شب گذشته دومین نشست بررسی توسعه نامتوازن محلات شهر اهواز با حضور اساتید دانشگاه، شهردار، رییس شورای اسلامی شهر اهواز و تعدادی از رسانه های خوزستان در سالن اجتماعات دفتر روزنامه اقتصاد بومی برگزار شد.
در ادامه مطلب سخنان رسانه های منتقد در زمینه توسعه نامتوازن شهر اهواز را می خوانید:
شهرام گراوندی؛ ارشد علوم ارتباطات، روزنامه نگار و مدیرمسوول هفته نامه پیوند ایرانیان در دومین همایش توسعه ی نامتوازن شهر اهواز در سخنانی چند به موارد زیر پرداخت:
اهواز یک روستای وسیع که دارد شانه به شانه تهران می ساید!
ضرورت توجه به مبلمان شهری و رسیدگی به بافت فرسوده در ۳۰ متری اهواز
شما وقتی در خیابان های شهری مثل مشهد قدم می¬زنید، چشم تان به هیچ مشمای پلاستیکی و یا دستمال کاغذی و یا نخاله های ساختمانی بصورت کپه های شن و ماسه و گچ و سیمان و میلگرد و تیرآهن نمی افتد. شما وقتی در گرگان قدم می زنید، کسی در بازار میوه و تره بارش فریاد نمی زند و شما را با اینکه دو قدم از او فاصله دارید، با نعره و داد و هوار دعوت به خرید پیاز و سیب زمینی و گوجه نمی کند. شما وقتی در شهری مثل همدان قدم می زنید، متوجه می شوید که جدول های کناره های پیاده رو بطرز عجیبی تمیز است و یا اگر لکه های سفیدی به چشم تان بخورد و بپرسید که این لکه ها چیست؟
به شما می گویند اینها سم است. و برای کشتن سوسک و احیانن موش و از این قبیل موجودات موذی به کار می رود و هر هفته هم در روزهای پنجشنبه این سم پاشی با دقت صورت می گیرد و آقایان سم پاش ، سم را روی خیابان نمی ریزند و فقط در جدول ها می پاشند! شما وقتی در رشت و یا اصفهان و گرگان و یاسوج و سنندج قدم بزنید، درخت هایی را می بینید که میوه های موسمی بر آنها آویزان است و کسی به میوه ها حتا نگاه نمی کند. شما وقتی در میادین میوه و تره بار قدم بزنید، از بوی میوه ها و سبزی تازه و از عطر عطاری ها لذت می برید.
نه کسی صندوق های چوبی و پلاستیکی و کارتن های خالی را در خیابان رها می کند و نه پایت در چاله ای از تعفن و میوه ی گندیده و پیاز و گوجه ی له شده فرو می رود. مردم عصبانی نیستند. فریاد نمی زنند. ماشین ها بوق نمی زنند. رفتارها عصبی و پرخاشگرانه نیست. مردم با هم مهربان هستند. ولی در اهواز چه؟! همه ی این چیزهایی که گفتم، عکسش اتفاق می افتد.
در تمام پیاده روهای شهر مشهد و رشت و سنندج نشیمنگاه ها و نیمکت های چوبی و فوقش سنگی و سیمانی و برای کودکان آبخوری های ثابت و پارک های کودک و فضای سبز تعبیه شده است. در سراسر شهر از شلوغی و فریاد بلندگوها که دارند رادیو پخش می¬کنند، خبری نیست. و فقط موقع اذان است که لحظاتی روحانی را برای شهروندان به یاد می آورند که اقامه ی نماز را فراموش نکنند. دستشویی های عمومی شهر گرگان بصورت خودگردان اداره نمی شود و هیچ دربان و نگهبان و کلانتری ندارد.
کسی هست بالاخره که از شهرداری حقوق می گیرد و مسوول نظافت دستشویی است. در هیچ کجای ایران و حتا جهان ، از شما برای ورود به دادگاه و دریافت گوشی موبایل تان وجهی اخذ نمی شود ولی در اهواز برای هر گوشی باید دویست تومان پرداخت کنید.و اگر دو گوشی موبایل داشته باشید باید ۵۰۰ تومان پرداخت کنید.
چون اصولن این مساله به کسی مربوط نیست. در سراسر کشور به این نتیجه رسیدند که فعالیت پارکبان ها غیرقانونی است و با این اخاذی علنی از شهروندان برخورد شدید صورت می گیرد، ولی بصورت کاملن شیک و رسمی معاون محترم استاندار ۱۱ نقطه را در اهواز گفته اند که اشکال ندارد اگر پارکبان ها فعالیت کنند. کلن در اهواز، ما با پکیجی از اتفاقات عجیب و غریب مواجهیم. و این استثنائات قرار نیست متوجه استاندار باشد و یا شهردار و یا رییس شورای شهر و یا نماینده ی ولی فقیه. من مقصرم.
من بعنوان یک روزنامه نگار مقصرم. من بعنوان یک شهروند که کتاب می¬خوانم مقصرم. من سه رفیق صمیمی دارم که یکی از آنها دزفولی است یکی عرب و یکی شوشتری. چهار نفری به مسافرت می رویم. و اگر در گرگان احیانن چشم مان به یک تکه پوست پرتقال بیفتد که از دست یک مغازه دار به زمین افتاده ، چهار نفری به وی تذکر می دهیم. اگر روی درختی خرمالو دیدیم، زردآلو دیدیم، سیب دیدیم و یا آلوسیاه رسیده ، امکان ندارد دست مان به سمت میوه ای دراز شود. ولی در اهواز چه؟ اولن کو درخت؟ دومن کو درختی که ثمر بدهد؟
سومن خرما و رطب ممکن است بصورت اتفاقی پیدا شود. ما اصل درخت را از ریشه در می آوریم که ببریم خشک کنیم تا جمعه پنجشنبه ها بساط کباب چنجه ی بختیاری و ماهی صبورمان رونق بگیرد. برگ ها و شاخه های درخت ها را می بُریم و می بریم تا گاوهایی که در خانه نگه می داریم از گرسنگی نمیرند. اینها نه ربطی به شهردار دارد و نه استاندار و نه هیچکدام از مسوولین. مقصر تک تک افرادی هستند که در این سالن نشسته اند .
مقصر فروغی نیاست. مقصر فلسفی روزنامه نگار است که سالها پیش باید در این رابطه می نوشته و تلاش می کرده که مفهومی به نام شهر در این بلبشوی بی فرهنگی و نادانی و بی توجهی و بی دقتی شکل بگیرد. ولی تنها کاری که کرده سکوت بوده و بس. و فوقش باری به هر جهت گذرانده که یک شهر که از نظر گستردگی دارد شانه به شانه ی تهران می ساید، شبیه یک روستای متعفن آلوده ی پر از مزبله و بوی کثافت شود. اگر در خانه ی شهروند اهوازی گاو نگهداری می شود، مقصر من و فروغی نیا و عزیزی نیا و فلسفی روزنامه نگاریم که کمک نکردیم به امر آموزش و تنویر افکار عمومی. کمک نکردیم به ارتقای سواد و درک بهداشت عمومی.
مقصر تک تک کسانی هستند که باید کمک می کردند به همسایه هایشان که دست از رفتارهای بدوی بردارند و این کار را نکردند. و ما اکنون در شهری زیست می کنیم که در وهله ی اول رفتار شهروندی را از منظر علم جامعه شناسی مراعات نمی کنیم و نمی دانیم.
با این مقدمه سراغ سی متری می روم.
اگر ۳۰ متری را که شبیه خط محور بزرگتری است البته ، از چهارراه زند تا خرکوشک علامت بزنیم، قلب شهر اهواز در چهارراه نادری قرار دارد و در میانه ی این محور جا خوش کرده است. به دلیل فرسودگی کالبدی این بخش از شهر که از قضا سبقه ی فرهنگی هویتی شهر نیز در همین نقطه است، و به مرور زمان با توسعه یافتگی شلخته وار و بدون برنامه ی دوراندیشانه، ازیک سو با عدم تعریض خیابان ۳۰ متری ، پیاده روی سمت شرقی عملن در ساعات شلوغی ، ناکارآمد و باعث تنگناآفرینی عابران شده و باعث هجوم آنها به عرصه ی خیابان می شود.
عمده مشکلات خیابان ۳۰ متری در بخش شرقی آن است. در کاوه ی شرقی با پاساژ بزرگی مواجهیم که بشدت فرسوده و مخاطره آفرین است. مشکلات این پاساژ قابل تعمیم به بسیاری از ساختمان های این محدوده است. سیستم فرسوده و روکار برق کشی و سیستم فرسوده ی آب شهری در این محدوده به امری عادت شده بدل شده است. تنگی خیابان های فرعی بخش شرقی ۳۰ متری، در اکثر ساعات روز و حتا ساعات خلوت، موجب ترافیک و ازدحام و تراکم جمعیت عابران و ماشین ها در هم می شود و به خودی خود به آلودگی صوتی دامن می زند.
فضای اطراف پاساژ بازار بزرگ محدود است و عرصه برای پارک خودروها بشدت تنگ. پارک کردن خودروها در کوچه پسکوچه های اطراف بازار بزرگ باز هم به گره های سخت تردد دامن می زند. بافت فرسوده در این نقطه کمتر به چشم می خورد و در اینجا چه بسا همزمان با تغییر کاربری سینما کارون که در سال ۵۹ و به دلیل اصابت موشک ویران شده بود و تبدیل به حسینه ی ثارالله امروزی مقابل پاساز glx شده، جلوه های بصری تازه ای از ساختمان های نوساز را می توان دید.
اگر چه این بار بافت فرسوده در سمت غربی سی متری به وفور به چشم می خورد. تنگی عرصه ی خیابان شهید فیلی که به خیابان فعلی هم معروف است و روزگاری پیشتر یکی از سَمبُل ها و نمادهای اهواز یعنی احمد محمود نویسنده ی کتاب همسایه ها و درخت انجیر معابد و زمین سوخته که اولین رمان در عرصه ی جنگ تحمیلی است و وی اصالتن متولد دزفول بوده و از خردسالی در اهواز بزرگ شده و اکنون نیز گهگاهی توریست ها به دیدار این خانه می آیند، این خیابان و خیابان های موازی تا ابتدای عامری، همه از عرصه ی تنگ بهره ورند و عبور و مرور خودروها به دشواری در این بخش شهر صورت می پذیرد.
چند نماد و سمبل های دیگر اهواز نیز در همین سمت غربی اهواز قرار دارد. کلیسای ارامنه ی اهواز و سقاخانه نیز در همین بخش قرار دارند. حفظ بافت قدیمی برخی از مناطق شهر که واجد اصالت و ارزش فرهنگی است، البته که ضرورت دارد و نباید با نگاه مدرنیستی قائل به تخریب و یا حتا بازسازی این نقاط شد. چرا که موضوع هویت بخشی و زیبایی آفرینی شهری موضوع مهمی در بحث حفظ اصالت شهرها در جهان معاصر است. ولی ترمیم خانه ی ماپار و موقعیت کارآفرینی برای آن ساختن ، اقدام مثبتی است که نمی شود آن را نادیده گرفت.
چهارراه نادری قلب شهر است. قلب شهری که آلوده ترین و فرسوده ترین دستشویی دنیا در آن قرار دارد. بدترین بازار میوه و ماهی دنیا در آن قرار دارد به زشت¬ترین شکل ممکن به عرضه¬ی میوه و تره بار و ماهی و گنجشک و مرغ و اقلام خوراکی می پردازند. دعوا و جنگ و گریز دائمی دست فروشان و ماموران شهرداری هم در این منطقه تبدیل به سوژه ای تکراری و عادی شده است.
بافت فرسوده ای از ساختمان های مندرس از چهارراه زند تا خرمکوشک وجود دارد که تقریبن ۹۰ درصد آنها در آستانه ی آوار و فروریختن است. مغازه ها به ضرب رنگ و چسب و کاغذ دیواره های فرسوده پوشیده شده اند؛ ولی با نگاهی اجمالی به طبقه ی بالای آنها متوجه خانه های ارواح می شوید که همه فروریخته اند و اهواز را شبیه شهری در سوریه کرده است که تازه از شر داعش آزاد شده است. احیاء و بازسازی پهنه های بافت های فرسوده شهری امری است که در این نقطه ی شهر به آن توجهی نشده است
و اگر شده، چیزی تغییر نیافته است. واقعیت این است که کاربری و کارایی این ساختمان ها سالهاست که از دست رفته و اکنون به عنوان یک تهدید شهری قابل طرح و بررسی هستند. چرا که با یک زمین لرزه ۴ ریشتری و یا یک مقدار شدیدتر امکان خرابی انبوهی از این ساختمان ها وجود دارد. مبلمان شهری یک امر مغفول دیگر است که با همه ی تمهیداتی که پس از تخریب و آواربرداری پل غیرضروری نادری و تبدیل منطقه ی مورد بحث به سنگفرش صورت گرفته، ولی هنوز جای کار بسیار می طلبد. فقدان نیمکت ها و دستشوی شیک و بهداشتی ، فقدان آب خوری های متعدد با توجه به شدت هوای گرم .
فقدان سایه بان و سرکش منضبط و یکدست برای مغازه ها. در چنین شرایطی از نبود سطل های زباله ی متعدد و نبود ایستگاه شارژ گوشی های همراه و ایستگاه استراحت کهنسالان و محیط هایشاد کوچک برای کودکان سخن راندن ، یک مقدار به نظر زیادی دور از ذهن و انتظار است!
سی متری یا خیابان شریعتی، قلب و شاهرگ اهواز است و نه مهدیس است که تبدیل شده به یک زگیل در پیشانی اهواز و نه کیان شهر است که دارید بطرز مشکوکی بیت المال را در آن بیابان هزینه می کنید! قلب شهر را در یابید پیش از آن که از کار بیفتد.
دکتر ایمان سعیدی مدیر مسئول روزنامه طلوع خوزستان
عملکرد مدیران شهری را می توان در ظاهر هر شهر و روند توسعه شهر بررسی کرد. دوکلان شهر اهوازوشهرداری اصفهان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و به نوعی کارنامه ی اجرایی مدیران این دو شهر هستند.
نخست اینکه اهوازکه قطب صنعتی کشورمحسوب می شودباکاهش بودجه۱۰۰۰میلیاردی در سال های اخیرمواجه است. مسئولین هر دوره دائم بخشی از این کاستی رابه مسئولین ادوارگذشته نسبت می دهند و این ادبیات دیگرکهنه شده ودر بین اذعان عموم جایی ندارد.
دوم اینکه یک خیابان درنزدیکی سی وسه پل اصفهان که از محلات قدیمی اصفهان می باشد پس از۴دهه توسعه همه جانبه همچون توسعه دوبرابری عرض خیابان، رشدتراکم وکاهش آسیب های اجتماعی و… را به خود دیده است که منجربه رشدفرهنگی وعمرانی این منطقه می شود
ونکته سوم اینکه چراشهرداری مرکزشهر اهواز که یک نقطه استراتژیک محسوب می شود آن را را رهانموده و جای سوال است که تنها توسعه و رشد در برخی مناطق به سرعت درحال شکل گرفتن است؟
چراهسته مرکزی شهر اهواز دریک برنامه نظامند دراین سالها از توجه مسئولان مورد غفلت قرارگرفته است و مسئولان مربوطه توجه داشته باشند هرسال دوبار به اصفهان سفرنمایند تا شاهد پیشرفت همه جانبه این شهر قرار بگیرند .
چنانچه مسئولان بحث کوتاهی رامصداق نمایند به طورعامیانه دودش درچشم خودشان میرودکه خود در آیندگان نیز ملاک قضاوت را عملکرد مسئولان حال این استان قرار می دهند .
لازم است اضافه نمایم سیاست توسعه خیابان شهید خلیلی اصفهان در مقایسه با خیابان ۲۴متری اهواز درچندسال گذشته هدفمند بوده ، که درگام نخست ساختمان های مسکونی که درپشت ملک های تجاری قرارداشتند رابا قیمت منصفانه خریداری وسپس ملک تجاری که درگذشته ۲۰ متربوده به طورمثال به۳۰مترافزایش وبه صاحبان املاک واگذار می شد خودآورده اقتصادی برای مجموعه شهرداری نیزمحسوب میشد ودر گام های بعدنیز مشارکت ساکنین به بازسازی بافت های فرسوده هدایت می شد.
متن زیر صحبتهای روزنامه نگار وفعال اجتماعی سوزان بختیاری زاده پیرامون وضعیت پارک ججاب بانوان است که در دومین نشست توسعه نامناسب محلات شهری اهواز در حضور شهردار اهواز مطرح کرد که در ادامه شهردار اهواز دراین خصوص توضیحات لازم را بیان کرد.
پارک حجاب به مساحت ۱۱ هکتار حد فاضل بین پیچ استادیوم تا پل راهنمایی و رانندگی است . زمانی این پارک یکی از بهترین پارک های اهواز بوده که به گفته خود نیروهای شهرداری خاک مستعدی داشته و به راحتی میتوان فضای سبز بسیار خوبی در آن ایجاد کرد. بسیاری از ما خاطرات خوشی از این پارک قدیمی داریم .
متاسفانه این فضای بزرگ که می توانست تعداد زیادی از شهروندان را جهت استفاده از پارک و فضای سبز پوشش دهد چند سالی است به صورت یک پارک خصوصی و شخصی درآمده که همیشه درب آن قفل است .
در زمان آقای مهدوی شهردار وقت ، اگر اشتباه نکنم ۱۴ سال پیش قراردادی بین شهرداری و پیمانکار پارک حجاب بسته شد که کل این قرارداد به نفع پیمانکار بوده و شهرداران بعدی که متوجه اشتباهات این قرارداد شدند نتوانستند قرارداد را فسخ کنند من جمله خود آقای کتانباف در دوره قبل شهرداری .
– قرار بود پیمانکار پروژه در این پارک فضاهای فرهنگی و ورزشی ایجاد کند اما دریغ از ایجاد یک وجب از این فضاها !
– تمام این محدوده توسط پیمانکار پروژه مذکور نرده کشی شده و درب پارک همیشه قفل است یعنی مردم عادی به دلیل محصور بودن پارک هیچ استفاده ای از آن ندارند و این بر خلاف استانداردهای جهانی است .
– نرده کشی دور پارک باعث شده افراد اراذل و اوباش از پارک به عنوان جای امن برای خودشان استفاده کنند .
– تنها کاری که پیمانکار در این چند سال انجام داده ، ساخت یک پارکینگ در انتهای پارک بوده که هزینه ای هم برای ایشان نداشته و ایشان با سود زیادی که از پارکینگ داشته بقیه تعهدات خود را رها کرده است.
– قسمت هایی از پارک پر از زباله و بسیار چهره زشتی به خود گرفته است اما ماهها ست که تغییری در آن داده نشده است .
حال می پرسیم شهرداری چه تدابیری اندیشیده است ؟مردم لشکر آباد تا کی باید بدون پارک باشند ؟ اگر قرارداد به هر دلیلی فسخ نمی شود چرا پیمانکار را مجبور به عمل کردن به تعهداتش نمی کنند ؟ چرا شهرداری حداقل نرده های دور پارک را بر نمی دارد تا مردم به راحتی استفاده کنند ؟ مگر این قراداد چگونه بسته شده که اصلا از طرف شهرداری قابل فسخ نیست ؟ و ….
در آخر چرا طبق استاندارهای جهانی و کشوری مردم نمی توانند از این پارک استفاده کنند و پارک یک فضای شخصی شده است ؟ نرده ها را بردارند تا تکلیف این قرارداد ننگین روشن شود.
علیرضا عبدالله نژاد سردبیر پایگاه خبری صبحانه پرس
برنامه ریزی شهری از آنجایی که با تخصیص و توزیع منابع کمیاب در بین مکان های مختلف شهر در ارتباط است مشکل بودن آن به معیاری همچنین عدالت اجتماعی ضروری تلقی می شود. زیرا در غیر اینصورت می تواند به برخودداری برخی از مکان ها نسبت به سایر مکان ها در شهر منجر گردد.
از این منظر نقطه اشتراک برنامه ریزی شهری و عدالت اجتماعی در شهر، عدالت توزیعی است. اساس توزیع عادلانه خدمات شهری نیز توجه به دو معیار قابلیت دستیابی و چگونگی فضایی خدمات در شهر می باشد.
در حلسه گذشته رییس شورای شهر اهواز اذعان کرد که برنامه جامع ۵ ساله این کلانشهر که در دوره گذشته توسط اساتید دانشگاه شهید چمران اهواز تدوین شده است دارای ایرادات و اشکالات متعددی است که باید بازنگری شود.
در این میان رسالت ما به عنوان خبرنگار احصا نواقص و انعکاس آن به مسئولان جهت رفع این نواقص و معضلات است. با توجه به تلاش هایی که شهردار سختکوش اهواز متحمل می شوند و ما بر ان واقف هستیم متاسفانه این خدمات برای شهروندان ملموس نیست. بدیهی است یکی از دلایل مشکلات بسیار شهر اهواز در زیرساخت ها و کمبود اعتبارات شهرداریدر رفعاین معضلات و نواقص است.
این امر چه بسا وظیفه و بار رسالت خبرنگاران به عنوان چشم های بیدار مردم را سنگین تر می کند. بنابراین برخود لازم می دانم نتیجه این کاوش ها و تحقیقات که اکثر آن برداشت از کتاب آمار نامه شهرداری اهواز است مبین عدم رعایت توازن و عدالت در هزینه کرد شهرداری در محلات مختلف اهواز است. البته پرواضح است که مناطقی که درآمد بیشتری برای شهر ایچاد می کنند حق خواهند داشت بودجه بیشتری نیز جهت عمران و خدمات مصروف نمایند.
بهرحال شهرداری اهواز قطعا موظف است در این باب نیز رعایت عدالت بنا به پیش گفته را داشته باشد.من باب مثال: بنا به آمار استخراج شده از آمارنامه شهرداری اهواز سرنه فضای سبز در حوزه منطقه ۲شهرداری اهواز حدود ۴/۵ برابر حوزه منطقه ۸ و ۱۰ برابر حوزه منطقه شش می باشد. این رقم حدود ۲/۳ برابر کل کلانشهر اهواز است.
به عبارت دیگر اگر سرانه فضای سبز هر شهروند اهواز ۱۲/۸ متر مربع باشد هر شهروند ساکن در حوزه منطقه شش ، ۳ متر مربع و هر شهروند ساکن حوزه منطقه دو ، ۳۰ متر مربع سراتنه فضای سبز را به خود اختصاص می دهد.
با توجه به آلودگی های هوای اهواز ناشی از ریزگردها و فلرهای نفتی و… سرانه فضای سبز مذکور می تواند میزان قابل توجهیی بر سلامتی ساکنان هر منطقه اثر مثبت ومنفی داشته باشد.
عدم وجود عدالت در توزیع فضای سبز در شهر اهواز به چه دلیل صورت گرفته است. بهرحال جای بحث دارد. ولی به عنوان خبرنگار نه تنها ایرادت را گوشزد می نماییم بلکه سعی داریم به مسئولان متولی به خصوص شهردار اوز پیشنهادات کارشناسی سازنده نیز ارائه کنیم.
در ادامه سوالات خود را از شهردار اهواز مطرح می کنم.
۱) آیا احداث پارک جنگلی ۱۲ هکتاری در مدخل ورودی مجتمع بنکداران غرب مجاور مسیر پل سوم در اولویت بوده است ؟
۲) با توجه به امار فوق از فضای سبز منطقه ۲ شهرداری پاسخ سوال اول روشن است. قطعا اولویتی در این امر وجود نداشته است. آن هم با توجه به مشکلات کم آبی و به خصوص تامین آب کافی جهت نگهداری فضای سبز
۳) اعلام انجام تعجیل در اجرای فضای سبز مذکور آنهم توسط سازمان خدمات موتوری شهرداری که قطعا فازغ از انجام مراحل تشریفات مناقصه و روال معمول می باشد مبین وجود فوریت در انجام پروژه مورد نظر ارزیابی می شود. با عنایت به مطالب مطروحه غیرعادی و به قول امروزی ها بودار به نظر می آید.
۴) اعلام کاشت درخت خاص و مفیدی بنام مورینگا در فضای سبز مذکور و تبلیغ در این خصوص غیرعادی بودن موضوع و تعجیل در اجرا و غیرضروری بودن امور مذکور شک به اولیت دار بودن این پروژه را دوچندان می کند.
۵) با توجه به محدو بودن درآمدهای شهرداری و مضیقه در اتمام پروژه های نیمه تمام سال های گذشته که تعداد آنها کم هم نیستند عدم اولویت اجرای پروژه فوق الذکر در کنار دیگر فعالیت های عمرانی غیرمعمول و غیرضرور در منطقه کیانشهر علامت سوال به بزرگی کل شهر اهواز در ذهن هر بیینده ای ایجاد مینماید.
این در حالی است که مناطق کم برخودار که در وضعیت بسیار نامطلوب و بعضا خطرناک به سر می برند در اهواز کم نیستند. بعلت کثرت مناطق مورد نظر از نام بردن آنها صرف نظر میکنم.بنابراین اگر به عدالت درامئ شهرداری در مناطق مختلف هزینه گردد فاصله قیمت . بها ساختمانهای مسکونی وتجاری شهروندان اختلاف فاحشی پیدا نخواهد کرد. حال آنکه مناطق شهر تا چندین برابر نقاط دیگر شهر با کاربری های مشابه ارزش داشته و عینیت بسیار بارز و روزشن آن در منطقه کیانشهر قابل رویت است.
۶) اتوبان های آسفالته موجود در مناطقی که تا صدها متر اطراف آن هیچ واحد مسکونی وجود ندارد.
۷) پیاده روهایی که تا صدها متر اطراف آن سواره ای وجود ندارد چه رسد به پیاده ای
۸) زمین های ورزشی محله ای که بدون وجود سکنه تا صدهامتر اطراف آن منزل مسکونی وجود ندارد و سال ها از ساخت این زمین های ورزشی می گذرد بدون اینکه حتی یک بار مورد استفاده قرار گیرد.
۹) بازاچه مسقف ، آتش نشانی ، سرای محله ،اتوبان های متعدد و متعدد،با صرف میلیاردهاتومان از بودجه شهرداری مظلوم و ضعیف اهواز و از جیب مردم متدین شهر در منطقه کیانشهر اهواز هزینه شده هزاران قطعه زمین بدون اینکه مشخص باشد متعلق به کیست؟
۱۰) در منطقه کیانشهر شاهد افزایش چشمگیر قیمت هزاران قطعه زمین و شاید تا چندین برابر بودجه عمرانی چندین سال شهر اهواز هستیم. بعضا این اراضی متعلق به تعاونی های مسکن و ارگان ها معرفی می کنند. اما هیچگاه مشخص نیست که این تعاونی های مسکن متشکل از چه اعصای با چه مسخصاتی هستند؟
این افزایش نجومی و غیرعادلانه بها اراضی مذکور فقط و فقط مرهون عدم رعایت توسعه نامتوازن محله مذکور نسبت به کل شهر اهواز م باشدو توقع از شهردار سختکوش و شورای شهر اهواز به عنوان همکار وناظر بر عملیات شهرداری اولا یافتن دلایل انجام این کارها در سال های گذشته است. ثانیا جلوگیری از تکرار و پیروی از انجام این ظلم بین است.
۱۱) چه اصراری به مرتبط کردن کیانشهر با چندین منطقه دیگر به خصوص کیانپارس و کیان آباد است؟ آیا صرورت احداث زیرگذر مورد نظر در ۱۸متری چهارم کیان آباد که این منطقه به کیانشهر متصل نمایند. ضرورتی شبیه ضرورت پارک جنگلی ۱۲ هکتاری نیست؟
آیا در اهواز ملاشیه ، عین دو ، منازل منبع آب ،کوی رمضان و … دارای هیچگونه اولویتی نیست آیا چاله وچوله های خیابان های کیانپارس که مولد درآمد منطقه دو شهرداری است ارجحیتی بر هزینه کرد نسبتبه پروژه های مذکور ندارد؟!
ثریا زندیار روزنامه نگار، فعال رسانه و منتقد
سیمای هر شهر میتواند بر روح و روان شهروندانش تاثیر مثبت یا منفی بگذارد اما تاثیر بیشتر آن در ساختار اقتصادی و روابط و مناسبات اجتماعی، کیفیت و بهره مندی از زندگی، و بهداشت و سلامت جسم است.
برای ارائه تصویری کلی از شهر اهواز اول به فرم اجتماعی _ اقتصادی آن نظری بیندازیم اما قبل از آن باید گفت که در تکوین یک مجموعه شهری، عوامل مختلفی مانند میزان گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن، میزان نوسازی و توسعه اقتصادی و میزان دموکراتیزه شدن جامعه یعنی پیدایش سازمان ها و تشکل های طبقات پایین، موثر هستند .
کمی به گذشته برگردیم مثل دوران پهلوی که با نیروهای اجتماعی_ سنتی مقابله کرده و از فرآیندهایی که به پیدایش نیروهای اجتماعی مدرن انجامید، حمایت کرد؛ جامعه امروز خوزستان دو پاره شده اما نه در آن مقیاس، بلکه در مقیاس فقر و ثروت و ازسویی مقیاس اختلاس و خدمتگزاری که البته سرعت سایبری و بروز شبکه های اجتماعی باعث شد کمی آگاهی صورت بگیرد و امروز بعد از همه جهان سومی ها معنای حقوق شهروندی را بدانیم و کمی از خواسته هایمان را مطرح کنیم تا منافع مردمی به فنا نرود البته فقط متوجه شدیم که حقوقی داریم اما از محتوا و چند و چون حقوقمان به یُمن عدم آموزش ها، هنوز مطلع نیستیم.
اینکه یک شهر، شهروندانی دارد که نیازها و حقوقی دارند و از سویی، مسئولانی که وظیفه خطیری بر عهده دارند؛ اینها دو مقوله اصلی امروز ما در تشریح اهواز است.
از جمله وظایف خطیر مسئولان و مدیران شهری، مدیریت شهر به تناسب خواست جامعه، برنامه ریزی و ساماندهی، آرام سازی و بهسازی فضا و تجهیزات شهری است. در این میان مبلمان و تجهیزات شهری، رابطه معناداری با کلمه ی آغازین این مطلب یعنی «سیمای شهری» دارد، چیزی که در این مقاله مد نظر ماست؛… که شامل مبلمان خیابان، مبلمان پارکی و تجهیزات زمین بازی کودکان، مبلمان ترافیکی( تابلوهای خیابانی و تجهیزات راهنمای ترافیک شهری) سازه های اطلاع رسانی و تبلیغات است.
انگلیسی ها می گویند «اگر میخواهید احترام مدیران شهری را نسبت به مردم بسنجید، به مبلمان آن شهر نگاهی بیاندازید» سوال اینجاست که آیا برنامه ریزی جامعی جهت داشتن سیمای مناسب شهری اهواز وجود دارد؟
جزئیتر اگر به بررسی مبلمان شهر اهواز بپردازیم به جواب این سوال می رسیم.
برای طراحی مبلمان شهری باید فاکتورهای مختلفی مانند توجه به اقلیم ، آب و هوا، فرهنگ و سنتهای اجتماعی، مکان یابی و موقعیت آنها را در نظر گرفت. مبلمان شهری آینه ای از فرهنگ شهر است.
به سراغ جزئیات می رویم:« سطل زباله» نشان آراستگی و نظافت و بهداشت عمومی، اگر سری به مناطق مختلف شهری اهواز بزنیم، خواهیم دید که در ۱۰ خیابان مثلا کیانپارس یا کوی ۲۲ بهمن، یک سطل زباله بزرگ وجود دارد که هر بار ابتدا یا انتهای یکی از خیابان ها قرار دارد یا گاهی اصلاً نیست!چرا ؟
یا چرا سطل زباله تر و خشک به صورت مجزا وجود ندارد؟ چرا فرهنگ سازی در این خصوص صورت نگرفته و فقط سالهای سال است که عکس یک کیسه زباله را روی سازه های تبلیغاتی برای ساعت ۹ تبلیغ می کنند که البته قبل از ساعت ۹ شب، زباله گردها. که به دنبال ظروف پلاستیکی می گردند، زباله ها را در خیابان پخش کرده و ماشین شهرداری تنها زباله هایی را در آن زمان کوتاهِ ایستادن می تواند بردارد که درون کیسه باشند و بقیه زباله ها باید جلوی در هر خانه پخش بمانند!!!
«ساعت شهری» اگر به ساعت همین میدان ساعت نگاه کنیم، گاهی می بینیم که هر کدام یک زمان را نشان می دهد و گاهی در ایستایی به سر می برند در صورتی که ساعت، اهمیت زمان و افزایش دقت و برنامه ریزی را نشان می دهد و البته زیبایی برای محیط …
«سرویس های بهداشتی شهری» باز هم نشان نظافت فردی و عمومی است و احترام به شهروند… چرا فقط در پارک ها باید سرویس بهداشتی وجود داشته باشد آن هم برخی با درهای قفل شده! آیا امکان سازه موقت یا قابل حمل در نقاط مختلف شهر وجود ندارد؟
در خصوص «ایستگاههای اتوبوس» در مناطق مختلف آن هم برای گرما و دمای کشنده اهواز، چرا باید این نوع ایستگاه هایی که در سطح شهر شاهد هستیم، استفاده شود؟ البته مناطق مختلف را که سرک بکشیم که برخی همان ایستگاه را هم ندارند یا اگر هست فقط یک تابلو و یک اسکلت بدون صندلی، کولر هم پیشکش روی مبارک.
«صندلی» یکی از مهمترین خدماتی است که باعث میشود مردم هم استراحت کنند و از مناظر زیبای شهر لذت ببرند و اگر هم طرحی زیبا داشته باشد قطعا فضا را زیباتر کند. آیا در خیابانهای اصلی و پر تردد شهر و یا حتی پارکها ، صندلی برای نیاز شهروندان وجود دارد بارها که این سوال را پرسیدیم، مجموعه شهرداری در پاسخ گفتهاند «صندلی ها را میشکنند و میبرند » که البته این پاسخ مضحکی است، چرا که هم باید فرهنگ سازی شود که دیگر مردم نه بشکنند و نه ببرند و هم سوال پیش می آید که آیا همان چند صندلی سنگی خیابان طالقانی اهواز یا چند صندلی سنگی خیابان سلمان فارسی را بردند یا شکستند؟ اتفاقاً چنین طرحی که هماهنگ با کفپوش خیابان باشد یک هارمونی و نمای زیبایی به خیابان و فضا می بخشد!
چرا آموزش و فرهنگ سازی در شهر به گونهای نیست که مردم در زیبا بودن سیمای شهر سهیم شوند و مشارکت داشته باشند؟یا در خصوص «ساختمان ها و نمای آنها» چرا مصوبه ای برای ایجاد هارمونی و طراحی منسجم ساختمان ها در سطح شهر نیست و اگر هست چرا اجرایی نمیشود؟
چرا پیادهروها مناسب قدم زدن و پیاده روی نیست و هر فروشگاه یا هر شهروند برای خانه اش به حریم پیاده رو تجاوز میکند ؟ یا دستفروشان متحرک و ثابت و گدا ها و گل فروشان و فال فروشان یا آب خنک فروشان باید پیاده رو ها را اشغال کنند؟ یا چرا شرکت های خدماتی مثل آب، گاز، برق، تلفن و حتی خود شهرداری پیاده رو ها را می کنند تا مثلاً مشکلی را در محدوده ای برطرف کنند اما بعد از حل کردن مشکل، باید مدتها رفت و آمد تا آن کَنده پُر شود!
مگر نه اینکه اصل ۹ ماده ۹۶ تبصره ۶ مقررات شهرداری ها هر تعرضی در این معابر را تخلف تلقی میکند؟ و طبق ماده ۵۵ تبصره یک قانون شهرداریها اشغال معابر عمومی ممنوع است؟ مگرنه بند ۲۰ همان ماده از قانون تاکید بر این دارد که شهرداریها موظفند با مشاغل مزاحم یا مواردی که مزاحمت برای شهروندان باشد برخورد کند؟ پس چرا سراسر شهر اهواز پر است از ماشین های میوه و تره بار فروشی؟ پر از از مشاغل مزاحم؟ چرا نمای خیابان ها در بسیاری از خیابان های اصلی شهر اهواز اینقدر مرده و بی رنگ و روح است ؟
مناطق کمبرخوردار را که دیگر نباید از سرزندگی صحبت کرد، یا منِ شهروند چرا نمیتوانم از عرض مفید پیاده رو به راحتی عبور کنم ؟ چون آنقدر بالا و پایین میشود که ترجیح میدهم از سواره رو بروم که آن هم اتفاقات خاص خود را دارد ! آیا درباره این مباحث مصوبهای داشته ایم؟ اگر بوده به چه دلیل اجرایی نمیشود؟ اگر اجرا شده چرا در حد ضعیف بوده که تغییری در سطح شهر اهواز حادث نمی شود؟
مصداقی عرض می کنم شهرداری کاشان یکی از خانههای میراثی شهرش را خریداری کرده و با بهسازی و زیبا سازی که روی آن بنا انجام داد باعث جذب گردشگر شده و درآمدهای خوبی را هم برای خود کسب کرده است . آیا طرح های خلاقانه این چنین یا مسابقات در سطح شهر برای مهندسان جوان عمران شهری، شهر سازی و زیباسازی ایجاد شده که هم روحیه امید و جوانگرایی تزریق شود و هم نظر جوانان شهر را جویا شده باشیم؟ این همه با سلیقه افراد تکراری و مدیرانی که بعضا هم متخصص نیستند بهره کافی را برده ایم، هیچ تحولی و امیدآفرین صورت نگرفت! کافی نیست؟
چرا مراکز میوه و تره بار این همه آلوده و کثیف است؟ آیا سری به میادین و مراکز و بازارچه های میوه و تره بار زده اید؟ لجن ها و بساطی ها و میوه های ارزان قیمت لِهیده و گوجه های گندیده و خرما های پر از مگس خیابان سی متری و کیان را دیده اید؟
به برجسازی ها در منطقه کیانپارس اشاره ای نکردم، این برج سازی ها به قدری زیاد شده که در چند سال آینده اگر خدایی نکرده زلزله یا رخداد طبیعی پیش بیاید، شهری بدتر از بم را هم باید پیش بینی کنیم اما در مناطق کمبرخوردار مجوز ساخت و ساز به سختی صادر میشود و یا در منطقه کیانشهر ساخت و ساز بی رویه را به سرعت شاهد هستیم!
میزان سرانه فضای سبزی که در سطح شهر اهواز است بر اساس هر نفر آیا به نسبت جمعیت کل اهواز کافی است؟ چرا برخی مناطق مثل کوی رمضان و حصیر آباد و شهرک برق و پردیس و کوی مهدیس و کیان و سپیدار و باهنر باید در برهنگی فضای سبز و دریافت خدمات باشند و منطقه ای مثل کیانشهر سیر صعودی توسعه را از سر گرفته؟ راستی قضیه کیانشهر چیست؟
البته که از توسعه هیچ منطقهای ناراحت نمی شویم و این جای بسی خرسندی است اما چرا توسعه متوازن در شهر اهواز در ادوار مختلف صورت نگرفته و هر بار تقصیر را به گردن گذشتگان میاندازیم؟ مثل عضو شورای شهر چهارم که گفت «جنگ» مهمترین مانع سد راه پیشرفت اهواز است!!
در خصوص اِلِمان های شهر اهواز، چرا طرحهای خلاقانه استفاده نمیشود؟ چرا این همه الگوی رایج و عمومی مورد استفاده است؟ چرا حداقل الگوبرداری از شهرهای پیشرفته کشور نمی شود یا به فرهنگ بومی اقوام در خوزستان مراجعه نمی شود؟ با توجه به اینکه از تنوع قومی در استان هم بهرهمند هستیم!
چرا بلوار های خیابان ها مثلا در منطقه ۴ شیر و کوی فرهنگیان اجاره داده می شود و کیوسک داران بنزین فروش و سیگار فروش بلوارها را قرق کرده اند؟ آیا این از بین بردن سیمای زیبای یک شهر نیست؟ تازه توالت صحرایی هم درست می کنند با اجازه خودشان، و می گویند پولش را به شهرداری داده ایم؟ بعد از طرفی ترافیک و تصادف را در پر تردد ترین منطقه (چهارشیر) شاهد هستیم !
میخواهم بگویم ؛
در کل «خوانایی محصول» در اهواز نداریم یعنی محصولی که طراحی می شود، یا به شهروند ارائه می شود برای هر گروهی مورد استفاده قرار نمی گیرد چرا که نیاز شهروند برآورده نمی شود اما چرا؟
احسان سپهوند روزنامه نگار و مدیر مسئول پایگاه خبری تابانیوز
مدیر مسئول پایگاه خبری تابانیوز در دومین نشست بررسی توسعه نامتوازن محلات شهر اهواز گفت : طرح تفصیلی عبارت از طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع شهری و نحوه استفاده از زمینهای شهری در سطح محلات مختف شهر، موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور، میزان تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی در واحدهای شهری، اولویتهای مربوط به مناطق و بهسازی، نوسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت تمامی عوامل مختلف شهری در آن تعیین و نقشه ها و مشخصات مربوط به مالکیت بر اساس مدارک ثبتی تهیه و تنظیم می شود.
احسان سپهوند افزود: بررسی و تصویب طرحهای تفصیلی شهری و تغییرات آنها در هر استان یا فرمانداری رییس شورای اسلامی شهرستان، شهردار، نمایندگان سازمان میراث فرهنگی، مسکن و شهرسازی و نماینده مهندسی مشاور تهیه کننده طرح، انجام میشود. آن قسمت از نقشه های تفصیلی که به تصویب انجمن شهر (شورای اسلامی شهر) برسد، برای شهرداری لازم اجرا خواهد بود.
وی گفت :میهمانان گرانقدر، اساتید محترم دانشگاه، اعضاء محترم شورای شهر و شهردار کلانشهر اهواز، از مصادیق توسعه نامتوازن شهر اهواز فقدان وجود کاربری های فرهنگی، ورزشی و فضای سبز در نواحی مختلف شهر است.
نمی توان توسعه نامتوازن شهر را حاصل اختلال برنامه ریزی یک دوره از شورا یا مدیریت یک شهردار دانست و طی چندین دهه متاسفانه آنگونه که شایسته بوده است مناطق مختلف شهر اهواز از حیث برخورداری از کاربری های غیرمسکونی به صورت یکسان منتفع نشده اند.
این فعال رسانه یادآور شد: اگر چه در سالهای اخیر توسط مهندس کتانباف با طرح های توسعه پارکهای ساحلی بخش هایی از ساحل چنیبه، گاومیش آباد، پارک شهروند بهره مند شدند اما این نقیصه بزرگ به وضوح در اقصی نقاط شهر اهواز قابل مشاهده است.
با این وجود، سوال به روشنی در خصوص دلایل عدم پراکنش یکنواخت کاربری های غیرمسکونی است و راهکاری که در آینده می تواند به عنوان چاره، جلوی توسعه نامتوازن شهر را از حیث خدمات رسانی به شهروندان بگیرد.




















