تعطیلات زمستانه مدارس که از دیرباز در محافل کارشناسی طرح میشود، نه تنها مزاحمتی با فرایند جاری آموزش ندارد بلکه به تجدید انرژی و تنفس در خلال دو نیم سال تحصیلی میانجامد.
آموزشو پرورش هرچند مسائل ریزو درشت بسیار دارد اما هریک درجای خود مهم و حائز اهمیت است. در این میان آنچه بیشتر رسانهای شده و جامعه را نسبت به آن حساس کرده است، چند سرخط پر تکراری چون سرانه دانشآموزی و مدارس، حقوق معلمان، شیر مدارس، معوقات، حقالتدریس، خرید خدمات آموزشی و … است.
شاید بتوان گفت، یکی از مسائل مغفول، حاشیهای و از نظر برخی درجه چندم آموزش و پرورش، «جایگاه دانش آموز درمنظومه تعطیلات آموزش وپرورش» است.
واقعیت این است که آموزش و پرورش بهدلیل اشتغال به برخی مسائل به ظاهر مهم، از این مسئله غفلت کرده است و فراغت دانشآموزان را که یکی از اصلیترین مسائل در آموزش و پرورش است مورد بررسی و چارهاندیشی جدی قرار نداده است.
به عقیده بسیاری از صاحب نظران،فراغت اولین عامل آسیبرسان و ضدتربیتی و آموزشی است و آموزش و پرورش نیز اولین نهاد در پاسخگویی به این مسئله است. پرونده فراغت دانشآموزی که بهنحوی با مدیریت تعطیلات مدارس گره خورده است نیازمند بررسی، تحلیل و ارزیابی علمی و تربیتی است و شاید خود به یک پژوهش علمی و میدانی گستردهای نیازمند باشد.
نگارنده براین باور است که برای مدیریت فراغت دانشآموزی لازم است نگاه منظومهای به مسئله داشته و از طرحها وبرنامههای کاریکاتوری پرهیز شود.
به نظرمیرسد تعطیلات زمستانه که از دیرباز در محافل کارشناسی طرح و در خروجیهای رسانهای تحلیل میود، نه تنها مزاحمتی با فرایند جاری آموزش ندارد بلکه به تجدید انرژی و تنفس در خلال دو نیم سال تحصیلی انجامیده و آمادگیها را در معلمان و دانشآموزان تقویت میکند.این اقدام ضمن تجدید انرژی در نیمه سال تحصیلی از تعطیلی کسالتآور و خستهکننده تابستان وبه تبع آن فراغت زیانبار و آسیبزای آن خواهد کاست.
از سوی دیگر لازم است آموزشو پرورش همانند خانواده، مدرسه را بهعنوان خانه دوم از امنیت روانی و جذابیت فرهنگی، آموزشی، هنری، تربیتی و ورزشی برخوردار سازد. واقعیت این است که مدارس امروز ما به دلیل انحصارگری در آموزش و انحصار پرورشی در چند فعالیت نخ نما عملاً از تربیت دینی، اجتماعی و … دور مانده اند.
آموزش فشرده و تعطیلی نیمه اداری مدارس و پدیده پنجشنبهها اولیاء را عملاً در مقابل هجوم ابزار و زمینههای ضد فرهنگی و تربیتی بیدفاع ساخته این در حالی است که مدرسه نه اداره است و نه شرکت و به قاعده نمیتواند مثل این دست مجموعهها ساعت ۱۲ تعطیل شود بلکه باید نسبت به فراغت ضمن تحصیل احساس مسئولیت بیشتری کرده و همپای خانواده برای تربیت فردی و اجتماعی ایشان چارهاندیشی کند.
میتوان همانند بسیاری از کشورهای پیش رفته که نسبت به آینده و تربیت فکری و مهارتی دانشآموزان حساس و نگرانند ساعت کاری مدارس را تا ساعت ۱۶ افزایش داد و با ساماندهی درست و نیاز محور از ظرفیت معاونان و مربیان پرورشی، ورزشی، هنری برای فراغتهای غیرآموزشی استفاده کرد.
مدرسه را زمانی میشود نهاد فرهنگی و تربیتی نامید که از طلوع تا غروب آفتاب، به مهر آغوش بگشاید و برای دانشآموزان دلبری کند و این برخلاف موانع صوری وظاهری؛ عملاً شدنی است.
ساماندهی مربیان برای فعالیتهای میدانی و چیدمان برنامه با لحاظ کردن ظرفیت و زمینههای سنی، جنسیتی و مشارکتپذیری اولیاء این طرح را با اقبال دانشآموزان و اولیا همراه خواهد کرد.
نکته بسیار مهمی که بیش از هر چیز قابل توجه است تعطیلات طولانی و فراغت تابستان دانشآموزان است. واقعیت این است که فراغت در سالهای اخیر به دلیل مرجعیت فضاهای مجازی معنا و مفهومی خاص پیدا کرده است وبه دیگر عبارت مدیریت فراغت دانشآموزان در مواجهه با مزاحمتها و اختلالات امری سنگین و طاقتفرساشده است.
۱۲ سال فراغت سه ماهه، ۱۲سال فراغت ضمن تحصیل و پنجشنبههای مهربانی ! که جز اسمی از آن نماند خود بهترین فرصت و ظرفیت برای تجهیز دانشآموزان به انواع تواناییهای فردی، اجتماعی و بهویژه مهارتهای کارآفرینی و اقتصادی است.
بهتر است وزارت آموزش و پرورش با کمک نهادهای مسئول دبیرخانه دائمی وفعال، فراغت دانشآموزان را با هدف مهندسی و پشتیبانی ایجاد کند.فراغت دروضع جاری که از سابقهای طولانی برخوردار است، درد چندانی از مشکلات عدیده فردی و اجتماعی جامعه هدف، درمان نکرده و مشکلی را از سر راه زندگیی آنان برنداشته است.
نگاه منظومهای به فراغت ضمن تحصیل و تابستان دانشآموزی و نیز تقویت مهارتهای بایسته برای دانشآموزان در مقاطع سه گانه و تعریف قالب و چارچوب هدفمندو کارنامهای از الزامات این طرح است.
















