عقب ماندگی استان و مدیران غیربومی/سیده مهربانو موسوی
  • امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 28 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Saturday - 13 June - 2026
2

عقب ماندگی استان و مدیران غیربومی/سیده مهربانو موسوی

  • کد خبر : 65134
  • 28 خرداد 1398 - 23:14
عقب ماندگی استان و مدیران غیربومی/سیده مهربانو موسوی

فعالان خوزستانی، نزدیک به سه دهه همواره از مسئله ای به نام مدیران غیر بومی در رنج و عذاب بودند، القابی از قبیل مدیر غیر بومی و یا پروازی، در فرهنگ منتقدانه روزنامه‌نگاری خوزستان سابقه‌ای دیرینه دارد. سال‌های سال، در واقع مدیرانی از استان‌های دیگر آمدند، شاید برخی صادقانه کار کردند، لیکن اکثرا به فکر […]

فعالان خوزستانی، نزدیک به سه دهه همواره از مسئله ای به نام مدیران غیر بومی در رنج و عذاب بودند، القابی از قبیل مدیر غیر بومی و یا پروازی، در فرهنگ منتقدانه روزنامه‌نگاری خوزستان سابقه‌ای دیرینه دارد.

سال‌های سال، در واقع مدیرانی از استان‌های دیگر آمدند، شاید برخی صادقانه کار کردند، لیکن اکثرا به فکر آخر هفته‌شان بودند تا با اولین پرواز به خانه برگردند.

 

همین بی توجهی به منسب مدیریتی کلان استان، که بدست غیر خوزستانی افتاده بود، همین سوء مدیریت، باعث شد در طول سه دهه سیر نزولی به ارکان خوزستان بیفتد، از خوزستانی که محلی بزرگ برای درآمد کل کشور بود را به استانی پر مخاطره تبدیل کند.

 

استانی که هر روزه اخبار وحشتناکی از قبیل کانون ریزگردها، سیل، رتبه اول بیکاری در کشور، برق رفتگی و آب شرب کاملا غیر بهداشتی، آتش زدن مزارع نیشکر و آلودگی بالاتر از حد استاندارد جهانی و بسیار مخاطرات دیگر… بگوش جهانیان برسد و نام خوزستان همواره در ردیف اول بدترین‌ها و اتفاقات بد جهان باشد.

 

این مدیران هرگز به جامعه خوزستانی حسابی پس ندادند؛ آمدند، اندکی ماندند، شاید کاری نه حد زیر ساخت هم کردند، فرصت‌های زیادی را اما از دست دادند و رفتند و به جایگاهی والاتر و بهتر شاید در سطح وزارت رسیدند و یا نه بازنشسته شدند.

 

از خصیصه‌های مشترک این‌چنین مدیرانی می‌توان از عدم اعتماد به نیروهای بومی و فرصت ندادن با آنان و جایگزین کردن نیروهای غیر بومی و هم استانی‌های خود در مقاطع ادارات و شرکت‌ها و فرمانداری ها یاد کرد. کار به جایی رسیده بود که بخش‌های کوچک خوزستان فاقد نیروهای بومی بودند. و این‌چنین بود که خوزستان همواره بی‌بهره بود از فرزندان خودش.

 

مدیران توانای خوزستانی همواره در رده‌های پایین‌تر صبورانه و صادقانه مشغول به کار می‌شدند و بازنشسته می‌گردیدند، بدون آن‌که به جایگاه واقعی خود برسند، تعداد معدودی از آنان توانسته بودند از دایره تنگ خوزستان رها شده و به استان‌ها شرقی و مرکز بروند و همه می‌دانیم که در این جایگاه چه اندازه موفق بودند.

 

مجلس ششم، اولین گام را در بومی کردن مدیران برداشت اما مقاومت زیاد باعث شد دیری نپایید، و باز هم این وضعیت ادامه یافت تا اینکه دولت روحانی آمد و غلامرضا شریعتی هم جوان و هم متخصص به جایگاهی در شان استان راه یافت.

 

اصرار بر اینکه جوان بود، در این است که پتانسیل جوانی او کار شبانه روزی را طلب کرد، روند بومی سازی مدیران شتاب گرفت، فرصت‌های بسیاری به جوانتر‌ها داده‌شد، شاید در این راه نواقصی هم باشد اما آنچه مد نظر بود، یعنی استفاده از پتانسیل بومی فراهم شد.

 

مسلم آن است که این مسیر صعب و دشواری است، سخت از این نظر که گزینه‌ی جوانی همراه با بومی سازی همزمان وارد مرحله اجرایی شد. انتقادها را در طول این چند سال همواره می‌بینیم، در حالی که شریعتی، همواره راه تعامل و تسامح با منتقدین داخلی را پیمود، استاندار آگاهانه راه را برای فعالان اجتماعی باز کرد، ملاقات‌های شبانه با هر کسی که طالب و یا صاحب نظر بود، انجام می‌شود، بار تقاضاها هرچند زیاد است، لیکن خود دریچه امیدی است برای آنکه در آینده مکانیسم بهتری بکار گرفته شود.

 

فضای مجازی استان، مشحون از انتقادات و تعاریف‌های مختلفی است که گاه کمی از آنان سازنده و گاه کمی منتقدانه و حتی ناخشنود هستند. اما باز هم این صداها شنیده می شود، وجود دارند، مسئله بارزی از دموکراسی هستند.

 

آمدن شریعتی، فضای مسموم برخی باندهای خاص که زمان زیادی را در پست‌های استانی در دست گرفته بودند را وا داشت در عکس العمل‌هایی ضعف‌های‌شان روشن شود، همه ما به یاد داریم برق رفتگی دو روزه‌ی استان را، که عدم ناکارآمدی برخی مدیران، ضعف در گرفتن بودجه، باعث آن بود، ضعفی که به صورتی ضرب‌الاجلی در کمتر از یک هفته رفع شد، و تابستان کم‌آب با مدیریتی فوق‌العاده، بدون برق رفتگی‌های سنگین را از سر گذراندیم.

 

پدیده سیل که هر یک قرن یک‌بار به‌خاطر تغییرات اقلیمی بوجود می‌آید، بیش از ۲۰ استان از کشورمان را درگیر کرد، اما در خوزستان وضعیت به مراتب بدتر بود، چرا که گوراب تمامی آورده این سیل به خوزستان ختم می‌شد، شهرها یکی پس از دیگری در محاصره‌ی آب‌هایی بود که اگر باز نمی‌شد خطر سدها جلوی تیم مدیریتی استان بود، از آن‌سوی این وضعیت پر مخاطره همراه بود با سفرهای زیاد مسئولین کشور، که یکی از ابتکارات شریعتی در کشیدن همین مسئولین به خوزستان است.

 

دوم سیل انتقادات مخالفین که خود دو دسته بودند، عده ای مخالف دولت روحانی و دیگر منتقدین اجتماعی که به چشم می دیدند شهرها یکی از پس از دیگری محاصره سیلاب می شوند، و همه می‌دانیم عواقب تخلیه یک شهر را.

 

قاطعانه می‌توان گفت، فقط جوانی و هوشیاری استاندار بود که توانست در برابر این همه فشار هوشیار باشد، تصمیم بگیرد، در حالی که هیچ مسئولی حاضر به تصمیم قطعی نبود. عواقب هر تصمیمی مستقیماً به او باز می‌گشت، اما گرفت، اما تاسفبار اینکه ما فقط انتقادها را بیاد داریم و اتفاقات بد را، اما اینکه سدها چه تحملی کردند و چه ترس ها در جان او و همپالگی‌هایش بود را هرگز بیاد نمی‌آوریم.

 

شریعتی با حضور ۳۳ روزه در بحران سیل، نه تنها به عنوان یک هماهنگ کنند، که گاها به عنوان یک کارگر ساده کوشش کرد، ۳۳ روز فرصت کمی بود اما در این مدت بجز رسیدگی به جریان آب‌های خروشان، ترس‌ها، توانست وضعیت را به کشور منتقل کند، آنان را فرا بخواند، آن‌چنان مدیران به خوزستان سرازیر شدند که وقت کم می‌آورد، پای بسیاری از استان‌ها را به خوزستان باز کرد، گویی روزگار دفاع مقدس فرا رسیده بود، اما همین ورود مدیران برای خوزستان فرصت شد.

 

بیاد بیاوریم که در زمان همین شریعتی بود که کلیه پتانسیل دولت روحانی از همه استان‌ها، به خوزستان سرازیر شدند و به شست‌و‌شوی مقرهای برق اقدام کردند.

 

مشکل آب را در دوره‌ای که وضعیت سدها به خط قرمز رسیده بود، با مدیریتی خوب و توانا اداره کرد، طاعنان گاه می‌گویند کار او نبود، بلکه مدیران این‌چنین کردند. درست است، مدیران این‌چنین کردند، اما استاندار خوزستان سرپرستی بر همه ادارات و شرکت ها بود که با دقت عمل به امور محوله نظارت می‌کرد.

 

استاندار در ظرفیتی فراتر از همه به انجام کارها صورت داد، همانند برق رفتگی از تمامی پتانسیل دولت و استان‌ها استفاده کرد، در سیل هم‌چنین نام خوزستان را به عنوان یک استان خاص بر همه اثبات کرد، همه استان‌ها فهمیدند، این استان باید در سلامت زندگی کند، زیرا آنچه اقتصاد ایران با عناوین نفت و برق و فولاد و… است در این سرزمین نفهته است.

 

آیا هیچ از خود پرسیده‌ایم، چرا چنین مصایبی ناگهانی بر خوزستان ما فرو می ریزد؟ چرا وضعیت مقرهای برق آن‌چنان شده بود که ناگهان برق استانی از مدار خارج شود، یا چرا باید دستگاه‌ها در برابر سیل ویرانگر تسلیم باشند؟ آیا همه این معایب در یک روز اتفاق افتاد؟ یا نه در طول ۳ دهه بی‌کفایتی، بی‌قیدی مدیران، بی‌توجهی دولت‌ها را به ارمغان آورد؟

 

آمارهای غلطی که از سوی استان‌ها به ریاست جمهوری‌ها و مرکز ارسال می‌شد، خوزستان و جامعه خوزستان ما را به صورتی ناهمگون و متضاد، خوب در ظاهر جلوه می‌داد اما در درون بدحال خوزستان بد بود و همواره بدتر می‌شد.

حاصل ۳ دهه بی‌کفایتی و لاقیدی، باعث شد مردم در مناطقی چون منبع و حصیرآباد در معرض و خطر رانش کوه زندگی کنند، اتفاق را ببینند، کشته شوند، اما کسی صدای آنان را نشنود.

 

حاصل ۳ دهه سوء‌مدیریت، باعث شد بسیاری شهرستان‌ها به سوی حاشیه اهواز رو‌کنند، حاشیه‌نشینی را در خوزستان و اهواز از چهار‌سو تکمیل کنند، و اهواز با جمعیت کمتر از ۴۰۰ هزار نفری ناگهان به یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر و به قول آمارها ۴۰۰ هزار نفر حاشیه‌نشین روبرو شود.

 

بسیاری پروژه‌ها هم به یُمن همین مدیران پروازی به استان های هم‌جوار و نزدیک به زندگی آنان برده شد، حاصل این همه بی‌تدبیری، بیکاری رو به فزون استان بود.

 

اما آنچه تاسف را بر همه ما بیشتر می‌کند، این‌که وقتی استانداری جوان و بومی به جایگاه استانی می‌رسد، فرصت انتقاد و پیشنهاد فرا می‌رسد، به‌جای این فرصت و رسانیدن این صداها به مرکز، ناگهان بر پیکره استاندار خود شلیک می‌کنیم.

 

این شلیک به‌خود از بدترین شلیک‌هایی است که در تاریخ ما ثبت می‌شود. آن‌چنان که در همین فضاها آرزوی استانداری از استانی دیگر مرتب و مستمر، منتشر می شود. گویی ۳ دهه مدیران پروازی و همه مصایبی که بر ما گذشت را فراموش کرده اند.

 

خودزنی در جامعه خوزستان، پازل فراموش شده‌ای است، که در توسعه نیافتگی خوزستان از چشم دور مانده است. ما خودزن هستیم، غریبه پرست، ما عاشق کسانی هستیم که محصور در محافظین، شنبه از فرودگاه می آیند و چهارشنبه به بهانه‌های مختلف می‌روند، عاشق کسانی هستیم که خانواده‌های‌شان در خارج از استان و یا شاید خارج از کشور هستند، تلفن‌شان را نداریم، راهی برای دیدار با او نداریم، در نتیجه راهی برای انتقاد از او هم وجود ندارد.

 

ما عاشق کسانی هستیم، که با عصا می روند، آخرین سال‌های خدمتشان هست، دیگر امیدی به ارتقاء ندارند، تنها خواسته‌شان آرامش شهری است که در خواب است، بیدار باش برای او خسته کننده نه بلکه با اضطراب است.

 

ما عاشق کسانی هستیم که آمارها را آن‌چنان می نویسند که مرکز می پذیرد، امضایی نمی‌کنند، خلاقیت را از دست داده‌اند، به دنبال زیرسازی نیستند، به دنبال جابجایی منطقه منبع و حصیر آباد به جایی سالم نیستند، بودجه برای ساخت و ساز خانه جهت جابجایی و اسکان آنان در مناطق کم حادثه نیستند.

 

وقتی زیر ساخت را مرتب شعار می دهیم، آیا این مسایل به زیر ساخت ربطی ندارد؟ جامعه قدیمی مطبوعات می‌دانند از مدیران غیر بومی چها دیده‌ایم، چه مصایب کشیده‌ایم، چه کارخانه‌هایی به استان‌های دیگر برده شد، که اگر می‌ماند، اکنون بخشی بزرگ از بیکاری شهرستان‌ها حل می‌شد.

 

آیا از استاندار خوزستان شریعتی چه می‌خواهیم؟ انتصاب چند مدیر خاص متمایل به فلان وکیل الدوله؟ یا منتصب به جریانات و احزاب مختلف؟ استاندار خوزستان متعلق به خوزستان است، به تمامی مردم خوزستان، مدیرانش هم در همین جریان انتخاب می‌کند، مسلما به هم‌فکری و یاری محتاج است اما پست به اندازه کافی نیست، ارتش سازندگی ما بیش از سرباز افسر دارد، بیش از کارگر سرکارگر دارد، این معضل بزرگی است که عاملی بزرگتر به نام عقب‌ماندگی را به همراه آورده‌است.

 

انتخابات مدیران فرمایشی هم جز تکرار ناموفق بی‌تجربگی‌ها، حاصلی ندارد، چرا که چنین مدیرانی، حتی به فرض اشتباه با پشتوانه هایی که دارند، به سلامت به پستی بالاتر راتقاء می‌یابند. این‌ها کسانی هستند که دست‌آویز به هر جریانی می شوند تا جایگاه خود را حفظ کنند.

 

تجربه بر ما در طول ۳ دهه از ۴۰ سال انقلاب ثابت کرد، استاندار غیر بومی، نه دل‌سوز خوزستان بوده و هست، و نه رایزنی و مشورت و تعاملی با جامعه و فعالان اجتماعی دارد، ما باید در حفظ آنچه تاکنون به دست آورده‌ایم کوشش کنیم، شریعتی راهی را برای آینده خوزستان باز نمود، سعی کنیم آنچنان رفتار کنیم، که دولت بعدی استانداری دیگر از خوزستان انتخاب کند، نه اینکه منتظر استاندار کرمانشاه باشیم.

 

هوشیار باشید، کنار نهادن شریعتی، معنای بی لیاقتی مدیران بومی ماست، ۳ دهه مصایب مدیر غیر بومی را فراموش نکنید، هر آینه اگر مدیری غیر بومی بیاید، با مقاومت‌هایی که در این راه وجود دارد، شاید هرگز روی مدیری بومی را به چشم نبینم، و افسوس و پشیمانی دیگر سودی نخواهد داشت.

 

 

لینک کوتاه : https://tabakhabar.ir/?p=65134

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.