخت. با این همه او موفق شد « پتریا » را که پس از سینوپ بزرگترین شهر منطقه بود را به تصرف خود درآورده و به انتظار رسیدن کوروش ماند.

کوروش نیز با رفتار سنجیده و با سپاهی بزرگی به سمت سپاه دشمن حمله کرد، رفتار سیاسی سنجیده و برخورد دوستانه با مردم سرراه و همراه کردن آنان با خود، وی برای اینکه به درگیرهای مرزی ایران و لیدیه برای همیشه پایان دهد پیک هایی نزد کرزوس فرستاد و به او اعلام کرد، که او از آن پس می تواند، تنها در مقام یک ساتراپ دست نشانده در لیدیه باقی بماند و بهتر است که بدون جنگ و خونریزی جکومت و استیلای پارس را بپذیرد و در مقابل وعده داد که مملکت و تاج و تخت او را بدو باز بگذارد.

کرزوس پاسخ منفی به کوروش داد و در نتیجه در پتریا میان آنها نبردی در گرفت. کرزوس از سرسختی ایرانیان به ستوه آمده بود و به سارد عقب نشینی کرد، زیرا اندیشید که کوروش به دلایل زیر به سارد حمله نخواهد کرد؛ ۱.فرا رسیدن زمستان و سختی سرما ۲.دور شدن خطوط مواصلاتی و قطع ارتباط ارتش ایران با تکیه گاه اصلی (خاک ایران) در پشت سر داشتن خطر دولت بابل برای ایرانیان کرزوس با این خیال که کوروش با داشتن خطر بابل در پشت سر خود، لشکر سواره نظام معروف خود را مرخص کرد به این امید که در سال بعد لشکر بابل و مصر رسیده و کار پارس ها را یکسره نماید.

در این هنگام یک پناهنده سیاسی از اهل افسوس به دربار کوروش آمد و نقشه کرزوس و اتحاد او را با مصر و بابل فاش کرد. واکنش وی بر خلاف انتظار کرزوس به تاخیر نیفتاد به این ترتیب که کوروش فورا به قصد تصرف سارد حرکت نمود، در این احوال کرزوس مجبور شد با شتاب لشکری گردآوری نماید و در نزدیکی سارد با لشکر پارس بجنگد.

در ابتدا سواره نظام ممتاز خود را در به نبرد فرستاد اما کوروش با تدبیر هارپاگ (وزیر دربار ماد که اینک به خدمت کوروش درآمده بود) در مقابل صفوف اسب های سواره نظام، آرایش نظامی با شتر را در پیش گرفت، با این شیوه از هیبت و بوی بد شترها وحشت در میان اسبها افتاد و پس از آن غلبه پارسی ها و تسخیر سارد و لیدیه خاتمه یافت به سال ۵۴۶ پیش از میلاد مسیح.

 

  منابع

۱.تاریخ هردوت – ترجمه دکتر هادی هدایتی ۲.تاریخ جنگ پلوپونزی – توسیدید ۳.ایرانیان و یونانیان –پلوتارک ۴.شاهنشاهی هخامنشان – آلبرت تن آیک اومستد ۵.کوروش کبیر(ذوالقرنین) ابوالکلام آزاد – ترجه شادروان باستانی پاریزی ۶.یونانیان و بربرها – امیر مهدی بدیع ۷.تاریخ ماد – میخاییل میخائیلویچ دیاکونوف ۸.تاریخ مردم ایران قبل از اسلام – عبدالحسین زرین کوب ۹.نه شرقی، نه غربی، انسانی – عبدالحسین زرین کوب ۱۰.دیپلوماسی هخامنشی از ماراتن تا گرانیک – سید اصغر محمود آبادی

لینک کوتاه : https://tabakhabar.ir/?p=107692

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.