پروژه نیمه تمامی که شریعتی را پایین می آورد، طرحی است که شریعتی به خوبی آنرا آغاز کرد اما نتوانست به درستی از آن بهره ببرد. طرحی که ابتر ماند.
احسان سپهوند– برای زمینه سازی بحث اصلی ابتدا اصلاح طلبان کشور را در سه دسته تقسیم بندی می کنیم که نوع خوزستانی های نیز طبیعتا از این قاعده بازی خارج نیستند.
دسته اول آنها که اصلاح ساختار سیاسی استان را در تغییر مدیران می بینند. ایشان معتقدند با تغییر مدیران و جایگزینی نفرات با اصلاح طلبان قادر خواهند بود که اندیشه های اصلاح طلبانه را در خوزستان مستولی گردانند.
عمدتا این افراد برای کرسی های مدیریتی در استان وارد درگیری و سیاسی کاری می شوند. درگیری این دسته که پرجمعیت ترین دسته اصلاح طلبان نیز هستند طبیعتی ذاتی اش منتج شدن به دعواهای قومیتی است.
دسته دوم بر مشی و روش متکی هستند و نام نفرات کمتر برای شان اهمیت دارد. این دسته اهداف اصلاح طلبی را دنبال می کنند و خواسته قلبی شان حصول نتایج برای اصلاح طلبان است و اگر این اقدامات به دست یک اصولگر! هم برآید از او حمایت می کنند. ایشان دست یابی به اهداف اصلاح طلبان را با هیچ چیز معامله یا معاوضه نمی کنند. این دسته اخیر معمولا توسط نوع اول و خصوصا جوانان پرشور تکفیر می شوند.
دسته سوم نیز به قول استاد علوی تبار، افرادی هستند که در شرایط موجود حصول اصلاحات را ممکن نمی دانند و تغییر بخشی از ساختار نظام را پیش زمینه موفقیت اصلاح طلبان می دانند و به تغییر مدیران (دسته اول) و به رویه اجرایی (دسته دوم) اعتقادی ندارد و پیش شرط هر تغییری را حصول بستر مطلوب می دانند. این دسته از اصلاح طلبان در خوزستان بسیار اندک و شاید هم نایاب هستند.
استاندار خوزستان با تبری جستن از رویکردهای سیاسی اصلاح طلبانه رویه ای را در بهبود ساختار اقتصادی پیش گرفت که طبیعتا در دولت میانه اندیش روحانی، بهترین مطلوب بود. روش شریعتی ایجاد جو آرام برای پرورش بستر مناسب فعالیت های رونق بخش به اقتصاد درون استان بود.
شریعتی بسیار کوشید تا به واسطه تغییرات بزرگ مثبت اقتصادی، مخالفان سیاسی اش را به سکوت قانع کند. مخالفان شریعتی بیش از اینکه اصولگرایان باشند در زمره گروه اول می گنجند و دلزده از فقدان تسلط مدیران اصلاح طلب بر مناصب هستند.
اما شریعتی در مدت قریب به دو سال آنچنان که می خواست و مطلوبش بود نتواست با طرح نیمه تمامش یعنی اصلاح ساختار اقتصادی استان، ضعف در کنشگری سیاسی اش در خوزستان را جبران کند.
در پروژه هوشمندانه اما نیمه تمام شریعتی پاشنه آشیل استاندار خوزستان برخی مدیران ضعیف القاء شده به وی هستند که تعدادشان هم کم نیست. بد ماجرا جایی است که این مدیران علاوه بر ناتوانی در انجام امورات تخصصی، ثبات رفتاری در تمایلات سیاسی شان نیز ندارند. این مدیران ارشد در روزگار احمدی نژاد وی را می ستودند؛ در برابر روحانی اصل اعتدال هستند و از آن سو برای به دست آوردن دل اصلاح طلبان و بازی گری در عرصه سیاست، پشت درب های بسته و نهان از دیدگان عموم، سخنان اصلاح طلبی بر زبان جاری و ساری می کنند.
استاندار خوزستان برای اصلاح ساختار سیاسی و حتی پروژه نیمه تمام رونق بخشی به اقتصاد خوزستان راهی به جز استفاده از نظرات و مشاوره دسته دوم اصلاح طلبان ندارد. افرادی که به دور از منفعت طلبی های شخصی، صرفا خواست مردم را در اصلاح وضعیت جاری دنبال می کنند البته این به معنای واگذاری پست های اجرایی نیست زیرا که همچنان که پیش از این گفته شد دسته دوم قائل به حصول اهداف هستند نه کسب عناوین!
مشاوران شریعتی می بایست او را آگاه سازند که بهترین رخ دادهای اقتصادی را با مشاوره از دسته دوم اصلاح طلبان و بدون حضور مدیران ضعیف می تواند به دست آورد زیرا که با تکیه بر اصلاح طلبان دسته اول و سیل خواسته ها، کسب رضای ایشان امری ناشدنی ست و پروژه اصلاحات اقتصادی اش نیمه تمام خواهد ماند…















