سهمخواهی لفظ مورد کاربرد حاکمان در سطوح مختلف است و نه از سوی جامعه سیاسی، همچنین برچسبی است برای کسب حقانیت در بین عامه و پنهان کردن بدعهدی در شراکت و نفی نیروهای سپمپات با کسب حق صوری از سوی مردم.
احسان سپهوند– با گذشت یکسال از عمر دولت دوازهم و ۵ سال از سن دولت تدبیر و امید، کماکان ماهیت واژه «سهمخواهی اصلاح طلبان» مورد مناقشه دولت و نیروهای همگام است.
علیرغم جستجوی فراوان در مفاهیم تئوریک، تعریف صحیح و نافذی برای این واژه پرکاربرد نیافتیم؛ اما در این نوشتار قصد داریم به همراه یکدیگر مروری بر این باب از منظر سیاست داشته باشیم.
ابتدا به صورت ساده به بررسی ماهیت «سهمخواهی» می پردازیم و سپس به درک مفهوم سیاسی خواهیم رسید.
فی نفسه مطالبه سهم، اگر راستین باشد، نه تنها نکوهیده نیست بلکه ستایش شده است، فی المثل سهم از بازار کار، سهم از منفعت کارخانه، سهم از تولید ملی و متقابلا؛ سهم از زیان بازار کار، سهم از میزان بدهی کارخانه، سهم از بدهی های دولتی و قص علی هذا…
لاجرم سهم بر اساس قراردادهای نوشته یا نانوشته طلب می شود و در کار سیاسی نیز مشارکت ممکن است به زیان یا منفعت منتهی شود. بنابراین خارج از قواعد مشارکت است که در انتخابات یا رقابت های سیاسی نیروهای سمپات با عواقب شکست و برخوردهای ثانویه رقیب مواجه، ولی در صورت پیروزی، به کناری رانده شوند.
منظور از انواع مختلف شیوه های دستیابی به سهم در کسب اقتدار، روش های مطالبه قدرت سیاسی است؛ زیرا که «سهمخواهی» فی نفسه در پاسخ کنش نیروهای پیروز در رقابت سیاسی مطرح می شود. واضح تر بگوییم زمانی واژه سهمخواهی به میان می آید که صاحب قدرت نخواهد نیروهایش را در قدرت شریک کند و به دنبال دفع نیروهای خودی باشد.
اگر چنین نباشد طبیعتا حکام نیازی به کاربرد این اصطلاح نمی یابند! پس اگر این سهم بدون مطالبه داده شود و قاسم قدرت بدون فشار، توزیع قدرت را میان سمپات ها به خوبی صورت بدهد در چنین شرایطی اصطلاح سهم خواهی بدون کاربرد می ماند.
طبیعتا گاهی نیز این مطالبه با استفاده از روش های مبتنی بر لابی یا فشارهای سیاسی و با ابزار رسانه صورت می پذیرد و قاسم قدرت به فشارهای لابی های منتفذ به پذیرش مطالبات یا شراکت در قدرت تن در می نهد. در این شرایط نیز سهم خواهی مانند شرایط اخیر اصطلاحی بدون کاربرد است.
اما چرا گفتیم سهمخواهی در مقابل کنش گری نیروهای سیاسی است؟ زیرا که اصالتا این واژه در ساختار سیاسی ایران از سوی صاحبان قدرت به طالبان قدرت گفته می شود. اگر بخواهیم واضح تر بگوییم، می بایست به این شکل توضیح دهیم که کاربرد واژه سهم خواهی در مقطعی است که صاحبان قدرت در پی از بین بردن قاعده برد و باخت شراکت در قدرت هستند و زمانی که پیروز رقابت می شوند (عمدتا در انتخابات) افردی را که بر اساس قانون مرسوم به دنبال شراکت در قدرت و پاداش فعالیت های سیاسی هستند؛ از بازی خارج می کنند.
پس با این توصیفات سهم خواهی اتهامی است از سوی برنده میدان برای راندن یارانی که قصد ندارد در قدرت شریک شان کنند. البته این تعریف در شرایط سیاست تئوریک قابل درک است به این معنی که در این معادله جایی برای مطالبات نیروهای ابن الوقت در نظر نگرفته ایم.
اما مساله به همین سادگی هم نیست گاهی منفعت طلبان حزب باد در مقابل درخواست ها به سهم خواهی متهم می شود که در اینجا دیگر پای حق اساسی در میان نیست. ملاک در اینجا چه می تواند باشد؟ هسته سخت، که در ادامه به آن می پردازیم.
با این توضیحاتی که بر صدر نشست؛ عنوان «سهمخواهی» که برای جریانات سیاسی مطرح میشود، عنوان دقیقی نیست، بلکه تنها به معنای مشارکت همه جانبه سیاسی در قبل و بعد انتخابات است که این مساله مهم، نمود اهمیت الزام به اخلاق محوری سیاسی در ارکان اجرایی حکومت است. وقتی ائتلافی بین احزاب و جناحها و گروهها تشکیل میشود به معنای همراهی و مشارکت در هزینهها و فایدههاست.
در نتیجه سهمخواهی مورد کاربرد حاکمان در سطوح مختلف است و نه از سوی جامعه سیاسی، همچنین برچسبی است برای کسب حقانیت در بین عامه و پنهان کردن بدعهدی در شراکت و نفی نیروهای سپمپات با کسب حق صوری از سوی مردم.
اخیرا سخنان دو تن از چهره های سرشناس اصلاحات (هسته سخت) در فضای سیاسی استان تنش هایی را میان چند جبهه به وجود آورد.
دکتر حمید کهرام و سپس سیدامیر حمزه موسوی هر دو از دسته هسته سخت اصلاحات خوزستان در خصوص انتصابات دولت گلایه هایی داشتند و از اینکه در برابر زحمات هواخواهان و نیروهای وابسته به دولت در انتصابات بی انصافی هایی صورت پذیرفته است ابزار نارضایتی کردند.
با رجوع به به آنچه که در مقدمه بدان اشاره شد، سهم خواهی نمی تواند واژه درستی در پاسخ به این دو شخصیت حقوقی و حقیقی شود، زیرا که اصطلاح سهم خواهی صرفا، نفی شخصیت و نادیده گرفتن خدمات این دو و قائم بر کسب مشروعیت دربدعهدی سیاسی از دیدگاه جامعه است.

















