الف) دولت یازدهم اگر چه نقش بانوان را در عرصه های اجرایی و تصمیم گیری بسیار ارزشمند توصیف نمود اما متاسفانه عملا در حوزه تربیت زنان کارنامه قابل قبولی ندارد و اگر این روال ادامه یابد معلوم نیست که بتواند رضایت آنها را در کارنامه دور جدید خود داشته باشد.
ب) دکتر «حسن روحانی» در دولت یازدهم ثابت کرد که به مدیریت و حضور زنان در عرصه های سیاسی، اجتماعی و بین الملل معتقد بوده و در این راستا گامهای موثری نیز برداشته است.
ساناز فدعمی– تمایز و اختلاف نظر؛ و در جایی دیگر اتفاق عقاید؛ جذابیت میزگردها نیز به همین شان است. یکی از معیارهای اصلی تمایز توسعهیافته بودن و عقبمانده بودن یک کشور میزان اهمیتی است که مسئولان آن به زنان دارند؛ هرچه زنان ردهپایینتری داشته باشند، آن کشور عقبماندهتر است. آمار گواه آن است که ایران در موضوع شکاف جنسیتی و برابری از میان ١۴۴ کشور، رتبه ١٣٩ را دارد؛ پنجتا مانده به آخر؛ یعنی ما بسیار عقب هستیم.
در قانون مدنی ما مرد رئیس خانواده است و گویا همین مدل در کابینه و دیگر حوزهها نیز مطرح است. اما حالا وضع فرق کرده و زنانی که دیروز سخنرانیهای آقای روحانی را شنیدهاند، حالا میگویند سهم ما کو؟
با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و با شعارهایی که برای الگوسازی در منطقه دادهایم، امروز در کابینه دولت افغانستان چهار وزیر زن داریم و هنوز باید بر سر اینکه آیا در کابینه حسن روحانی زن وزیر باشد یا نباشد، چانهزنی میکنیم.
برای اینکه تمام ابعاد این مساله را مورد بررسی قرار دهیم تابا؛ با دو تن از بانوان استان خوزستان گفتگویی انجام داده است. دکتر مهناز کسمتی عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران و خانم لیلا خوشکام رئیس شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب استان به سوالات پاسخ می دهند:
۱- با توجه به اینکه امروزه برخی از مسولان می گویند زنی در قد و قامت سفیر و وزیر نداریم آیا این مشکل به جامعه زنان برمی گردد یا به ساختار سیاسی کشور که در چهار دهه گذشته به زنان مجوز رشد و بالندگی نداده است؟
کسمتی:
در جامعه های توسعه یافته همه آحاد جامعه اعم از زن و مرد از هر قوم و نژادی متناسب با پتانسیل های فردی امکان و فرصت کافی را برای رشد و بالندگی علمی و اجتماعی را می یابند لذا تصاحب موقعیت ها و مناصب سیاسی اجتماعی نه بر اساس جنسیت و یا قومیت بلکه بر اساس شایستگی ها و تجارب افراد صورت می گیرد.
در جوامع در حال توسعه با آگاهی به این امر که حضور زنان و مردان در تعیین سرنوشت خویش حق آنان است و باید این امر طی فرایندی به واقعیت بیانجامد لذا برای تحقق این حق، تمهیدات لازم برای حضور واقعی همه فراهم اندیشه و عمل می شود.
یکی از این تمهیدات ایجاد شرایط رشد و کسب تجربه در سلسله مناصب و حتی گاهی دادن امتیاز مثبت برای زنان به عنوان نیمی از جامعه که بنا به دلایل مختلف به حقوق خود نائل نیامده اند است تا بتوانند سریعتر به حقوق حقه خود دست یابند.
جامعه ما از از نوع اول است و نه دوم. اینکه برخی از مسئولان می فرمایند زنی در قد و قامت سفیر و وزیر نداریم حداقل سه تاسف را در ذهن متبادر می سازد.
اول اینکه آیا در تمامی این سالها همه مردان در قد و قامت وزیر انتخاب شده اند و حتی دور نرویم مسئول مربوطه خود در قد و قامت وزیر بوده است؟
که اگر اینچنین بوده چرا ایشان پس از گذشت ۴ سال وزارت کارنامه درخشانی از خود بجا نگذاشته است و طبق ارزیابی آماری که در رسانه ها منعکس شده است بیشترین نارضایتی از عملکرد ایشان مشاهده شده است.
آیا ایشان و سایر وزرا در این عقب ماندگی بانوان از قافله رشد و بالندگی سهیم نبوده اند؟
دوم اینکه چرا پس از گذشت ۴ دهه از انقلاب نتوانسته ایم شرایط را برای کسب تجارب کافی و حضور واقعی زنان در مراتب بالای مدیریتی ایجاد کنیم که این امر نشان می دهد حتی از جوامع در حال توسعه و حتی کشورهای محروم مانند افغانستان عقب تر هستیم و سوم اینکه آیا زنانی که سالها در قامت معاونت ریاست محترم جمهوری کارنامه بسیار مثبت و درخشانی را از خود بجا گذاشته اند در حد و اندازه وزارت نیستند. معیار قد و قامت چیست؟
تا کی باید صبر نمود تا آقایان از نگاه واپسگرانه دست بردارند و تا چه زمانی باید شاهد این حق از دست رفته زنان کشور باشیم؟ اگر موفقیت زنان را در سطح جهانی در دست یابی به افتخارات گوناگون بررسی کنیم جنسیت نتوانسته است مانع از درخشش آنها در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی آنان باشد و کم بودن حضور زنان در عرصه هایی که باید انتصاب شوند به نگاه و ساختار انحصارطلبانه سیاسی آن جامعه بر می گردد نه به ناتوانی زنان.
خوشکام:
اصولا با اینکه بین ابناء بشر از نظر جنسیت و نژاد و غیره فرق بگذارند مخالفم اما شرایط به گونه ای ست در این کشور که به نوعی مرد را در برابر زن برتر می انگارد. حالا چرا این فکر رواج پیدا کرده و بسیاری از زنان را به تلاش برای دستیابی به تعادل جنسیتی وادار کرده است مقابله با جامعه ای است که این تساوی را قائل نیست و ما با پدیده فشار اجتماعی به زن و عقب زدن آن روبه روییم تا جایی که عبارت سقف شیشهای خلق شده است.
سقفی که نامرئی اما مجبور کننده و پس زنندهی زنان و به عقب کشاننده کشورهاست این سقف مانع بزرگی است که نمیگذارد زنان به مدیریتهای کلان دست پیدا کنند. سقف شیشهای را در بسیاری از جوامع سقف فرهنگی نیز می نامند.
۲- آیا در نظام جمهوری اسلامی مشارکت زنان فقط محدود به رای دادن می شود؟ و به طور کلی کارنامه دولت یازدهم را در حوزه تربیت مدیران زن در این سالها چگونه ارزیابی می کنید؟
کسمتی:
شوربختانه تا کنون مشارکت زنان محدود به رای دادن بوده است و این در حالی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی امام راحل (ره) به صراحت عنوان کردند که زنان در کلیه شئون کشور باید دخالت کنند و به مشارکت گرفته شوند.
دولت یازدهم اگر چه حضور زنان را در عرصه های اجرایی و تصمیم گیری بسیار ارزشمند توصیف نمود اما متاسفانه عملا در حوزه تربیت زنان کارنامه قابل قبولی ندارد و اگر این روال ادامه یابد معلوم نیست که بتواند رضایت آنها را در کارنامه دور جدید خود داشته باشد.
خوشکام:
مشارکت زنان در رای دادن البته بیشتر بیان کننده این پیام است که می خواهند در تعیین سرنوشت خود حاکم باشند و انتخاب نماینده حاوی این پیام است که می خواهند هرگونه محدودیت را کنار بزنند.
دکتر «حسن روحانی» در دولت یازدهم ثابت کرد که به مدیریت و حضور زنان در عرصه های سیاسی، اجتماعی و بین الملل معتقد بوده و در این راستا گامهای موثری نیز برداشته است.
میتوان به جرات اظهار کرد که دولت یازدهم در بکارگیری زنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی ساختار شکنی کرد.این درحالیست که زنان در سالهای اخیر با مشارکت و حضور مستمر اتفاق دیگری را رقم زدهاند.
مشارکت زنان درسال ۱۳۹۴ منجر به انتخاب ۱۸ زن و در نهایت ورود ۱۷ نفر از این عده به قوه مقننه شد؛ از سوی دیگر مشارکت زنان به عنوان نامزد انتخابات در دو دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا در سال ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ نشانهای جدی از مطالبات زنان برای نقشآفرینی در سطوح سیاستگذاری و تصمیمگیری کلان در کشور است.
موضوع مطالبات زنان به ویژه در حوزه تصدی پستهای مدیریتی کلان و حوزههای تصمیمساز محدود به یک پست معاونت زنان و امور خانواده ریاستجمهوری و پستهای مشاور امور زنان و خانواده وزرا و نهادهای مختلف نمیشود.
در دولت یازدهم تنها ۵ زن حکم فرمانداری گرفتند.آخرین زنی که توانست حکم فرمانداری بگیرد «معصومه خنافره» فرماندار شهرستان کارون در خوزستان بود. پیشتر «حمیرا ریگی» و «معصومه پرندوار» و همینطور «عزت کمالزاده» فرمانداران قصرقند، هامون و قشم شده بودند.
۳- در حال حاضر افغانستان دارای ۴ وزیر زن می باشد این در حالیست که که هنوز در مورد اینکه در کابینه حسن روحانی وزیر زن باشد یا نباشد چانه زنی می کنیم آیا این نادیده گرفتن اساسی ترین حقوق زنان نیست؟
کسمتی:
همانطور که پیشتر عرض کردم طبق فرمایش همیشه ماندگار امام راحل، حضور زنان در همه عرصه های کشور وظیفه و حق آنان است. با توجه به این حق، آیا هر گونه اجحاف و عدم توجه به توانایی ها، حقوق و مطالبات آنها که منجر به خسران در زندگی اجتماعی و معیشتی آنان شود حق الناس نیست؟
چه کسی باید نسبت به این حق از دست رفته پاسخگو باشد؟
در آموزه های دینی آموخته ایم که هم مرد و هم زن در پیشگاه باری تعالی مسئول است و هر دو باید با فعالیت فردی و جمعی، خود و جامعه را در مسیر کمال قرار دهد.
ظهور پتانسیل های خدادادی هر انسان و قرار گرفتن در مسیر کمال جز با ایجاد زمینه های رشد و فعلیت بخشیدن به تواناییها در جامعه صورت نمی گیرد.
لذا از نقطه نظر انسانی اگر زنان این موقعیت و شرایط را برای خود فراهم نبینند قطعا به آنها اجحاف شده است. بگذریم که این امر می تواند در طولانی مدت اثرات و آسیب های جبران ناپذیری را در جامعه ایجاد کند که بحث وسیع تری را می طلبد و ما به عینه شاهد ناهنجاریهای مرتبط در خانواده هستیم که از حوصله این بحث خارج است.
خوشکام:
در افغانستان با وجود مشکلات و محدودیتهای سنتی برای زنان، آنها علیرغم خطرهای فراوان، توانسته اند در دروههای مختلف در پستهای عالی دولتی و غیر دولتی کار کنند و خوب بدرخشند. بارها زنان در مقام های وزارت، نماینده مردم در پارلمان، ولایت و حتا شهردار کار کردهاند.
شاید همین تلاشهای نفس گیر و پذیرفتن ریسکهای بزرگ در یک جامعه به شدت سنتی و بسته، سبب شده است که امروز زنان به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار در تمام بخش ها به ویژه در عرصههای سیاست و حکومت داری پذیرفته شدهاند. منتظر می مانیم تا لیست نهایی کابینهی جدید رسماً منتشر شود، لذابهتر می دانم دربارهی «شایعات» قضاوت نکنم.
هم روحانی آدم زیرک و شگفتیسازی است، و هم فرصت جابجاییها هنوز تمام نشده است!
پس از دام «قضاوت زود» که به هزاران سوءتفاهم و اختلاف میانجامد، پرهیز می کنم.
۴-همانطور که مدیر کل امور اجتماعی استانداری خوزستان بیان کردن گویا بانوان خوزستانی خود نیز رغبتی برای پر رنگ شدن نقششان در جامعه ندارند؛ ریشه این عدم تمایل را چگونه ارزیابی می کنید؟
کسمتی:
من این موضوع را به طور کامل نمی توانم بپذیرم. شرایط فرد و نوع نقش پیشنهادی عامل تعیین کننده است. جنس نقش آفرینی زنان در جامعه عمدتا از جنس خدمت است نه کسب قدرت لذا تن به هر نقشی که از آنها به صورت دکوری استفاده شود نمی دهند.
ضمنا زنان برای ادای وظیفه، از خود و زندگی خانوادگی بسیار مایه می گذارند و از آنجاییکه در کسوت مادری و همسری انتظار حضور و نقش کامل از آنها می رود گاهی این تردید در آنها به وجود می آید که آیا می توانند از عهده هر دو به خوبی بر آیند.
در مواقعی که همسر زن، درک خوبی از زندگی و حس مشارکت را داشته باشد زنان به خوبی می توانند از عهده هر دو نقش در خانه و جامعه بر آیند.
ما هنوز در جامعه سنتی زندگی می کنیم و مردان ما به موازات مدرنیته شدن جامعه حاضر به قبول نقش بیشتری برای زنان نیستند لذا در این شرایط دست زنان بسته می شود.
اگر زنان فرهیخته در شرایطی باشند که به سبب رشد فرزندانشان و یا شرایط مشابه، نیازی به حضور حداکثری آنان در منزل نباشد برای حضور در عرصه های اجتماعی و مدیریتی رغبت می یابند لذا قبول مسئولیت در این دسته از زنان را شاهد هستیم.
به هرحال عدم پاسخ گویی سیستم مدیریت مردانه کنونی نسبت به توانایی ها، مطالبات زنان و خانواده و انباشته شدن مشکلات روز افزون در جامعه این رویکرد قوی در زنان به وجود آمده است که آنها باید در عرصه های تصمیم گیری و اجرایی به ویژه در این زمینه ها شرکت نمایند در غیر اینصورت روز بروز باید شاهد توسعه و عمیق تر شدن اشکالات کنونی و اضمحلال امید به زندگی بهتر برای خود و فرزندانشان باشند.
خوشکام:
معتقدم استخوانبندی و ویژگیهای کالبدی شهرها و روستاهای ما خصلتی بسیار مردانه دارد و ورود زنان به بدنه قدرت تعدیل کننده چنین ساختاری است. تا چندی پیش زنان در استان ما جزو جمعیت فراموش شده بودند و ورود همین جمعیت فراموش شده صدا و مطالبات آنها را افزایش داد.
لازم است زنان دارای قدرت سیاسی برابر با مردان باشند برای این که جامعه بهتر بشود. برای این که یک بالانس و توازن بوجود بیاید. برای این که نیمی از جمعیت کشور تحت ظلم و ستم نباشد. حقوقش در برابر نیم دیگر پایمال نشود. برای این که نیمی از جمعیت کشور که زن هستند بتوانند حقوق خود را تعریف و تامین و از آن دفاع کنند همچنان که مردان این کار را میکنند.
برای تنظیم این امور زنان باید به اندازه مردان قدرت سیاسی داشته باشند که متأسفانه در کشور ما ندارند. لازمه اینکار این است که واقعا تعداد قابل توجهی از زنان در جاهای تصمیم گیر حضور داشته باشند. درنتیجه ساختار مردانه این استان باید آنها را باور کند و به جای تقابل آنها را همراهی کنند اگر بستر این الزامات فراهم گردد نقش پررنگ زنان را خواهیم دید.

















