در دنیای امروز، جنگ فقط به تعداد جنگندهها و ناوهای هواپیمابر خلاصه نمیشود. قدرت واقعی متعلق به کشوری است که بتواند هزینههای جنگ را برای دشمن غیرقابل تحمل کند؛ و ایران دقیقاً در همین نقطه به بازیگری تعیینکننده تبدیل شده است.
آمریکا اگرچه از نظر تجهیزات نظامی یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان را در اختیار دارد، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده که ورود به جنگ در خاورمیانه دیگر همانند گذشته کمهزینه و قابل کنترل نیست. عراق، افغانستان و حتی بحرانهای اخیر منطقه ثابت کردهاند که قدرت نظامی لزوماً به معنای پیروزی سیاسی نیست.
در مقابل، ایران طی دو دهه اخیر ساختار دفاعی خود را بر اساس «بازدارندگی فعال» بنا کرده است. توسعه صنایع موشکی، پهپادهای پیشرفته، شهرهای موشکی زیرزمینی و توان واکنش سریع، باعث شده هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با ریسک گستردهای همراه باشد. حتی برخی گزارشهای اطلاعاتی غربی تأکید دارند که ایران علیرغم حملات و فشارهای سنگین، هنوز هزاران موشک و ظرفیت عملیاتی قابل توجه در اختیار دارد.
نکته مهم اینجاست که ایران برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، وابستگی کامل امنیتی به قدرتهای خارجی ندارد و همین استقلال، قدرت تصمیمگیری آن را افزایش داده است. آمریکا میداند که آغاز یک درگیری مستقیم با ایران، میتواند کل منطقه را وارد بحران انرژی و ناامنی کند؛ بحرانی که تبعات آن فقط محدود به خاورمیانه نخواهد بود.
از سوی دیگر، جنگ امروز تنها در میدان نظامی تعریف نمیشود. ایران در حوزه جنگ سایبری، پهپادی و جنگ نامتقارن نیز توانسته معادلات جدیدی ایجاد کند؛ مسائلی که حتی تحلیلگران غربی نیز نسبت به آن هشدار دادهاند.
شاید به همین دلیل است که باوجود همه تهدیدها، آمریکا هنوز از ورود به یک جنگ تمامعیار با ایران پرهیز میکند؛ زیرا میداند این جنگ، برخلاف تصور اولیه، میتواند آغاز بحرانی باشد که پایان آن در اختیار واشنگتن نخواهد بود./ ساناز فدعمی
















