می گم عمو خانقلی این جریان گردش نخبه ها که هی دم و دقیقه بوقش تو صور اسرافیل و روزنامه و رادیو تلویزیون و تلگرام و واتساپ دمیده می شه و گوش عالم و آدم را هم کر کرده، میدونی چه هست؟ من که نه سر در نمیارم، نه عقلم قد میده و نه فکرم […]
توضیح: در دهه ی پنجاه، صنعت خودروسازی ایران علاوه بر پیکان انواع و اقسام ماشین های آلمانی، آمریکایی، ژاپنی، انگلیسی و فرانسوی را به فراوانی به بازار عرضه می کرد، بعضی از این ماشین ها به اسامی فارسی نام گذاری شده بودند مثل:آریا، آریا شاهین ، جیپ شهباز، جیپ آهو و… جیپ شهباز در حکایتی […]
بنده ی خدا خالو قباد توی این همه مقام و منصب و شغل ، عشق نماینده شدن داشت ، گفتم خالو جریان عاشق شدن مه تقی که بین اون همه دختر یه دل و صد دل عاشق دختر علمدار شد را میدونی؟ گفت خالو نه… گفتم ، عمو علمدار، به مه تقی گفت: دختر را […]
میرزا جعفر چرا نشسته ای ؟ کجای کاری !! چرا قنبرک زدی ؟مگه برای انتخابات مجلس اسم ننوشته ای؟ میرزا هم چی شده ،بازهم شروع کردی به نق زدن و گیر دادن ،خوب مگه کسی که اسم نوشته برای مجلس باید فیل هوا کنه ؟ کا جعفر مثل اینکه خیلی از قافله عقبی ، […]
سیل ۹۷ و طغیان کرخه و کارون و دز و بی خانمان شدن تعدادی از هموطنان خوزی بد جوری حالم را دگرگون کرده بود، چندرقاز روز مبادا (پس انداز) را از بیخ و بُن و تا ریال آخر از بانک بیرون کشیدم و مثل مرحوم ژان والژان قهرمان رُمان بینوایان به بازار مکاره اهواز رفتم […]
در ولایت ما حدود ۲۱ دکان دایر بود، اما دکان میرزا حسنعلی اصفهانی رونقی دیگر داشت. میرزا قران بزرگی با جلد ترمه داشت که همیشه دم دستش بود و به وقت خلوت مغازه،معمولا آیاتی تلاوت می کرد. میرزا حسنعلی بارها به مردم آبادی ابراز و اعلام کرده بود که دنبال ثواب و تلاوت کلام […]