خداوند ان شاالله عاقبت دانشگاه آزاد اسلامی را با این اوضاع و احوال، ختم به خیر کند. گر چه امیدی نیست و از همین الان، شواهد و نشانه های افول و ورشکستگی این دانشگاه به خوبی مشهود و ملموس است.
احسان سپهوند– پاراگرافی که بر صدر نشست؛ انتهای نامه عضو مجلس خبرگان رهبری، چهره سیاسی نزدیک به آیت الله هاشمی و اعتدال گرایان خوزستان که در روزهای انتهایی هفته گذشته به دکتر ولایتی نوشته شد.
اگرچه این نامه (اینجا را بخوانید) چند روز بعد دستمایه یار غار مدیر مسئول و سرمقاله نویس کیهان، حسین شمسیان شد و سپس توسط ایسکانیوز (رسانه دانشگاه آزاد اسلامی) برای توجیه اقدام خارج از عرف و انحصاری طلبی دانشگاه آزاد اسلامی مصادره به مطلوب شد و در نهایت برای پاسخ به مطالبه به حق آیت الله احمدی شاهرودی در حفظ شان او؛ به سراغ خاطرات دهه شصت و محاکمه منافقین رفتند!
پیش از این نیز همین رسانه در گفتگو با یکی از اعضاء هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز به صورت مفصل در دو گفتگوی سیاسی رویکرد حزبی دانشگاه آزاد اسلامی را بررسی کرده بود (اینجا و اینجا را بخوانید).
دانشگاه مسیر بحرانی خاصی را می پیماید
یکی از چهره های مطرح سیاسی در استان خوزستان در گفتگو با تابا با اشاره به انحصاری بودن سیستم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی گفته بود: انتظار این بود دولت آقای روحانی که بر سر کار آمد تغییرات مدیریتی در دانشگاه آزاد صورت بگیرد اما مطلقا هیچ تغییراتی صورت نگرفت!
دکتر علی بختیارپور با تاکید بر حفظ حرمت آرا و نظرات مردم اظهار کرده بود: ما تاکنون سکوت کرده و چیزی نمی گفتیم اما امروز شواهدی داریم که نشان می دهد که این دانشگاه مسیر بحرانی خاصی را می پیماید که به نوعی دهن کجی به آرا اکثریت مردم بوده که حاصل آن روی کار آمدن دولت تدبیر و امید است.
وی با انتقاد صریح از شیوه گزینشی دانشگاه آزاد اسلامی به انتقاد از رویکرد سیاسی این دانشگاه پرداخته بود و عنوان کرده بود: امروز تغییری در دانشگاه اهواز رخ داده که نشان از مقابله کامل با آرا، افکار و نظرات قاطبه مردم دارد. آقای حجه الاسلام سید حسین یوسفی فخر مدیر فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز که همه دانشجویان وی را کاملا می شناسند و از عملکرد، شیوه، برخورد و اقدامات فرهنگی این مسئول در سطح دانشگاه کاملا اطلاع و رضایت دارند.
بختیارپور اذعان کرده بود: این مسئله زمانی صورت می گیرد که دولت تدبیر و امید یک بار دیگر آراء خود را از مردم گرفته است اگر سید حسین یوسفی فخر نسبت فکری با آقای مصباح داشتند یقینا وی را با عزت و احترام بر سر می گذاشتند در حالیکه وی در سال های اخیر فشارهای بسیار زیادی را تحمل کردند.
با این وجود ماه ها پیش دکتر علی بختیارپور استاد دانشگاه و فعال سیاسی پیش از نامه انتقادی آیت الله احمدی شاهرودی به خوبی شرایط درونی دانشگاه آزاد اسلامی را تحلیل کرده بود و با تالم از بی توجهی به اساتید و روحانیون خارج از دایره اصولگرایان توسط مدیران این دانشگاه پرده برداشته بود.
لذا با چیندن پازل عزل یا کنار نهادن چهره هایی همچون؛ آیت الله احمدی شاهرودی، دکتر صفاییمقدم، پروفسور کرم زاده، حجه الاسلام سید حسین یوسفی فخر، دکتر زرهانی و امثالهم معمای انحصاری بودن جو حزبی دانشگاه آزاد اسلامی برای خوانندگان روشن تر می شود.
شاید پس از این در آقایان پاسخ بگویند که محیط علمی جایی برای عرض اندام سیاسیون و سیاسی کاری نیست در صورتی که باید به روشنی پیشاپیش در جواب گفت که شیوه عملکرد این دانشگاه با نزدیکان و منصوبان آیت الله هاشمی نشان داده است که اتفاقا برعکس بسیار هم سیاسی است و آن هم از نوع انحصاری وگرنه تنوع عقاید بایستی همانند دوران هاشمی به چشم می آمد.
از سویی چگونه می توان این جمله آیت الله احمدی شاهرودی را تعبیر کرد: «برخی از دوستانی که جایگزین شدند نه سابقه تدریس دارند نه اصلا دانشگاهی هستند. هر چند ممکن است بسیار هم بزرگوار باشند.» لذا جانشینانی که نه سابقه تدریس دارند و نه اصلا دانشگاهی هستند؛ قطعا سیاسی هستند.
برای بررسی ابعاد گسترده تر موضوع بخشی از پاسخ های نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری را به سوالات بخوانید:
حاج آقا! بارزترین تفاوتهای فرهنگی و اداری دانشگاه آزاد پیش و پس از هاشمی چیست؟
وی از جریانات فکری مختلف درون نظام در دانشگاه آزاد استقبال میکرد. مستحضرید آقای جاسبی شخصیتی اصولگراست که از موسسان حزب جمهوری اسلامی بود. خب قطعا انتصاب ایشان به ریاست دانشگاه آزاد با نظر مرحوم هاشمی بود، آقای جاسبی را چند دهه بهعنوان رئیس دانشگاه آزاد نگه داشتند.
هاشمی در تمام مراتب و مناصب مدیریتی منجمله دانشگاه آزاد که حضور داشتند بر پذیرش افکار و اندیشههای مختلف تاکید موکد داشتند، سرسختترین منتقدان ایشان نیز این وجهه فراجناحی را نمیتوانند منکر شوند.
در زمان برخی انتخابات برخی اصلاحطلبان با ایشان مخالف بودند. پس از آن هم در زمان موخرتر طیفی از اصولگرایان با وی سر مخالفت داشتند. اما واقعیت آن است که ایشان ورای این تنگنظریها و جامعاندیشیهای صرف عمل میکرد و زاویه دید کلانتری داشتند.
وی از جریانات فکری مختلف درون نظام در دانشگاه آزاد استقبال میکرد. مستحضرید آقای جاسبی شخصیتی اصولگراست که از موسسان حزب جمهوری اسلامی بود. خب قطعا انتصاب ایشان به ریاست دانشگاه آزاد با نظر مرحوم هاشمی بود، آقای جاسبی را چند دهه بهعنوان رئیس دانشگاه آزاد نگه داشتند، هاشمی در تمام مراتب و مناصب مدیریتی منجمله دانشگاه آزاد که حضور داشتند بر پذیرش افکار و اندیشههای مختلف تاکید موکد داشتند، سرسختترین منتقدان ایشان نیز این وجهه فراجناحی را نمیتوانند منکر شوند.
در زمان برخی انتخابات برخی اصلاحطلبان با ایشان مخالف بودند. پس از آن هم در زمان موخرتر طیفی از اصولگرایان با وی سر مخالفت داشتند. اما واقعیت آن است که ایشان ورای این تنگنظریها و جامعاندیشیهای صرف عمل میکرد و زاویهدید کلانتری داشتند.
لطفا در خصوص نامه به رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی بیشتر توضیح بدهید و چگونه این نامه دستمایه مخالفان شما شد؟
باید عرض کنم که عزیزان و اطرافیان بهخوبی میدانند که بنده ابداً از جنبه شخصی گلهای نداشتهام، همانگونه که گفتم تشکر هم کردم و ایرادم تنها به شیوه برخورد بود. ایراد بنده هم به جریان سیاسی است که در دانشگاه آزاد وارد شده و متاسفانه براساس جهتگیریهای سیاسی دست به تصفیه افکار دیگر زده است.
شما بر آنها که حذف شدهاند بنگرید، مثال فراوان است، آنها که حضور ذهن دارم مثلا آقای پروفسور کرمزاده چهرهای ماندگار کشوری که در ریاضیات سخنها برای گفتن دارد، وی استاد تمام هستند و یکی از موارد سابقه ایشان ریاست انجمن ریاضیات ایران است.
دکتر زرهانی، رئیس سابق سازمان حج و زیارت و یکی از چهرههای شاخص این کشور که مدتی هم رئیس سازمان سما در دانشگاه آزاد بود، ایشان را هم عزل کردند، نکته این است که اینها چهرههای بسیار معتدل هستند و جناحی هم نیستند.
رئیس سابق دانشگاه چمران دیگر نامی است که در ذهنم است، دکتر صفاییمقدم هم شخص خوشنام و آکادمیک دیگری است که او نیز معزول شد و همین بنده را بهعنوان یکی از علاقهمندان دانشگاه به فکر فرو برد. این عزیزان را که برداشتند و آنهایی که بر جایشان گذاردند، دانشگاه را به کدام سو خواهد برد، برخی از دوستانی که جایگزین شدند نه سابقه تدریس دارند نه اصلا دانشگاهی هستند. هر چند ممکن است بسیار هم بزرگوار باشند.
برعکس آنچه تلاش میشود تا مختصر اعتراض بنده شخصی جلوه داده شود، باید بگویم صحبت بر سر حذف پرسشبرانگیز یک جریان است. دانشگاه گهواره تفکر و تضاربآرا است، دانشگاه شریفترین مکان جغرافیایی برای نقد و انتقاد و تقویت روحیه پرسشگری است، وقتی که معتدلترین خدمتگزاران نظام هم در مناصب تشریفاتی دانشگاه تحمل نشوند و انتقادی کوچک چنین پاسخ داده شود، آیا حق نداریم کمی نگران شویم؟
باز هم بر خود واجب میدانم بگویم که محتمل است که آقای دکتر ولایتی و دکتر فرهاد رهبر هم از تمامی این عزل و نصبها مطلع نباشند، دیگران هستند که با چند تلفن در استانها آش را شورتر از آنچه گفتهاند، میکنند. این همه تنگنظری سیاسی آیا لازم است؟
در پایان امیدوارم پیش از این بر اساس حسابهای سیاسی و جناحی، دانشگاه آزاد را دچار مشکل و بحران نکنند و در انتصابات بهویژه در منصب هیئتامنایی مقبولیت عمومی را نیز بهعنوان یکی از ملاکهای عمل در نظر بگیرند.
گلایهها این است که در دانشگاه آزاد اسلامی هاشمیزدایی در جریان است. در سالگرد آقای هاشمی در دانشگاه آزاد ندیدم اقدامی حتی کوچک در تجلیل صورت بگیرد و این بیانصافی است، تصفیه یاران هاشمی و آنها که مهر هاشمی را در دل داشتند نباید ملاک حذف باشد. امیدواریم دانشگاه آزاد اعتبارش را میان دانشجویان و اساتید و مردم از دست ندهد و دچار سقوط نشود.

















