۱۰ اردیبهشت ماه مصادف است با بزرگداشت نام «خلیج فارس» هر ساله ملت بزرگ وشریف ایران این روز ملی را با شکوه هر چه بیشتر جشن می گیرد.اصرار بر بزرگداشت نام خلیج فارس نشان از تاثیر ژرف و مهمی است که این شاخاب مهم و ژئواستراتژیک بر اندیشه ایرانشهری و حیات ملی ایرانیان داشته است.
در جهت پاسداشت این روز ملی و با اتکا بر حوزه فرهنگی وجغرافیایی ایرانشهری، شرح نکاتی چند ضروری به نظر می رسد:
۱- بنا به شواهد تاریخی وباستان شناسی از هزاره های دور نام این دریا خلیج فارس یا پارس بوده است، در ایرانشهر تاریخی و فرهنگی که وسعت آن شامل ۲۹ سرزمین با تیره های گوناگون می شد- یعنی از بلندای کوه های سربه فلک کشیده قفقاز تا کرانه های بحرین و البته بیشتر- خلیج فارس همچون آمودریا وسیردریا،میان رودان،دریای مازندران،هیرمند همواره به عنوان یکی از شاهراه های انتقال فرهنگ و اندیشه ایرانشهری به جهانیان محسوب می شده است.
قدمگاه غرور و اقتدار پارسسریر پایتخت شوکت دریایی ایرانزمین،از مشرق تاریخ تا امروز!گذرگاه شرف، آوند خون گرم در رگهای ایرانشهر! گلوگاه حیات و مرگ!حریر بستر خواب و خیال سندباد و…
۲- از آن جهت شناخت شاهراه مهم وفوق استراتژیک خلیج فارس مبتنی براندیشه ایرانشهری مهم واثر بخش خواهد بود که بنا برروایت های متقن تاریخی دل ایرانشهر از دیرباز تا هنگام سقوط تیسفون میان رودان بوده است.پیوند خلیج فارس ومیان رودان همواره تاریخی وناگسستنی بوده است.از جغرافی نویسان قدیم دوران اسلامی مفهوم خلیج فارس را وسیعترگرفته و آن را به تمام دریای جنوب ایران اعم ازبحر عمان و خلیج فارس و حتی اقیانوس هند اطلاق کردهاند.
کتاب حدود «عالم من المشرق الی مغرب» که قدیمیترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی است و در ۳۷۲ هجری تالیف یافته بیان میکند: خلیج پارس از حد پارس برگیرد با پهنای اندک تا به حدود سند است. همچنین محمد بن نجیب بکیران در کتاب جهان نامه که نسخه آن در روسیه چاپ شده و از تالیفات فارسی همان قرن است مینویسدبحر کرمان پیوسته است به بحر مکران و جزیره کیش که مروارید از آنجای آورند در این دریاست و چون از بحر کرمان بگذری بحر پارس باشدو طول این دریا از حدود عمان تا نزدیکی سراندیب بکشد وبر جانب جنوب او جمله زنگبار است که این خود دلالت بر قدمت نام خلیج فارس میکند.
۳- شاید پذیرش این سخن برای عده ای که راه خود و خویشتن ملی را فراموش کرده اند دشوار آید زیرا زمانی نام این شاخاب تاریخی ،فارس بوده است که هنوز به وسیله دسیسه های سیاست های استعماری انگلیس کشوری در همسایگی ما زاده نشده بود تا ادعای دروغین مالکیت بر این شاخاب و جزایر همیشه ایرانی تنب بزرگ،تب کوچک و ابو موسی داشته باشد.حتی در متون کهن ایلامی به دست آمده از شیلهاک این شوشیناک پادشاه ایلامی، مجمع الجزایر بحرین بخش کوچکی ازاستان پهناورفارس محسوب می گردید.
۴- زمانه البته پستی وبلندی،فراز ونشیب بسیار دارد در این شرایط حساس جهانی برخی کارگزاران نامشروع سیاست های استعماری انگلیس درمنطقه خاورمیانه تنها درنقش کشورهای اقماری ودست نشانده استعمار پیربه با دیپلماسی ایران هراسی روی آورده و با خرج کردن دلارهای بادآورده نفتی سعی در وارونه نشان دادن حقایق تاریخی دارند تا از این طریق حق اعمال حاکمیت ملی ایران چه از نظر سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی بر شاخاب فارس را با شک وشبهه در نزد جهانیان روبروسازند.
۵- این دست نشاندگان استعمار با صرف هزینه های سنگین و رشوه دادن به مراکز به اصطلاح دانشگاهی،علمی،رسانه های خبری وتبلیغاتی جهانی وحتی سازمان های بین الملل سعی دارند نام تاریخی خلیج فارس را که با خود هزاران سال تاریخ وتمدن ایرانشهری را همراه دارد به عناوین مختلف تغییر دهند. شوربختانه تا حدودی نیز نقشه شوم آن ها از جهت صرفن شانتاژهای تبلیغاتی موفق بوده اند زیرا دستگاه های فرهنگی،دیپلماتیک و سیاسی ایران در این جنگ بزرگ فرهنگی استعمار ودست نشاندگان آن ها نتوانسته است آنطور که باید وشاید اقدامات لازم و موثری را در قبال این تعدی ها ویاوه بافی های شیوخ حاشیه جنوبی خلیج فارس از خود نشان دهد.
۶- البته دراین میان ملت بزرگ و شریف ایران با ورود شبکه های اجتماعی در فضای فرهنگی وسیاسی ایران و با فهم و درک بالای خود که ناشی از یک خود آگاهی ملی و تاریخی در طول سال های اخیر بوده توانسته است در یک کارزار بزرگ فرهنگی،سیاسی و اجتماعی در برابر هرگونه دست اندازی سیاست های تفرقه افکنانه خارجی در جهت تغییر نام خلیج فارس از خود ایستادگی و مقاومت نشان داده و با بزرگداشت نام خلیج فارس در ۱۰ اردی بهشت به جاودانگی اندیشه ایرانشهری در سپهر دریای نیلگون فارس نائل شود.
۷- در همین زمینه ملت بزرگ وشریف ایران از این جهت بر نام تاریخی پارس برای این شاخاب تاکید دارد که هر ملتی برای ماندن در این جهان پرآشوب و غوغای کنونی نیازمند اتکا بر داشته های تاریخی وهویتی خویش است.سیاست های استعماری و دست نشاندگان آن ها در طول ۲۰۰ سال گذشته تمام تلاش خود را انجام داده است که اندیشه یا ایده ایرانشهری درگستره جغرافیایی و فرهنگی ایرانی تباران کمرنگ و تضعیف شود به عنوان نمونه می توان به تجزیه های خون بار تبار ایرانی در جغرافیای ایرانشهر از ۱۷ ایالت قفقاز تا بحرین اشاره نمود.
۸- این نبرد شیطانی و اهریمنی بر علیه ایرانشهر تنها در حوزه سرزمینی و جغرافیایی نبوده است بلکه در بعد فرهنگی نیز استعمار انگلیس کوشید با ایجاد شبهه و تردید در مبانی ملی و تغییر نام های تاریخی مثل خلیج فارس به خلیج ع ر ب ی، وسیاست های ضد بشری و نژاد پرستانه ایرانی زدایی در سرزمین های حاشیه جنوبی خلیج فارس ماهیت تباری و نژادی آن ها را تغییر داده و فرزندان دیروزی ایرانشهر را به دشمنان قسم خورده امروزی تبدیل کند.
زیرا استعمار پیر می داند هرگاه ملت بزرگ ایران بار دیگر به آرمان های ملی و اندیشه ایرانشهری را در نتیجه خودآگاهی وهوشیاری ملی دست یابد آنگاه شیر خفته از خواب بیدار شده و غرش کنان بساط استعمار خبیث انگلستان و شیوخ دست نشانده آن بر همیشه درخلیج فارس و جغرافیای ایرانشهری برچیده خواهد شد. با شناخت این خطر بیشترین دشمنی ها و جنگ افروزی های مادی و معنوی بر علیه ایرانشهر از جانب همین فرزندان ناخلف فریفته استعمار انگلیس خبیث هدایت و رهبری می شود وبه قول استاد ملک شعرا بهار:
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور
از میان بردی اش(استعمار انگلیس) تا خود در جهان آقا شوی
۹- شیخ هاوشاهزادگان حاشیه خلیج فارس سر مست از دلارهای باده آورده نفتی نمی دانند اختلاف در روابط بین المللی میان کشورها سرانجام برطرف می شود. ولی آنچه باقی می ماند رعایت اصول همسایه گی است و تنظیم نوع روابط میان ایران و سرزمین های حاشیه های جنوبی خلیج فارس است.به دیگر سخن هرگاه اختلافات ما با برخی از زورمندان جهانی برطرف یا ترمیم یابد آنگاه ما می مانیم وحاکمان غاصب و زورگوی سرزمین های حاشیه جنوبی دریای پارس که پشت به تاریخ و هویت ملی ایرانشهری کرده و فریفته وعده و وعیدهای استعمار انگلیس شده اند پس خنجر از پهلوی مام میهن خویش بردارید تا بیش از این دیر نشده است.
۱۰-در همین رابطه اگر ملت و دولت ایران در برابر سیاست تغییر نام های حوزه فرهنگی ایرانشهری از خود واکنش مناسب نشان ندهد استعمار و عوامل منطقه ای به دست اندازی وتفرقه اندازی خود ادامه می دهند چنانچه درمدت اخیر متاسفانه عوامل وابسته به سیاست های خارجی با تبلیغات گسترده و نیز از طریق برخی تریبون های نیمه رسمی داخلی در تلاشی مذبوحانه و ضدایرانی بر تغییر نام های تاریخی شهرهای خوزستان همچون خرمشهر شهر خون، اهواز، آبادان و شادگان و… اصرار و با صرف هزینه های هنگفت و هدایت جریان های شبه فرهنگی و اجیر کردن عده ای فریب خورده مجری سیاست های شوم بیگانگان در خوزستان شده اند.
هر چند با تمام این جعلیات و دروغ پردازی ها آفتاب حقیقت هیچ گاه خاموش نمی شود وحقیقت اندیشه ایرانشهری بر کرانه ها و آسمان نیلگون خلیج تا ابد فارس جاودانه باقی خواهد ماند. و« اگر بخواهند پسوند زیبای فارس را از آبیترین خلیج بدزدند- که نمیتوانند-باز هم این نفسهای آبی آب است که در هر دم و بازدم فارس را تکرار می کند.»
پی نوشت:
۱- بخش کوتاهی از شعری پراحساس از شاعر گرامی علیرضا طبایی
۲- منظوردریادار،دریادل تیمسار غلامعلی بایندرفرمانده نیروی دریایی ایران است که در جریان تجاوز قوای انگلیس به ایران در شهریور ۲۰ به شهادت رسید در همین بار استاد حسین مسرور دررثای بایندرسرود:
کیست یاران، خفته در دامان بهمنشیر اینجا
خفته در خاکِ سیه با چکمه و شمشیر اینجا
از چه هر کس پا گذارد میشود دلگیر اینجا
بهمن اینجا، اردشیر اینجا، نژاد شیر اینجا
ناخدا بایندر است این تنِ مشبّک، جامهی گلگون
خون ایرانی است آری گشته با این خاک، معجون
۳- خیلی پیش از جمال عبد الناصر رهبر معنوی ورشکسته پان عربیسم،«لرد بلگریو»که بیش از ۳۰ سال، سیاست استعماری انگلستان را در خلیج فارس رهبری کرد و با ایران و ایرانی دشمنی داشت، آشکارا واژه مجعول و دروغین خلیج ع رب ی را به جای نام درست و اصیل خلیج فارس جعل کرد و آن را با زیرکی ویژهای به کار برداین جاسوس شریر انگلیسی برای نخستین بار در مجله صوتالبحرین، از خلیج فارس به نام خلیج ا ل ع رب ی یاد کرد.















