ساناز فدعمی_ امروز ۱۷ مرداد ماه در تقویم کشور عزیزمان ایران روز خبرنگار است، روزی که معمولاً پُر از پیامهای تبریک، عکسهای یادگاری، لوح تقدیر و جملههایی درباره اهمیت رسانه و جایگاه خبرنگار! اما کاش در کنار همه این تبریکها، یک بار هم درباره حال خود خبرنگار حرف بزنیم؛ درباره معیشتش، دغدغههایش و شرایطی که سالهاست با آن دستوپنجه نرم میکند.
واقعیت این است که وضعیت معیشتی خبرنگاران در کشور خوب نیست و در استان خوزستان، با وجود ظرفیت عظیم اقتصادی و صنعتی، این شرایط شاید بیشتر به چشم بیاید. خوزستان استانی است که نفت، گاز، فولاد، پتروشیمی، صنایع بزرگ و شرکتهای اقتصادی فراوان دارد اما بخش زیادی از رسانههای محلی و خبرنگاران آن همچنان برای ادامه فعالیت با مشکلات مالی جدی روبهرو هستند.
این تناقض واقعاً قابل تأمل است! چطور میشود در استانی با این حجم از فعالیت اقتصادی، خبرنگاری که قرار است صدای همین جامعه باشد، برای تأمین هزینههای ساده زندگی خودش دغدغه داشته باشد؟
خبرنگار هم اجاره خانه دارد، هزینه رفتوآمد دارد، خانواده دارد، فرزند دارد و مثل همه مردم با افزایش هزینههای زندگی روبهروست. نمیشود همیشه از «رسالت خبرنگاری» گفت و فراموش کرد که خبرنگار قبل از هر چیز یک انسان است که باید بتواند زندگیاش را اداره کند.
در ماههای گذشته و با آغاز شرایط جنگی و تنشهای ناشی از جنگ ایران و آمریکا، شرایط رسانهها سختتر هم شد. بسیاری از دستگاهها و شرکتها با استناد به شرایط جنگی، ارتباط و تعامل خود با رسانهها را محدود و یا قطع کردند و عملاً رسانههای محلی بیش از گذشته تنها ماندند.
البته شرایط جنگی اقتضائات خودش را دارد و کسی انتظار ندارد در چنین شرایطی همه چیز مثل روزهای عادی پیش برود. اما یک سؤال جدی وجود دارد: آیا در شرایط بحران، رسانه باید حذف شود یا اتفاقاً نقش آن پررنگتر شود؟
پاسخ این است مردم در شرایط بحرانی بیشتر از همیشه به خبر دقیق و معتبر نیاز دارند و بیشتر از همیشه دنبال این هستند که بدانند چه اتفاقی افتاده، چه چیزی واقعیت دارد و چه چیزی شایعه است. پس رسانه نمیتواند در زمان بحران تعطیل شود از طرف دیگر، رسانههای محلی بدون حمایت و بدون یک رابطه حرفهای با دستگاهها و شرکتها، بهسختی میتوانند دوام بیاورند.
منظور از حمایت هم این نیست که رسانه وابسته شود یا قلم خبرنگار در اختیار روابط عمومیها قرار گیرد اتفاقاً برعکس، رسانه باید مستقل بماند اما میتوان میان رسانه و سازمانها و شرکتها یک تعامل حرفهای، شفاف و محترمانه وجود داشته باشد.
تعاملی که هم استقلال رسانه حفظ شود و هم رسانه محلی بتواند به فعالیت خودش ادامه دهد. گاهی احساس میشود برخی مجموعهها رسانه را فقط زمانی دوست دارند که قرار است خبر عملکردشان منتشر شود اما وقتی خبرنگار سؤال میپرسد، مطالبه مردم را مطرح میکند یا درباره یک مشکل گزارش تهیه میکند، شرایط تغییر میکند.
مگر نه اینکه خبرنگار برای همین سؤال پرسیدنها خبرنگار است و قرار نیست فقط اخبار آماده را منتشر کند و فقط تریبون روابط عمومیها باشد. رسانه اگر قرار است نقش خودش را درست انجام دهد، باید بتواند هم خبر خوب را منتشر کند و هم درباره مشکلات سؤال بپرسد.
در استان ما خبرنگاران سالهاست در سختترین شرایط کار کردهاند؛ از گرمای طاقتفرسا گرفته تا آلودگی هوا، گردوغبار، قطعی برق، مشکلات آب، حوادث و بحرانهای مختلف.
خیلی وقتها خبرنگار محلی با هزینه شخصی خودش به محل حادثه یا مشکل میرود، گزارش تهیه میکند و برمیگردد! بدون اینکه کسی حتی بداند هزینه همین رفتوآمد از کجا تأمین شده است.
بنابراین امروز که روز خبرنگار است، شاید بد نباشد به جای اینکه فقط بگوییم «روز خبرنگار مبارک»، کمی هم درباره آینده این حرفه فکر کنیم. خبرنگار به تبریک نیاز دارد، اما فقط به تبریک نیاز ندارد بلکه به امنیت شغلی، درآمد مناسب بیمه، احترام و حمایت واقعی نیاز دارد.
روز خبرنگار مبارک؛ اما امیدوارم روزی برسد که خبرنگار برای ادامه دادن این حرفه، مجبور نباشد میان علاقه به خبرنگاری و تأمین نیازهای زندگی یکی را انتخاب کند چرا که خبرنگار هم زندگی دارد.















